قاب اول
«سرخوردگی عمیق» پس از جنگ 12روزه
حمله به ایران در میانه مذاکرات، نگاه چهرههایی از جریان متمایل به غرب را تغییر داد.
محمد قوچانی در مصاحبهای گفت: «اعتراف میکنم هرگز اینقدر نسبت به غرب بدبین نبودم. وقتی دیدم اروپاییها حتی ظاهر قواعد حقوقی را هم حفظ نمیکنند، دیگر نمیشود خوشبین بود.»محمد عطریانفر، معاون سیاسی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، حمایت آشکار غرب از رژیم صهیونیستی در برابر ایران را عامل «سرخوردگی عمیق نخبگان سیاسی» خواند.
این سرخوردگی، جریان غربگرا را با یک پرسش روبهرو میکند: چرا این رفتار را پیشتر نمیدید یا تا این اندازه دیر دید؟
قاب دوم
آمریکا در جایگاه متهم
هیأت حقیقتیاب سازمان ملل از وجود «دلایل معقول» برای وقوع جنایت جنگی آمریکا در حملات به غیرنظامیان ایران خبر داد.یک روز بعد، واشنگتن از شورای حقوق بشر خارج شد. آمریکا سازوکار نظارت بینالمللی را تا جایی میپذیرد که خود در جایگاه متهم قرار نگیرد.
قاب سوم
روایت کرزی از تعریف آمریکایی «تروریسم»
حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، در مصاحبهای زنده از آخرین سفرش به آمریکا در سال۲۰۱۳ گفت: از آمریکاییها پرسیدم اگر موشک شما کودکان افغانستانی را بکشد، تروریسم است؟ گفتند خیر. تروریسم یعنی زمانی که منافع آمریکا به خطر بیفتد.کرزی بغض کرد و از «ناتوانی ملی» افغانستان در برابر قدرتهایی نالید که به نام کمک وارد کشورش شده بودند.
قاب چهارم
وتو در برابر پایان جنگ غزه
از تأسیس سازمان ملل در سال۱۹۴۵ تا امروز، آمریکا نزدیک به ۱۰۰بار از حق وتو استفاده کرده است؛ ۶۰ بار در دفاع از اسرائیل.از آغاز جنگ غزه نیز آمریکا 6بار تصمیم برای پایان جنگ و کمکرسانی به مردم غزه را وتو کرد. شمار کشتهشدگان این جنگ از ۸۰ هزار نفر گذشت؛
۷۰ درصد آنان زن و کودک بودند.حق وتو به آمریکا امکان داد تصمیم دیگر کشورها برای توقف جنگ و کمک به مردم غزه را مسدود کند؛ حقی ناسازگار با قواعد حقوقی و اخلاقی که مدافعان غرب از آن سخن میگویند.
قاب پنجم
خط زمانی مذاکرات ایران
ابتدای دهه۸۰: ایران برای حل مسائل هستهای با 3کشور اروپایی مذاکره کرد. تعهدات آن گفتوگوها اجرا نشد.
دهه ۹۰: حسن روحانی، مسئول پیشین هیأت مذاکرهکننده، گفت برای حل مسئله باید با «کدخدا» گفتوگو کرد. ایران با آمریکا و دیگر قدرتها مذاکره کرد و برجام شکل گرفت. دولت اوباما مانع بهرهمندی ایران از عایدات برجام شد. رئیس وقت بانک مرکزی گفت عایدی برجام برای ایران «تقریبا هیچ» بود.
پس از برجام: ترامپ رسما از توافق خارج شد. کشورهای اروپایی نیز مکانیسم ماشه را علیه ایران بهکار گرفتند.
دور بعدی مذاکرات: ایران گفتوگوهای هستهای با آمریکا را ادامه داد. در میانه مذاکرات، اسرائیل و آمریکا به ایران حمله کردند؛ مسئولان و دانشمندان را ترور کردند و مراکز فناوری هستهای را بمباران کردند.
پس از جنگ 12روزه: ایران دوباره مذاکره کرد و انعطافهای بسیاری نشان داد. آمریکا بار دیگر در میانه مذاکرات حمله کرد؛ رهبر و کودکان بیگناه کشته شدند، جنگ تازهای آغاز شد، مراکز و زیرساختها بمباران شدند و نیرو برای بردن اورانیوم غنیشده به مرکز ایران اعزام شد.
مذاکرات پایان جنگ: ایران بار دیگر مذاکره کرد. طرفها به تفاهمنامهای مشترک رسیدند و آمریکا از روزهای نخست آن را نقض کرد.
قاب آخر
از «اعتماد به غرب» تا «ترس از غرب»
در تمام این مراحل، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و سازمان ملل عملا اقدامی برای دفاع از ایران انجام ندادند.
جریان غربگرا بهجای تکیه بر اعتماد به غرب یا جذابیت غرب، بر ترس از غرب متمرکز شد و نسخه «بدیم بره» را پیش گذاشت؛ بیآنکه توضیح دهد اگر ایران بخشی از حقوق خود را واگذار کند، چه ضمانتی وجود دارد که به وضعیت لیبی، ونزوئلا، افغانستان، عراق، لبنان، سوریه و دیگر کشورها دچار نشود.
جمعبندی
قابها تغییر کردهاند؛
پیام ایران تکرار شده است: اهل گفتوگو و صلحیم، آغازگر جنگ نبودهایم و از خود مقتدرانه دفاع میکنیم.
بعد از این غربزدگی یعنی بی آبرویی
در همینه زمینه :