تصویر هوایی از ویرانه بدهیهای آمریکا
درحالیکه صحبت از «فروپاشی اقتصادی ایران» تقریبا به بخشی ثابت از اظهارات روزانه وزیر خزانهداری آمریکا تبدیل شده و مارکو روبیو، وزیر خارجه هم مدعی شده که دیگر تنگه هرمز تحت کنترل آمریکا قرار دارد و ایران کنترلی بر آن ندارد. بازارهای مالی تصویر دیگری نشان میدهند؛ تصویری از تأثیر جنگ ایران و اختلال در تردد از هرمز بر اقتصاد جهانی و البته بیشترشدن سنگینترین بدهی دولت آمریکا در تاریخ که بهتازگی رکورد 40تریلیون دلار را زده است.
بنا بر گزارش جدید فایننشالتایمز، قیمت نفت و بازده اوراق خزانهداری آمریکا اکنون «تنگاتنگترین رابطه خود از زمان جنگ اول خلیجفارس در سال 1990»را تجربه میکنند.
اوراق خزانهداری درواقع وامهایی هستند که سرمایهگذاران به دولت آمریکا میدهند و دولت متعهد میشود در سررسید، اصل پول را بازگرداند و طبق شرایط اوراق، سود بپردازد. بنابراین اگر دولت مجبور شود نرخ بازده اوراق را افزایش دهد، درواقع بدهی خودش را بیشتر کرده است.
از طرفی، اختلال در تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت که موجب افزایش تورم هم شده، انتظار بازار برای افزایش نرخهای بهره را افرایشمیدهد و بر دولت آمریکا فشار میآورد. علاوه بر اینها، وقتی دولت آمریکا مجبور میشود اوراق جدید را با نرخ بالاتری عرضه کند، این یعنی کاهش قیمت اوراق قبلی که خود فشار مضاعفی بر حجم بدهیها میشود. بهعنوان نمونه بازده 13هفتهای اوراق خزانهداری در روندی صعودی، از حدود
3/5درصد در 11فروردین به حدود 4درصد در 6مهر رسیده است. در شرایطی که بدهی دولت آمریکا به حدود 40تریلیون دلار نزدیک شده، با افزایش نرخ بهره اوراق جدید و کاهش قیمت اوراق قبلی، بار بدهی دولت در پی جنگ ایران، وخیمتر هم میشود.
کپیبرداری ناشیانه پهلوی از مدل تروریستی منافقین
رضا پهلوی در گفتوگو با فاکسنیوز از یک ایده جنجالی و همزمان خیالی سخن گفت: استفاده از داراییهای مسدودشده ایران برای خرید سلاح و انتقال آن به داخل کشور؛ سلاحهایی که قرار است بهگفته او در اختیار «مردم ایران» قرار بگیرد. او حتی مردم را «چکمههای روی زمین» نامید؛ تعبیری که منتقدان آن را بهمعنای تبدیل نیروهای داخلی به پیادهنظام یک درگیری مسلحانه دانستند.
به عقیده منتقدان خارج نشین، سلاحها را قرار است بهدست چه کسانی بدهند؟ چهکسی شناساییشان میکند؟ چهکسی آموزششان میدهد؟ و چه تضمینی هست سلاحی که وارد ایران میشود، فردا علیه مردم استفاده نشود؟
محمد منظرپور، فعال رسانهای مقیم آمریکا و از همکاران سابق بیبیسی فارسی، ایران اینترنشنال و صدای آمریکا، در گفتوگو با چهرههای سیاسی و نظامی این طرح را به بحث گذاشت. فرامرز دادرس، افسر سابق گارد شاهنشاهی و تحلیلگر مسائل نظامی و سیاسی، حتی یک سؤال طعنهآمیزتر مطرح کرد و گفت: اگر رضا پهلوی اینقدر برای وارد کردن سلاح به ایران مصمم است، چرا هزینهاش را از جیب خودش نمیدهد؟
ماجرا اما فقط پول و اسلحه نیست. منتقدان به عملیات «فروغ جاویدان» اشاره میکنند؛ تهاجمی که منافقین با پشتیبانی خارجی و تجهیزات سنگین وارد ایران شدند، اما در مرصاد به سد نیروهای ایرانی خوردند و تار و مار شدند. حالا قرار است همان نسخه، اینبار با «سلاح برای مردم» اجرا شود؟
صالح کامرانی، وکیل و تحلیلگر سیاسی و دیگر منتقدان میپرسند: نتیجه چنین نسخهای جز مسلحکردن فضای داخلی و بازکردن پای درگیری به داخل کشور چه خواهد بود؟
به بیانی دیگر، آنچه رضا پهلوی در این مصاحبه مرتکب شده، قبحزدایی و تابوشکنی در زمینه ایجاد جنگ داخلی در ایران است؛ مانند نقشی که در عادیسازی حمله خارجی به ایران ایفا کرد.
امنیت کشورهای منطقه با پذیرش ایران قوی منهای آمریکا
زمانی که موشک و پهپادهای ایرانی در طول جنگ 40روزه بر سر پایگاههای آمریکا و هر نقطه دیگری که نیروهای نظامیشان در کشورهای منطقه پناه گرفته بودند، فرود میآمد، ترامپ به خیال اینکه این کشورها علیه ایران شدهاند، ادعا داشت آنها را از مشارکت نظامی علیه ایران منع کرده، ولی هیچوقت فکرش را نمیکرد که گام بعدی کشورهای خلیجفارس بهجای پشت کردن به ایران، دنبال کردن «سازگاری» با این کشور باشد. شان ای. هاوارد، تحلیلگر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) که بیش از 20سال از فعالیت حرفهایاش در حوزه خاورمیانه و مبارزه با تروریسم متمرکز بوده است، یادداشت خود در فارینافرز را با تناقض جدیدی در میان این کشورها آغاز میکند، اینکه همچنان برای تامین امنیت خود به آمریکا وابسته هستند اما این وابستگی امنیتی، محدودیت خود را بههنگام حملات ایران آشکار کرد. از این رو، کشورهای خلیجفارس بهجای تکیه محض به این وابستگی، راهبردهای همپوشانی را جایگزین میکنند، روابط امنیتی-منطقهای خود را تنوع میبخشند و بهوقتش با تهران هم گفتوگوی مستقیم انجام میدهند. این راهبردها درواقع «مکانیسم بقا»ی این کشورها شده؛ روندی که آنها را به سازگاری با ایران سوق میدهد، وزن امنیتی آمریکا را کم میکند و حتی نقش آن را در منطقه منزوی میسازد. فایننشالتایمز هم در گزارشی به درخواست کشورهای خلیجفارس از بازتنظیم روابط با ایران میگوید امارات متحده عربی از «ذهنیت جدید» و قطر نیز از ایجاد «چارچوب امنیتی» منطقهای صحبت میکنند. بهنظر اندرو انگلند در فایننشالتایمز، درواقع نگرانی اصلی کشورهای عربی از ایرانی است که حتی بعد جنگ میتواند به آنان حمله کند و برای همین بهدنبال بهبود روابط میروند. هرچند آنچه از نظر این نویسندگان به دور میماند، واقعیت پذیرش قدرت ایران بهعنوان مقدمهای برای ثبات و صلح در منطقه است.
آب دزدی صهیونیستها و شروع «جنگ آب» در خاورمیانه
بعد از اینکه عبدالله دوم، شاه اردن در بخشی از سخنرانیاش در مجمع عمومی سازمان ملل، بر مسئله امنیت آبی کشورش در تقابل با اسرائیل اشاره و تأکید کرد، خبر رسید که اردنیها با ارائه اطلاعاتی مفصل به آمریکا، سرقت اسرائیل از منابع آبی این کشور را افشا و رسما اعلام کردند که دیگر بهدلیل «دزدی سهجانبه» اسرائیل از مهمترین منابع آبی کشورشان، توان همزیستی مسالمتآمیز با این موجودیت را ندارند.
3 محور حیاتی این منابع آبی شامل محور اول حاصبیا و جنوب لبنان است که از رود اردن تغذیه میکند، همچنین محور جولان و درعا و سویدا شامل چاههای زیرزمینی حوضه رود یرموک و محور سوم، محور کرانه باختری و اغوار است که آن هم تحت کنترل اسرائیل قرار دارد. حتی بهنظر تحلیلگران بخشی از اهداف فعالیتهای نظامی اسرائیل در بلندیهای جولان و جنوب سوریه فراتر از مسائل امنیتی، تلاشی برای تسلط بر منابع تغذیهکننده رودخانه «یرموک» است. آبدزدیهای صهیونیستها به اردن محدود نمیشود. نیویورکتایمز هم درگزارشی به داستان کشاورزانی در کرانهباختری میپردازد که محصولات کشاورزیشان در تابستان امسال از بین رفته و خشک شده است. دلیل آن بریدن و قطع ناگهانی لولههای آبی است که به زمین کشاورزیشان میرسید. این رفتار همان دولتی است که نخستوزیر جنایتکارش چندسال گذشته، درخصوص مسائل آبی ایران دلسوز شده بود و حتی پیشنهاد همکاری با متخصصان اسرائیلی هم داده بود.
روایت خبر
در همینه زمینه :