• دو شنبه 2 شهریور 1405
  • ١١ ربيع الأول ١٤٤٨
  • 2026 Aug 24
دو شنبه 2 شهریور 1405
کد مطلب : 280624
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/N9pPz
+
-

روایت خبر

حامی قلابی خلیج‌فارس!
این روزها همزمان با داغ‌شدن دوباره بحث نام تاریخی «خلیج‌فارس»، برخی اکانت‌های سلطنت‌طلب تلاش می‌کنند رضا پهلوی را در قامت مدافع این نام تاریخی معرفی کنند؛ اما مرور یک ماجرای قدیمی، روایت متفاوتی را پیش روی مخاطب می‌گذارد.
ماجرا به سال ۱۳۹۵ و گفت‌وگوی رضا پهلوی با روزنامه سعودی «الوطن» بازمی‌گردد؛ گفت‌وگویی که درباره خلیج‌فارس و جزایر سه‌گانه ایران نیز بود و بعدها به یکی از حاشیه‌های جدی پیرامون او تبدیل شد.
در این مصاحبه، رضا پهلوی در مواردی به‌جای عنوان کامل «خلیج‌فارس»، از واژه «خلیج» استفاده کرد. در بخش دیگری نیز‌ هنگامی که موضوع جزایر سه‌گانه مطرح شد، به‌جای ارائه پاسخی صریح، از تمرکز بر «اشتراکات» با طرف اماراتی سخن گفت.
این مواضع با واکنش‌هایی از سوی برخی حامیان سلطنت‌طلب او مواجه شد. در مرداد ۱۳۹۵، بیش از ۵۰ فعال سیاسی و رسانه‌ای در بیانیه‌ای با عنوان «آخرین هشدار به آخرین ولیعهد»، نسبت به این مواضع اعتراض کردند؛ در میان امضاکنندگان، نام برخی چهره‌های مرتبط با حکومت پهلوی نیز دیده می‌شد.
اگر آن مواضع حتی اعتراض بخشی از حامیان رضا پهلوی را برانگیخت، چگونه قرار است همان چهره امروز به‌عنوان مدافع ثابت‌قدم «خلیج‌فارس» معرفی شود؟

‌‌‌چرا ایران آمریکا را نگران می‌کند؟
  شکستن الگوی هژمونی آمریکا در جهان: پس از جنگ سرد، بسیاری از کشورها برای حفظ روابط اقتصادی و امنیتی خود به نظم تحت رهبری آمریکا پیوستند؛ اما ایران پس از انقلاب۱۹۷۹ این مسیر را رد کرد.
‌   مقاومت در برابر فشارهای چند دهه‌ای آمریکا: تحریم‌های گسترده اقتصادی، انزوای دیپلماتیک، عملیات مخفی و فشارهای سیاسی نتوانسته‌است ایران را وادار به تغییر مسیر کند.
  موقعیت جغرافیایی راهبردی ایران: قرار گرفتن ایران در نزدیکی تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان، اهمیت ژئوپلیتیکی این کشور را افزایش داده است.
  توان نظامی نامتقارن ایران: ایران برای مقابله با برتری نظامی آمریکا، روی موشک‌ها، پهپادها و شیوه‌های جنگ نامتقارن سرمایه‌گذاری کرده است.
  شبکه متحدان و نفوذ منطقه‌ای: ایران و متحدانش در لبنان، عراق، یمن و سوریه، یک ساختار امنیتی رقیب در برابر ائتلاف‌های آمریکا و اسرائیل در منطقه ایجاد کرده‌اند.
   تفاوت نگاه ایران و آمریکا به نظم جهانی: واشنگتن خود را مسئول مدیریت امنیت جهانی می‌داند و انتظار دارد کشورها با قواعد آن هماهنگ شوند؛ در مقابل، ایران بر حاکمیت ملی و عدم‌پذیرش دخالت قدرت‌های خارجی تأکید دارد.
  نماد مقاومت در برابر قدرت آمریکا: نگرانی عمیق‌تر آمریکا از ایران، نه صرفا ظرفیت هسته‌ای، بلکه اثبات این موضوع است که یک کشور می‌تواند در برابر فشار یک ابرقدرت مقاومت و همچنان استقلال خود را حفظ کند.
منبع: روزنامه اینترنتی فلسطین کرونیکل

«مردم زندگی می‌خواهند» اما جنگ را چه‌کسی آغاز کرد؟
در روزهایی که دوباره از «زندگی»، «عادی‌شدن شرایط» و «پایان جنگ» سخن گفته می‌شود، این سؤال هنوز مطرح است که چه‌کسی این وضعیت را آغاز کرد. مردم ایران، همانند هر ملت دیگری، زندگی، امنیت و آرامش می‌خواهند، اما واقعیت این است که شرایط جنگی با تصمیم ایران برای آغاز جنگ به‌وجود نیامد. آمریکا و رژیم صهیونیستی با حمله به ایران، وضعیت موجود را به کشور تحمیل کردند. از همین‌جا یک سؤال دیگر شکل می‌گیرد: آیا می‌توان بدون توجه به آغازگر جنگ، صرفا از ایران خواست که برای بازگشت به شرایط عادی کوتاه بیاید؟ «پایان جنگ» زمانی معنا پیدا می‌کند که عامل آغازکننده تجاوز از ادامه آن دست بردارد. دفاع از کشور نیز الزاما در نقطه مقابل زندگی و آرامش مردم قرار ندارد، بلکه در متن همین مطالبه برای امنیت و زندگی عادی قرار می‌گیرد. مسئله فقط این نیست که مردم چه می‌خواهند؛ مسئله این است که برای رسیدن به آن خواسته‌ها، مسئولیت جنگ و پایان دادن به آن متوجه چه‌کسی است.

کانادا خطاب به ترامپ: با آدم بد نمی‌توان توافق خوب داشت
«همه دیگر رئیس‌جمهور آمریکا را می‌شناسند؛ او بی‌ثبات، غیرمسئول و غیرقابل اعتماد است.» این جمله را وب کینیو، رئیس دولت استان منیتوبا در کانادا، درباره دونالد ترامپ مطرح کرد، آن هم در شرایطی که اتاوا ماه‌ها برای رسیدن به توافق تجاری با واشنگتن مذاکره کرده بود. کینیو از مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا‌ خواست در برابر فشارهای آمریکا مقاومت کند، امتیاز بیشتری ندهد و گفت: «این فردی است که قرار بود با او توافق کنیم و به‌خاطرش امتیازات بیشتری هم بدهیم. افراد خیلی عاقل گفته‌اند نمی‌توان با یک آدم بد، توافق خوبی داشت که اینجا صدق می‌کند. چون چه‌کسی تضمین می‌کند که این توافق دوباره لغو نشود؟» رئیس دولت منیتوبا در بخش دیگری از اظهاراتش، افزایش هزینه بنزین در کانادا و آمریکا را نیز به وضعیت تنگه هرمز مرتبط دانست و گفت: «جنگ اشتباه او علیه ایران باعث این وضعیت شده.» او در ادامه ترامپ را «بسیار ضعیف» توصیف کرد و گفت آمریکا امروز نسبت به یک سال قبل در جهان ضعیف‌تر است. کینیو همچنین پیش‌بینی کرد ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای شکست سنگینی خواهد خورد و تأکید کرد هزینه زندگی، مسئله اصلی مردم آمریکاست. در نهایت، مذاکرات به نتیجه نرسید و تعرفه‌های ۵۰درصدی آمریکا بر حدود ۲۰ میلیارد دلار از کالاهای کانادایی اجرا‌ شد. کانادا نیز از اعمال تعرفه‌های تلافی‌جویانه بر کالاهای آمریکایی خبر داد.

ترس غربی‌ها از هکرهای ایرانی
روزنامه تلگراف به‌تازگی ادعا کرده گروهی از هکرهای ایرانی همزمان با هدف قراردادن تاسیسات آبی در 7 یا حتی 12ایالت آمریکا موفق شدند یک نیروگاه برقی در انگلیس را هم به‌مدت 4روز از کار بیندازند. مقامات انگلیس به‌دلیل ملاحظات امنیتی از اعلام اسم و مشخصات این نیروگاه خودداری می‌کنند. روزنامه تلگراف این حمله را «یکی از موفق‌ترین‌ها در نوع خود» توصیف می‌کند.  همچنین ادعا می‌شود هدف حملات سایبری اخیر یک نیروگاه برق کوچک محلی بود‌ و در زمان خاموشی، نیروگاه‌های قدیمی توانستند جای آن را پر کنند و شهروندان غیرنظامی چیزی را احساس نکردند. به همین دلیل بسیاری این حمله سایبری را در انگلیس نه لزوما آسیب به غیرنظامیان بلکه بیشتر یک جنگ روانی می‌دانند. طرف ایران، هیچ‌گونه دخالتی در این حملات را تأیید نکرده، برای همین این گزارش‌ها می‌توانند تنها نشان‌دهنده 2 حالت باشند: یا قدرت واقعی ایران از راه دور برای آسیب‌زدن به دشمنانی که کیلومترها فاصله دارند و آسیب‌ناپذیر به‌نظر می‌رسند درحالی‌که با کمترین هزینه و بدون شلیک موشک، تاسیسات حیاتی آنان می‌تواند در تیررس ایران قرار گیرد یا اگر جنگ روانی باشد، نشان‌دهنده عمق ترس دشمنان از توانایی‌های بالقوه ایران فراتر از موشک و پهپاد است.

الگوی توسعه ایرانی‌ رقیب کشورهای حاشیه‌خلیج‌فارس
غرب آسیا با 2الگوی متفاوت توسعه روبه‌روست: توسعه عمیق و بومی و توسعه ویترینی و عاریه‌ای. الگوی نخست بر ایجاد زیرساخت‌های راهبردی، انباشت دانش و توانایی تأمین نیازهای آینده در داخل استوار است؛ در مقابل، الگوی دوم بخش مهمی از نیازهای فناورانه و زیرساختی خود را از خارج تأمین می‌کند.
ایران به‌دلیل تحریم‌ها ناچار به بومی‌سازی بخش‌هایی از زنجیره دانش و فناوری شده است؛ از صنایع مادر مانند فولاد و توربین‌سازی تا حوزه‌های نظامی، موشکی و هوافضا. این مسیر به شکل‌گیری ظرفیت‌های داخلی انجامیده است. در مقابل، کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس بخش قابل‌توجهی از ثروت نفتی خود را صرف خرید فناوری و اجرای پروژه‌های آماده کرده‌اند. نیروگاه اتمی براکه امارات و پروژه‌های شهری مدرن عربستان نمونه‌هایی از این رویکرد هستند؛ پروژه‌هایی که فناوری اصلی آنها از خارج تأمین شده است. تفاوت این 2مدل در شرایط بحران بیشتر نمایان می‌شود. توسعه‌ای که به زنجیره‌های تأمین خارجی، شرکت‌های چندملیتی و حمایت قدرت‌های بیرونی وابسته باشد، در زمان جنگ و اختلال در مسیرهای تجاری با آسیب‌پذیری بیشتری مواجه است. در مقابل، ایجاد ظرفیت‌های صنعتی، فناورانه و دفاعی در داخل، امکان حفظ بخشی از نیازهای اساسی کشور را در شرایط فشار خارجی فراهم می‌کند. جنگ اخیر و اختلال در تردد از تنگه هرمز نیز این تفاوت را برجسته کرد.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید