وقتی ایران در تنگنا بود
اگر بخواهیم یکی از پرتنشترین فصلهای تاریخ معاصر ایران را از نگاه شاهدی خارجی بخوانیم «اختناق ایران» مورگان شوستر روایتی تکاندهنده و زنده است؛ کتابی که حسن افشار ترجمه کرده و از سوی نشر ماهی به چاپ نهم رسیده، تصویری روشن از کشاکش مشروطه، بحران مالی و دخالت قدرتهای خارجی بهدست میدهد.
شوستر در سال۱۹۱۱، در روزگار مشروطه به دعوت دولت ایران برای سامان دادن به امور مالی کشور و در مقام خزانهدار کل به ایران آمد. او اما خیلی زود دریافت که اصلاح مالیه از سیاست جدا نیست. تلاش برای ایجاد نظمی مستقل و مقابله با فساد داخلی، با منافع روسیه و بریتانیا برخورد کرد و مأموریت8ماهه او سرانجام با اولتیماتوم روسیه و خروجش از ایران پایان یافت.
جذابیت کتاب در این است که شوستر صرفا ناظر حوادث نیست؛ خودش در مرکز بحران قرار دارد و آنچه را دیده و تجربه کرده با جزئیات روایت میکند. از وضعیت نابسامان مالی و اداری ایران و دشواریهای دولت مشروطه گرفته تا فشار قدرتهای خارجی، همه در روایتی مستقیم و پرکشش کنار هم قرار میگیرند.
«اختناق ایران» همچنین فقط خاطرات یک کارشناس مالی نیست؛ سندی از تلاش برای استقلال اقتصادی و سیاسی ایران در دورهای حساس است. شوستر نشان میدهد چگونه کشوری که تازه طعم مشروطه را چشیده بود، همزمان با مشکلات داخلی و فشارهای خارجی دستوپنجه نرم میکرد.
این کتاب برای خواننده امروز نیز جذاب است، چون تاریخ را نه مجموعهای از تاریخها و نامها، بلکه تجربهای انسانی و پرتنش پیش چشم او میگذارد؛ روایتی که پرسشهایی درباره استقلال، اصلاحات و دخالت قدرتهای خارجی را همچنان زنده نگه میدارد. نثر شوستر، صریح و روایی است و همین ویژگی باعث میشود خواننده در فضای پرآشوب آن سالها قرار بگیرد و تصمیمها و فشارهای سیاسی را ملموستر دنبال کند.