• سه شنبه 26 خرداد 1405
  • ٣٠ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 Jun 16
سه شنبه 26 خرداد 1405
کد مطلب : 277556
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/xv7zn
+
-

صدایی که در غبارها گم نشد

به یاد بهروز رضوی، گوینده‌ای با صدایی پرصلابت و گیرا که در 78سالگی درگذشت

گزارش
صدایی که در غبارها گم نشد

ناصر احدی | روزنامه‌نگار

فرقی نمی‌کرد صدایش را در آگهی تبلیغاتی ساعت رادو بشنوید که فقط 3کلمه می‌گفت: «رادو، دنیایی متفاوت» یا در برنامه رادیویی «کتاب شب» که تقریبا 30سال هر شب به‌مدت نیم‌ساعت با آن صدای مردانه و گیرا و زنگ‌دار کتاب می‌خواند. صدایش را که می‌شنیدید، محال بود متوجه صلابت و جنس خاصش نشوید. از آن صداهایی بود که یک‌بار شنیدنش کفایت می‌کرد تا دنبال نام صاحب صدا بگردید. بهروز رضوی که دیروز در 78سالگی درگذشت، گوینده، مجری، بازیگر و ترانه‌سرایی بود که حدود 60سال با صدایش در خاطرات جمعی چند نسل از ایرانیان حضور داشت و در دنیایی که اصوات گوشخراش در آن کم نیست لذت شنیدن صدایی سرشار از اطمینان و گرما و دوستی را به شنوندگانش ‌چشاند.‌

گریز از سیاست
متولد 10دی 1326 در یزد بود و نام شناسنامه‌ای‌اش محمدرضا رضوی‌نیا، اما مشهور به بهروز رضوی. از اوان جوانی، با این نام در مطبوعات و رادیو کار می‌کرد. با اینکه تغییر نام در دنیای هنر و سرگرمی بسیار متداول است این تغییر نام در دوران دانشجویی به داد رضوی رسید. رضوی در مستند «روزگار بهروز» به کارگردانی ابوالفضل توکلی می‌گوید که بعد از 5ترم تحصیل در رشته معماری به‌دلیل اتهامات سیاسی نادرست از ادامه تحصیل و استخدام در ادارات دولتی محروم شد، اما این محرومیت شامل نام هنری‌اش که بهروز رضوی بود، نمی‌شد و توانست به‌ کار در مطبوعات و رادیو ادامه دهد. البته مطمئنا در آن زمان آنهایی که باید از نام هنری رضوی خبر داشتندو از خوش‌‎اقبالی‌اش جلوی فعالیت او را در رادیو نگرفتند.

شعرخوانی در «شما و رادیو»
اولین تجربه گویندگی‌اش را مدیون دکتر مروج ‌نامی، ناظم و دبیر ادبیات دبیرستان مشعل دانش، بود که از صدای او خوشش آمد و به او گفت خطبه‌های نهج‌‎البلاغه را در هیئت مدرسه بخواند. رضوی آنقدر از این پیشنهاد خوشحال شده بود که متن‌ها را حفظ می‌کرد. با وجود این تجربه، به گویندگی به‌عنوان شغل نگاه نمی‌کرد تا اینکه در آذر1347 که پایش به رادیو باز شد، نخستین حقوقش را به مبلغ 80تومان با کسورات از رادیو گرفت و رسما گوینده رادیو شد. ماجرای ورودش به رادیو هم از این قرار بود که شعری از معینی کرمانشاهی را به دعوت شاهرخ نادری، تهیه‌کننده رادیو ایران، در برنامه «شما و رادیو» خواند و مورد تشویق حضار قرار گرفت. «شما و رادیو» درواقع سلف
«صبح جمعه با شما» بود و شنونده زیادی داشت و اجرای رضوی در آن به‌اصطلاح قدیمی‌ها برایش حسابی «سوکسه» (شهرت و موفقیت) آورد. از آن زمان برای دهه‌ها رضوی در رادیو تهران، رادیو فرهنگ، رادیو سراسری و رادیو البرز(کرج) گویندگی کرد و هرچه می‌گفت با صدای جادویی‌اش ارزش شنیدن پیدا می‌کرد.‌

همکاری با عیاری و ملاقلی‌پور
رضوی در کار تصویر هم تجربیاتی داشت. اولین ‌بار محمد نوری‌ خواننده که رضوی بسیار به او علاقه و ارادت داشت، او را به منصور پورمند معرفی کرد که داشت سریال «قصه عشق»(1352) را برای تلویزیون می‌ساخت. سال بعد از آن در فیلمی به کارگردانی مهدی ژورک و نویسندگی سیروس الوند بازیگری در سینما را تجربه کرد. بعد از انقلاب هم نخستین کار سینمایی‌اش را به‌عنوان دستیار و برنامه‌ریز و البته بازیگر در فیلم «محموله» سیروس الوند به ‌دست آورد. تجربیات سینمایی رضوی چندان قابل اشاره نیستند، اما نمی‌شود از کنار بازی‌اش در فیلم «آبادانی‌ها»(1371)، ساخته تحسین‌شده کیانوش عیاری راحت گذشت. 
رضوی در این فیلم با لهجه جنوبی نقش مهاجر جنگ‌زده‌ای را بازی می‌کند که به دوستش در پیدا کردن ماشین دزدیده‌شده‌اش کمک می‌کند. در «نجات‌یافتگان»(1374) رسول ملاقلی‌پور هم در کنار خواهرش، عاطفه رضوی، نقش افسری عراقی را بازی کرد. خودش می‌گفت قرار بود مهدی فتحی این نقش را بازی کند که نیامد و اتفاقی نقش به او رسید.

گویندگی آنونس و اجرا
رضوی در گویندگی آنونس‌های سینمایی هم دستی داشت. البته نه به اندازه حسین باغی یا ابوالحسن تهامی که سلاطین گویندگی آنونس بودند، ولی اگر آنونس فیلمی را می‌گفت، در خاطر می‌ماند، مثل آنونس «اعتراض» مسعود کیمیایی. خودش می‌گفت ظرایف آنونس‌گویی را از مهدی رجاییان‌ تدوینگر فراگرفته بود. اجرا در تلویزیون یکی دیگر از کارهای رضوی بود. برنامه‌های قدیمی‌تری مثل «ادبیات جهان»، «سیری در انقلاب‎های جهان» یا «کلمه‌ها و تصویرها» به همراه مهدی اخوان ثالث‌ شاعر تا برنامه گفت‌وگومحور «هزارداستان» در همین اواخر تعدادی از اجراهای تلویزیونی او بودند.


رضوی در جوانی ترانه‌سرایی را هم آزمود.
 2ترانه مشهور «گمشده»(اونی که می‌خواستی تو غبارا گم شد/ مرغی شد و پشت حصارا گم شد) و «کویر دل»(رفتی و بی‌تو دلم پر درده/ پاییز قلبم ساکت و سرده/ دل که می‌گفتم محرمه با من/ کاشکی می‌دیدی بی‌تو چه کرده) هر دو از سروده‌های رضوی هستند. ‌رضوی برای دلش هارمونیکا(سازدهنی) می‌نواخت و گاهی خودش هم دم می‌گرفت و می‌خواند.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید
در همینه زمینه :