بازار کساد سلبریتیهای بیوطن
ایران که بودند با یک قراردادشان میتوانستند در اوج رفاه و آسایش زندگی کنند و با هربار درخشش، برای پروژههای بعدیشان، نرخ را دوبل و سوبل بالا ببرند.
داریم درباره بهاصطلاح هنرمندانی صحبت میکنیم که ایران برایشان بهشت بود اما بیسوادی سیاسی و ناآگاهی اجتماعی، آنها را به اقامت در خارج از کشور و اقدام علیه ایران واداشت. حالا هم در اوج گرفتاری معیشتی و مالی و افسردگی روانی مشغول گذراندن روزگار هستند.
اشکان خطیبی که در ایران هم تجربه بازیگری در انواع و اقسام پروژهها را داشت و هم تجربه مجریگری و هم تجربه تدریس بازیگری، اخیرا گفته بخشی از نصف زندگیاش را در رفاه و آسایش زندگی کرده و مجبور است بقیه زندگی خود را دیگر اینگونه زندگی نکند.
حمید فرخنژاد هم که در ایران یکی از چهرههای شناختهشده و پرکار سینما و تلویزیون بود، این روزها در شرایطی متفاوت با آنچه همیشه تصور میشد به سر میبرد. مدتها پیش خبری منتشر شد که نشان میداد فرخنژاد بهعنوان راننده تاکسی (اوبر) در آمریکا مشغول بهکار شده است.
بخشی از افسردگی سلبریتیهای مهاجرتکرده، بهخاطر همراهی نکردن اپوزیسیون برانداز با آنهاست. در اینباره احسان کرمی گفته است: «من در ایران همهکاره بودم و با آسایش و آرامش کامل پول درمیآوردم... ایرانیان ساکن آمریکا هرچی بدی از آمریکاییها و ایرانیها بوده را در خود جمع کردند؛ چرا اپوزیسیون از ما حمایت نکرد؟».
مهناز افشار از بازیگران زن پر کار و پولدار، پارسال در برنامهای درباره وضعیت بد روحیاش گفت: «من از مهناز افشار فرار و خداحافظی کردم و حالا در تنهایی با اندوه و درد و تاوانهای خودم تنها عزاداری میکنم».
شبنم فرشادجو، دیگر بازیگر زن نیز پارسال در مصاحبهای گفته بود: «وضع مالیام خیلی خوب نیست و مجبورم کارهای دیگه بکنم. غم نان همیشه تو رو گرفتار میکنه».
پناهبردن هگست به «تستوسترون» برای نجات از فاجعه لینکلن
بعد از گزارشهایی درباره وضعیت وخیم ملوانان مستقر در ناوگروه آبراهام لینکلن، چون رنج آنان از عدمدسترسی به نیازهای اولیه مانند اقلام بهداشتی، مشکلات آب لولهکشی، غذای نامناسب و دوری از خانواده برای تقریبا 260روز سرگردانی پیوسته روی دریاها ادامه داشت، قرار است مأموریت آن با ناو جورج واشنگتن که از سمت ویتنام به خاورمیانه درحال عزیمت است، جایگزین شود. اما جالب است که راهکار و طرز فکر اصلی هگست آزمایش «تستوسترون» از مردان نیروی دریایی است. هگست در شبکه اجتماعی ایکس با لحنی کنایهآمیز نوشته: «اگر فقط همه اعضای خدمه بالای 30سال قبل از عزیمت سطح تستوسترون خود را چک کرده بودند، شاید این کار مقاومت آنان را در مأموریتی که قرار بود درماه می(اردیبهشت) تمام شود بهبود میبخشید… اما نترسید؛ از این پس این موضوع پوشش داده خواهد شد.» اظهارات هگست به سیاستهای اعلامی جدیدش به تاریخ 24تیرماه مبنی بر غربالگری اجباری سالانه سطح تستوسترون برای تمام پرسنل نظامی فعال و ذخیره 30سال به بالا بهعنوان بخشی از معاینات دورهای سلامت برمیگردد. هگست این ابتکار را با عنوان «وزارت جنگ تستوسترونبالا» معرفی کرد و گفت هدف آن «بهینهسازی آمادگی رزمی و عملکرد اوج» نیروهاست. این اصرار عجیب و غیرعلمی وزیر جنگ ترامپ به غربالگری سطح تستوسترون درحالی است که یکی از موانع او برای تصدی چنین پستی سابقه اعتیادش به الکل بوده است.
فرانسه؛ از میراژ تا قرار مخفی
ماجرا از یک قرار مخفی شروع شد؛ جایی که طبق اعلام وزارت اطلاعات، 2دیپلمات فرانسوی در ارتباط با یک پرونده نفوذ و مداخله خارجی بازداشت شدند. دیپلماتها بعدا با حضور پلیس دیپلماتیک به سفیر فرانسه تحویل داده شدند، اما رسیدگی به پرونده همچنان ادامه دارد.
این اتفاق یک سؤال مهم را دوباره به میان کشید: فرانسه در 4دهه گذشته چه نقشی در قبال ایران داشته است؟
از حمایت نظامی از صدام و فروش جنگندههای میراژ تا پشتیبانی سیاسی و امنیتی از منافقین؛ از پرونده خونهای آلوده در دهه۶۰ تا کارشکنی در مذاکرات هستهای ۲۰۱۳ و نیز خروج شرکتهای رنو و پژو پس از خروج آمریکا از برجام.
حالا فهرست اختلافها به سالهای۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ هم رسیده است: از ادعای مشارکت جنگندههای رافائل در رهگیری پهپادهای ایرانی و صادرات تسلیحات به اسرائیل تا اعزام ناو هواپیمابر شارل دوگل به خلیجفارس.
و در آخر هم پروندهای که دوباره نام فرانسه را کنار واژه «نفوذ» قرار داده است.
پهپادهای حزبالله اسرائیل را دیوانه کرده است
ارتش اسرائیل با توجه به تحولات میدان نبرد در لبنان و اوکراین، تصمیم به تولید سالانه ۱۰۰هزار پهپاد گرفته است. پهپادهای انفجاری فیبر نوری که حزبالله از آنها استفاده میکند، برتری هوایی اسرائیل را به چالش کشیدهاند. این سلاحهای کوچک که ابتدا در جنگ روسیه و اوکراین به کار گرفته شدهاند، معادله قدرت را بازتعریف کرده و حتی ممکن است ماهیت جنگها را تغییر دهند.آتشبس اخیر در جنوب لبنان فرصتی برای ارزیابی کارزار نظامی اسرائیل فراهم کرده که از اوایل مارس(همزمان با حمله دوم آمریکا و اسرائیل به ایران) آغاز شده بود. پهپادهای فیبر نوری که با سیم به کنترلکننده متصل هستند، در برابر جنگ الکترونیک مصون هستند و میتوانند با دقت بالا اهداف را منهدم کنند.کارشناسان نظامی معتقدند راهحلهای فعلی کافی نیستند و برخی تولید میلیونها پهپاد(بهجای 100هزار) را ضروری میدانند. همچنین نگرانیهایی درباره توانایی اسرائیل برای حفظ برتری فناورانه خود وجود دارد، چراکه نیروهای متخصص در حال مهاجرت از سرزمینهای اشغالی هستند.
کشتهسازی در دیماه پروژهای از دل تلآویو
هنوز از حوادث ناگوار دیماه1404 فاصله چندانی نگرفتهایم. در همین فاصله براندازان دست به تولید فهرستهای تخیلی از تعداد کشتهشدگان زدهاند: از 10هزار و 20هزار و 50هزار تا گرفته تا 100هزار و حتی بالاتر از 100هزار! اما بعضی وقتها خود مزدورانی که این فهرستهای خیالی را تولید میکردند دست به اعتراف میزنند و شمار کشتهشدهها را بسیار پایینتر از حد قبلی اعلام میکنند.مثلا ابتدای مردادماه امسال، مراد ویسی، کارمند شبکه اسرائیلی اینترنشنال گفت که تعداد کشتهشدهها چیزی بالغ بر 3222نفر بوده است. این رقم ادعایی کاملا نزدیک به آمار رسمی دولت است. دولت در بهمنماه پارسال تعداد رسمی و واقعی جانباختگان را 3117 نفر اعلام کرد.اما از اینها که بگذریم، باید دید مزدورهای بیوطنی مثل مراد ویسی و دیگرانی شبیه او چرا تعداد کشتههای دیماه را چنین به فلک کشاندهاند.شهرام همایون، یکی از چهرههای ضدجمهوری اسلامی میگوید که علت این آمارسازیهای فیک «پنهان کردن عدد کشتهها در غزه» و به تعبیری، سفیدشویی چهره رژیم جنایتکار صهیونیستی بوده است.البته پروژه سفیدشویی جنایات رژیم صهیونیستی قبلتر هم توسط چهرههایی چون ماشاءالله شمسالواعظین، روزنامهنگار اصلاحطلب و عضو شورای اطلاعرسانی دولت مطرح و افشا شده بود.او اواخر بهمنماه پارسال در جمعی گفت که طبق سندی که به دستش رسیده «ایده اعداد بالای کشتهشدگان دی1404 در تلآویو تنظیم شده است».
روایت خبر
در همینه زمینه :