• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
دو شنبه 4 خرداد 1405
کد مطلب : 276657
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/yrpZg
+
-

روایت خبر

واقعا پاکستان میانجی بی‌طرف است؟
خیلی‌ها می‌گویند پاکستان می‌تواند بین ایران و آمریکا میانجی‌گری کند؛ اما اگر دقیق بشویم، ماجرا آن‌قدرها ساده نیست.
از ۲۰۲۲ و برکناری عمران‌خان، سیاست خارجی پاکستان عملا چرخید. نخست‌وزیری که دنبال استقلال راهبردی بود کنار رفت و قدرت واقعی بیشتر به سمت ارتش رفت؛ ارتشی که خیلی‌ها معتقدند دوباره خودش را با واشنگتن تنظیم کرده است.
پاکستان امروز وسط بحران اقتصادی است و‌ برای وام، برای دلار، برای عبور از بحران مالی، به رضایت آمریکا نیاز دارد. حتی گزارش‌هایی درباره ارسال مهمات به اوکراین برای جلب رضایت غرب منتشر شد.
اما یک تناقض مهم‌تر هم هست؛ پاکستان خودش یک قدرت هسته‌ا‌ی است. کشوری که امنیتش را با بازدارندگی هسته‌ای تثبیت کرده، چطور می‌تواند میانجی محدود شدن برنامه هسته‌ای ایران باشد؟
طبیعی است که تهران شک کند چنین کشوری، بیشتر دنبال مهار بحران به نفع نظم مورد نظر آمریکا باشد تا یک میانجی کاملا مستقل.
برای همین، مذاکره‌کننده‌های ایرانی عملا فقط با آمریکا روبه‌رو نیستند؛ با میانجی‌ای مواجهند که خیلی‌ها معتقدند کفه‌اش از قبل به یک سمت سنگین شده است.

چرا ایران و آمریکا مذاکره را انتخاب کردند؟
ترامپ چند روز پیش گفت حمله برنامه‌ریزی‌شده‌اش به ایران را با درخواست امارات، قطر و عربستان متوقف کرده تا فرصت بیشتری برای توافق ایجاد شود. اما اصل ماجرا چیز دیگری است.
اول، هزینه وحشتناک جنگ. مشاوران نظامی به او هشدار دادند که حمله به ایران می‌تواند کل منطقه را وارد انفجار و بی‌ثباتی گسترده کند. ترس از پاسخ غیرقابل پیش‌بینی ایران، ماشه را لرزاند.
دوم، نبود «ضربه آخر». ترامپ به‌دنبال یک پیروزی سریع و کم‌هزینه است، نه جنگی فرسایشی و طولانی. ژنرال‌ها به او گفتند هیچ تضمینی برای تسلیم ایران وجود ندارد.
سوم، از بین رفتن غافلگیری. ایران پیش‌تر آمادگی خود را آشکار کرده بود و حمله‌ای که لو رفته باشد، می‌تواند به تله تبدیل شود.
به همین دلیل، ماجرای «درخواست اعراب» بیشتر شبیه یک پوشش آبرومندانه برای عقب‌نشینی بود.
اکنون دوطرف وارد مرحله «دیپلماسی اجبار» شده‌اند: مذاکره در سایه تهدید. ایران هم ترجیح می‌دهد بازی را در زمین دیپلماسی نگه دارد؛ هم برای مدیریت هزینه‌های جنگ، هم برای حفظ مشروعیت بین‌المللی و هم برای گرفتن پیروزی سریع از ترامپ؛ پیروزی‌ای که او برای انتخابات به آن نیاز دارد.

3مانع جدی برای توافق ایران و آمریکا
درحالی‌که ترامپ به‌دنبال خروج از بن‌بست فعلی است، گزارش‌ها از نقش‌آفرینی واسطه‌های قطری و پاکستانی حکایت دارد؛ اما تهران تأکید کرده در موضوعاتی مثل رفع تحریم‌ها، دسترسی به دارایی‌های بلوکه‌شده و حقوق اساسی خود عقب‌نشینی نخواهد کرد.
در واقع، برخلاف فضاسازی رسانه‌ای، اصل اختلافات فعلی بر سر پرونده هسته‌ای نیست؛ همانطور که بقایی، سخنگوی وزارت خارجه هم اشاره کرد، مسئله اصلی «سازوکار توافق» است.
3 اختلاف جدی همچنان باقی مانده:
اول، سازوکار مالی. ایران می‌خواهد یک مسیر بانکی تضمین‌شده و بدون کارشکنی برای دسترسی کامل به منابع مالی‌اش ایجاد شود، اما آمریکا هنوز چنین تضمینی نداده است.
دوم، نحوه رفع تحریم‌ها. تهران بر لغو ریشه‌ای و ساختاری تحریم‌ها از مسیرهای قانونی تأکید دارد، اما واشنگتن از پذیرش آن طفره می‌رود.
سوم، تضمین‌های اجرایی. ایران خواهان تضمین برای پایان درگیری‌ها و برگشت‌ناپذیر شدن لغو تحریم‌هاست؛ موضوعی که هنوز محل اختلاف است.

معلم‌های اسرائیلی هم تروریست شدند!
دولت اسرائیل از سال 2016‌ نهادی به‌نام «کمیته تحریک» راه‌اندازی کرده تا به‌طور مرتب فعالیت معلم‌ها را رصد کند.
وزارت آموزش و پرورش اسرائیل ادعا دارد که این نهاد تنها زمانی که معلم‌ها به «تحریک، همراهی با ترور یا تخطی از قانون» مظنون شوند‌ آنان را مورد تحقیق قرار می‌دهد. ولی گزارش‌ها نشان می‌دهد که فعالیت این کمیته در 3 سال اخیر به‌ویژه همزمان با اعتراضات علیه اصلاحات قضایی دولت ائتلاف، بیشتر شده که نشان از جنبه سیاسی این نهاد است.
مثلا در گزارش کمیته از «یارون آونی»، مشاور مدرسه ۵۹ ساله‌ای در 2023پس از شکایت ناشناسی علیه او به اتهام «تحریک علیه دولت» مورد تحقیق قرار گرفت، 24اسکرین‌شات از فیسبوکش ثبت شده بود که تنها در آن از اسرائیلی‌ها خواسته بود در اعتراض به دولت به 
خیابان‌ها بیایند!
آمریکا با «جمهوری اسلامی هسته‌ای» مشکل دارد یا با «ایران هسته‌ای»؟
جالب است بدانید که برنامه هسته‌ای ایران اصلا محصول جمهوری اسلامی نیست. سال‌۱۹۷۴، محمدرضا پهلوی اعلام کرد ایران باید به ۲۳‌هزار مگاوات برق هسته‌ای برسد و قراردادهایی چند‌ده‌میلیارد دلاری با آلمان، فرانسه و آمریکا بست‌ اما همان زمان هم اسناد وزارت خارجه و سیا نشان می‌داد واشنگتن نگران است ایرانِ شاه در آینده به سمت توان نظامی هسته‌ای برود.
هنری کیسینجر تلاش کرد آمریکا روی سوخت مصرف‌شده ایران حق کنترل و وتو داشته باشد، چون بیم آن می‌رفت ایران مثل هند از برنامه غیرنظامی به ظرفیت نظامی برسد. شاه این محدودیت را نپذیرفت؛ یعنی حتی نزدیک‌ترین متحد آمریکا هم وقتی پای «قدرت هسته‌ای ایران» وسط آمد، با فشار روبه‌رو شد.
امروز نیز نگرانی اصلی فقط جمهوری اسلامی نیست بلکه تغییر توازن قدرت در خاورمیانه است. اسرائیل تنها دارنده سلاح هسته‌ای منطقه محسوب می‌شود و برآوردها از ۸۰ تا ۲۰۰ کلاهک هسته‌ای خبر می‌دهند. ایران هسته‌ای می‌تواند این انحصار را بشکند.
ایران ۹۰ میلیونی با دومین ذخایر گاز و سومین ذخایر نفت جهان، اگر به بازدارندگی هسته‌ای برسد، به قدرتی تبدیل می‌شود که مهار آن برای آمریکا و اسرائیل بسیار دشوارتر خواهد بود.

به زبان ساده این 2ماه چند چند شدیم؟
آمریکا آمده بود حکومت ایران را تغییر دهد، مردم ایران را به زانو دربیاورد و کشور را به عصر حجر بازگرداند.
آمده بود برنامه هسته‌ای و توان موشکی ایران را نابود کند.
حالا ببینیم این روزها که حرف از توافق می‌شود
چند چندیم؟
آنچه در این 2ماه و اندی اتفاق افتاده از این قرار است:
با از بین رفتن جنگنده‌ها، عقب‌نشینی ناوها و هدف قرار گرفتن پایگاه‌هایش در منطقه، هیمنه نظامی آمریکا آسیب دید.
در افکار عمومی جهان، به‌عنوان متجاوز شناخته شد.
در داخل آمریکا و حتی میان بخشی از افکار عمومی خودش، تحقیر شد.
میان آمریکا و متحدان اروپایی‌اش شکاف افتاد.
اعتبارش در میان کشورهای عربی منطقه آسیب دید.

و در نهایت چه شد؟
نه توانست برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند و 
نه توان موشکی را از بین ببرد.
حالا مجبور است محاصره را کاهش دهد، 
درباره تحریم‌ها عقب‌نشینی کند، 
آزادسازی بخشی از پول‌های بلوکه‌شده را بپذیرد، 
جبهه مقاومت و محوریت ایران در آن را به رسمیت بشناسد، 
و حتی آتش‌بس در منطقه را قبول کند.

برای چه؟
برای باز کردن تنگه هرمزی که پیش از این هم باز بود؛
آن هم نه صرفاً باز کردن، بلکه واگذاری مدیریت امنیت و عبور و مرور آن به جمهوری اسلامی ایران.
خفتی بالاتر از این هم وجود دارد؟

پهپادهای 300دلاری حزب‌الله چطور اسرائیل را به زانو درآورد؟
حزب‌الله در حالی بار دیگر معادلات میدان نبرد را تغییر داده که پهپادهای FPV این جنبش، به نماد برتری نظامی مقاومت در برابر ارتش اسرائیل تبدیل شده‌اند؛ پهپادهایی کوچک، ارزان اما فوق‌العاده مرگبار که توانسته‌اند ضعف ساختار دفاعی رژیم صهیونیستی را آشکار کنند.
این پرنده‌های هدایت‌شونده با سیستم «دید اول شخص» و فیبر نوری به طول 60کیلومتر، بدون وابستگی به امواج رادیویی عمل می‌کنند و عملاً از جنگ الکترونیک و پارازیت‌های اسرائیل عبور می‌کنند.
سرعت بالا، پرواز در ارتفاع پایین و قدرت مانور چشمگیر، رهگیری آنها را برای سامانه‌های پیشرفته مرکاوا دشوار کرده است.
حزب‌الله با استفاده از مدل‌های انتحاری و ضدزره این پهپادها، بارها تانک‌ها، نفربرها، سامانه‌های گنبد آهنین و بولدوزرهای زرهی اسرائیل را هدف قرار داده؛ حملاتی که برخی به انفجار مهمات داخلی و نابودی کامل اهداف انجامیده است.
اصل ماجرا این است که پهپادهای چندصد دلاری مقاومت اسلامی لبنان اکنون می‌توانند تجهیزات چندمیلیون دلاری اسرائیل را از کار بیندازند؛ معادله‌ای که برتری تاکتیکی حزب‌الله را به رخ جهان کشیده است.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید