مهدی مولایی
ارتش صهیونیستی به قصد ترور یحیی سنوار، خانهاش را بمباران و با خاک یکسان کرد و یحیی چند دقیقه بعد روی مبلی در میان خرابهها نشست، گوشه لبی کجکرد و عکسی تحقیرآمیز گرفت و منتشر کرد که هنوز روی اعصاب صهیون است.
بعد از شهادت اسطورهای و افسانهای یحیی با آن میزانسن سینمایی محیرالعقول، وقتی قرار تبادل اسرا میان مجاهدین فلسطینی و صهیونها گذاشته شد، محل تبادل درست در مقابل همان خانه بود که خاطره تحقیر صهیونها را زنده میکرد.
تمام رسانهها و دوربینها از مراسم تبادل پخش زنده رفتند و سایتهای صهیونیست با خشم و عصبانیت نوشتند که سنوار حتی پس از مرگش هم سناریوی تحقیر ما را مینویسد. اینها حتی پس از مرگ هم به ما ریشخند میزنند.
حالا خبرها میگوید پیکر تو را زیر طاق مصلای تهران قرار خواهند داد، 2شبانهروز و همه رسانههای جهان تصویرت را منتشر خواهند کرد.
درست در همان جایی که در جمعه نصر تهران، وقتی همه امپراتوری رسانهایشان شایعه کرده بود که تو پنهان شدهای و زیر کوههایی یا در پناهگاهی در مسکو، درست در زمانی که گفتند اگر به مصلی بیایی، مراسم را بمباران خواهیم کرد، تو ناگهان از آن درب زیر طاق وارد شدی و زیر آسمان آزاد تهران نشستی.
نمازت را طولانیتر از همیشه خواندی و برای تعقیبات هم یک دل سیر سرسجاده ماندی. حالا تو دوباره به آنجا میآیی. به محل قراری که یکبار آنگونه دشمنت را به تحقیر و ریشخند گرفتی.
حالا پس از آن شهادت مردانه در دفتر کارت، اراده کردهای که حتی پیکرت صهیونها را به تحقیر بگیرد. این آخرین سناریویی است که برای بیحیثیتکردن آنها مینویسی. باز خوف در دل صهیونهاست که سیدعلی خامنهای هنوز دست از گریبان ما برنداشته!
و تو دوباره به همان جا بازمیگردی
در همینه زمینه :