روایت خبر
جنایت لامرد را فراموش نکنید
فقط چند ساعت بعد از کشتار کودکان میناب، شهر کوچک لامرد در فارس هدف حملهای قرار گرفت که در آشوب روزهای اول جنگ کمتر دیده شد.
طبق گزارشهای منتشرشده، در این حمله از موشک جدید آمریکایی PrSM استفاده شد؛ موشکی که پیش از برخورد با زمین در ارتفاع منفجر میشود و هزاران ساچمه و ترکش تنگستن را در اطراف پخش میکند. نیویورکتایمز گزارش داده هر موشک حاوی حدود ۱۸۰ هزار ساچمه تنگستن بوده است. اگر 4موشک شلیک شده باشد، یعنی حدود ۷۲۰ هزار ساچمه در محدودهای کوچک از یک شهر فرود آمده است.
محلههای مسکونی ایثار و تلخندق، مدرسه ابتدایی و سالن ورزشی شهید نعیمی از نقاط آسیبدیده بودند. روی زمین گودال بزرگی دیده نمیشد اما دیوارها، درها و پنجرهها پر از سوراخهای ریز و درشت بود؛ نشانهای از انفجار هوایی و ترکشباران.
در کمتر از ۳۵ ثانیه دهها خانواده داغدار شدند؛ از کودک 2ساله تا دختران والیبالیست، پسران فوتبالیست، پرستار و سالمند. موشکباران لامرد فقط یک حمله نبود؛ سندی بود از اینکه قربانی واقعی دشمنی آمریکا مردم ایران هستند.
5خبر خوب علمی وسط جنگ
ایران در این 100 روز جنگ فقط در میدان نماند، در علم هم ایستاد و جلو رفت. 5 خبر خوب از رشد تولید علم را بخوانید.
خبر اول؛ ایران در 5 شاخه از 6شاخه میکروالکترونیک رتبه نخست جهان اسلام را بهدست آورده است؛ حوزهای راهبردی که به آینده صنعت، دفاع، هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته وصل است.
خبر دوم؛ ۱۲ استاد دانشگاه صنعتی امیرکبیر در فهرست پژوهشگران ایرانی یک درصد پراستناد برتر جهان قرار گرفتند؛ یعنی تولید علم ایران فقط عدد مقاله نیست؛ اثرگذاری و ارجاع جهانی هم دارد.
خبر سوم؛ همکاری علمی ایران و روسیه در حال گسترش است. وزیر علوم از برگزاری اجلاس رؤسای دانشگاههای برتر 2 کشور در تهران، تبادل استاد و دانشجو و توسعه کرسیهای زبان روسی و فارسی خبر داده است.
خبر چهارم؛ برنامه ملی جهش علمی در ۲۰ دانشگاه برتر کشور آغاز شده؛ با اعتبار یکهزار میلیارد تومانی و با یک تغییر مهم: تمرکز از کمیت مقاله به کیفیت، مرجعیت علمی و پژوهش اثرگذار.
خبر پنجم؛ بیش از ۳۵۰ طرح پژوهشی مشترک میان ایران و عراق تعریف شده و حتی بحث توسعه پارکهای علم و فناوری عراق با مشارکت دانشگاه شریف مطرح است.
این یعنی جنگ دانشگاههای ایران را متوقف نکرد؛ علم هم بخشی از مقاومت ملی شد.
آبروریزی جام جهانی آمریکا شروع شد
آبروریزیهای جام جهانی آمریکا یکی 2 مورد نیست؛ زنجیرهای از اتفاقات است که نشان میدهد میزبان بزرگترین رویداد فوتبالی جهان خودش برای این میزبانی آماده نیست.
اول؛ باران و سیل در آلاباما پیش از دیدار دوستانه آرژانتین و ایسلند موجبآبگرفتگی اطراف ورزشگاهشد و دوباره این سؤال را مطرح ساخت: آمریکا با این زیرساخت میخواهد میزبان جام جهانی باشد؟
دوم؛ رفتار تحقیرآمیز امنیتی با تیمها. گزارشها و تصاویر منتشرشده نشان میدهد اعضای تیم سنگال در باند فرودگاه با بازرسیهای سنگین روبهرو شدند و تیم ازبکستان هم هنگام ورود با سگهای موادیاب و گیتهای بازرسی مواجه شد.
سوم؛ ماجرای عمر عبدالقادر آرتان، داور سرشناس سومالیایی و بهترین داور آفریقا در سال ۲۰۲۵ که با وجود ویزا و مدارک فیفا، بعد از ورود به میامی بازداشت، بازجویی و از آمریکا برگردانده شد.
چهارم؛ بحران اجتماعی در شهرهای میزبان ازجمله لسآنجلس که اطراف بسیاری از مسیرهای شهری آن با پدیده کارتنخوابی گره خورده است.
پنجم؛ ماجرای وثیقه ویزا. آمریکا برای اتباع برخی کشورها ازجمله چند کشور آفریقایی، وثیقههای ۵، ۱۰ و ۱۵ هزار دلاری تعیین کرده است.
اینها فقط حاشیه نیست. تصویر واقعی میزبانی آمریکاست.
این پرنده مخوف و خزنده را با پهپاد ساخت ایران زدیم
آپاچی، فقط یک بالگرد جنگی نیست؛ یکی از مخوفترین شکارچیهای هوایی ارتش آمریکاست. 2 سرنشین دارد، 2 موتور قدرتمند، توپ ۳۰میلیمتری زیر بدنه، راکت و موشکهای هلفایر برای شکار هدفهای زمینی.
اما خطر اصلی آپاچی فقط سلاحش نیست؛ هنر پنهان شدنش است. این بالگرد برای پرواز در ارتفاع پایین ساخته شده، یعنی مثل یک پرنده خزنده خودش را به زمین میچسباند، پشت تپه و ناهمواری پنهان و ناگهان ظاهر میشود.در نسخههای لانگبو، رادار بالای ملخ مثل یک قارچ بیرون میزند، یعنی خود بالگرد میتواند پشت مانع بماند و فقط چشم راداریاش را بالا بیاورد، هدف را پیدا کند، قفل کند و دوباره پنهان شود.از طرف دیگر، آپاچی برای کمتردیده شدن هم طراحی شده؛ بدنه زاویهدار، کاهش امضای حرارتی موتور، سامانههای هشدار، پرتاب فلر برای فریب موشکهای حرارتی و چف برای فریب رادار، یعنی با پرندهای طرفیم که فقط شلیک نمیکند، خودش را هم از چشم و گوش و رادار پنهان میکند.
حالا اصل ماجرا اینجاست: همین پرنده خزنده و همین شکارچی مخوف آمریکایی نزدیک تنگه هرمز با ضربه یک پهپاد ایرانی از آسمان پایین کشیده شد.