چرا و بقا
علیرضا محمودی؛ روزنامهنگار

«آهو نمیشوی به این جستوخیز گوسپند. آیین چراغ خاموشی نیست. قربانی خوف مرگ ندارد. مقدر است. بیهوده پروار شدهای. کمتر چریده بودی، بیشتر میماندی.»
«حاجی واشنگتن» (1361) ساخته شادروان علی حاتمی، داستانی است درباره سفر حسینقلیخان صدرالسلطنه با هدف ایجاد نخستین سفارت ایران در آمریکا. با اینکه این فیلم محصول صدا و سیما 16سال در محاق بود و در سال 1377بعد از فوت کارگردان روانه اکران محدود شد، اما توانست به لطف اعجاز سخنسازی حاتمی و قدرت بازیسازی شادروان انتظامی به فیلم محبوب نسلها تبدیل شود. سکانس قربانی کردن حاجی در سفارت را میتوان یکی از پربازدیدترین سکانسهای تاریخی سینمای ایران در همه شبکههای اجتماعی فارسیزبان توصیف کرد. در انبوه بازنشرها، توجه به توصیف دقیق و عمیق حاجی از روزگار قجرها در حال شقهکردن لاشه گوسفند قربانی، زبانزد کاربران است. حاتمیکه استادیاش در قلم زدن چنین واگویههایی را بارها به نام مهرکرده، در این سکانس هنرنمایی بینظیری دارد تا به قلب واقعیت بزند. «حاجی به شوق کدام کعبه قربانی کردی؟»
در ابتدای این سکانس حاجی در گفتوگو با گوسفند رازی برملا میکند. پروار شدن، اصل قربانی شدن است. هر که پروای پریدن دارد باید از پرواری بگذرد.بیایید باردیگر تماشا کنیم:
«مرده زنده آمدیم دارالخلافه تهران که صحبت سفر به ینگهدنیا شد. کی کمعقلتر از حاجی...»