• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
دو شنبه 4 خرداد 1405
کد مطلب : 276650
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/oQAMk
+
-

سارقان مسلح در حالی بازداشت شدند که جسد راننده ربوده‌شده در ماشین سرقتی کشف شد

قتل و سرقت ناکام، پایان نقشه دزدان مسلح

گزارش
قتل و سرقت ناکام، پایان نقشه دزدان مسلح

الهه فراهانی | روزنامه‌نگار

2جوان که با الهام از فیلم‌های هالیوودی، نقشه سرقت مسلحانه را از طلافروشی طراحی کرده بودند، در حالی دستگیر شدند که پلیس در خودرویی که همراهشان بود، جسد پیرمرد ۷۰ ساله‌ای را کشف کرد که قربانی نقشه دزدان شده بود.
به گزارش همشهری، شامگاه شنبه دوم خرداد‌ماه، وقتی خودروی پژو 405مقابل طلافروشی واقع در بلوار امیرکبیر شهرک گلستان در غرب تهران توقف کرد، 2جوان با چهره‌های ماسک‌زده از خودرو پیاده شدند؛ یکی قمه به‌دست و دیگری مسلح به کلت کمری بود. مهاجم قمه ‌به‌دست وارد مغازه شد و با تهدید، از طلافروش می‌خواست ویترین را خالی کند، همدستش نیز بیرون از مغازه موضع گرفت و با شلیک گلوله به دوربین‌های مداربسته سعی در ایجاد رعب و وحشت داشت.
وقتی صاحب طلافروشی مقاومت کرد، سارق مسلح چند تیر دیگر هم شلیک کرد و سارق دیگر که داخل مغازه بود چند مشت طلا، داخل کیسه‌ای که همراهش بود ریخت. این در حالی بود که همدستش وقتی می‌خواست برای تهدید یک تیر هوایی دیگر شلیک کند، ناگهان اسلحه‌اش گیر کرد. همین مسئله فرصت را برای کسبه فراهم کرد و همگی به سمت سارقان هجوم بردند. در آن شرایط سارق دیگر با قمه به جان مردمی افتاد که قصد داشتند آنها را خلع سلاح کنند. او با قمه 3 نفر را زخمی کرد اما سرانجام با مقاومت اهالی، هردو متهم خلع سلاح و دستگیر شدند. طولی نکشید که گزارش این سرقت به پلیس اعلام شد و مأموران در محل سرقت حضور یافتند.

کشف جسد روی صندلی عقب خودرو
با حضور مأموران پلیس در محل و انجام تحقیقات میدانی، مشخص شد که 2سارق با یک خودروی پژو405 در محل سرقت حاضر شده‌اند. مأموران سراغ ماشین رفتند اما در صندلی عقب خودرو، پیکر بی‌جان راننده ۷۰ساله‌ای پیدا شد که دست و پا و دهانش بسته شده بود. بررسی‌ها نشان می‌داد که متهمان ساعتی قبل در نقش مسافر، سوار خودروی پژو شده و در بین راه راننده را تهدید کرده و دست و پا و دهانش را بسته و روی صندلی عقب قرار داده بودند. بعد از آن نیز با خودروی مسروقه راهی طلافروشی شده بودند که به آنجا دستبرد بزنند اما در نهایت گیر افتادند. بررسی‌های اولیه پزشکی قانونی نشان می‌دهد که صاحب خودرو بر اثر استرس شدید، فشار عصبی و بسته بودن دست و پا و دهانش جان خود را از دست داده است. در این شرایط تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.

گفت و گو
تمرینات کوهنوردی برای سرقت
سارقان مسلح می‌گویند که برای ارتکاب این سرقت ۵‌ماه برنامه‌ریزی دقیق و ورزش کرده بودند. طراح این نقشه جوانی20ساله است که گفت‌وگو با او را می‌خوانید.
از نقشه‌ای که برای این سرقت داشتی بگو. 
۸۰۰ میلیون تومان بدهی داشتم و راهی جز این ندیدم. ۵‌ماه بود که مدام درباره این سرقت فکر می‌کردیم؛ حتی برای اینکه در درگیری‌ها کم نیاوریم، کوهنوردی می‌کردیم تا بدن‌هایمان ورزیده شود.
چرا این همه بدهی داشتی؟
کار من ویزیتوری و پخش مواد غذایی است و درآمد آن‌چنانی ندارم. از سوی دیگر، موعد اجاره خانه‌مان رسیده و صاحبخانه اجاره و پول پیش را افزایش داده بود. برای فراهم کردن این پول دنبال راه چاره بودم که فکر سرقت مسلحانه به سرم زد.
چرا سرقت مسلحانه از طلافروشی را انتخاب کردی؟
یک روز من و همدستم در حال تماشای فیلم هالیوودی بودیم که با خودمان گفتیم می‌توانیم به این روش، سرقت کنیم. همدستم  هم فروشنده یک مغازه بود و چند ماهی می‌شد که کارش را از دست داده بود.
از جزئیات نقشه‌‌ات بگو؟
همه‌‌چیز را پیش‌بینی و طرح فرار با ماشین را بارها تمرین کرده بودیم. میخ‌های سه پر هم ساخته بودیم که اگر موقع فرار پلیس دنبالمان افتاد، آنها را زیر چرخ ماشین‌های پلیس بیندازیم و راه را ببندیم. طلافروشی را هم از قبل شناسایی کرده بودیم. برای خرید اسلحه  ۱۰۰ میلیون تومان هزینه کردیم که ۱۶ تیر داشت و فکر می‌کردیم برای ترساندن و پیشبرد نقشه‌مان کافی است اما اشتباه می‌کردیم.
چرا راننده بی‌گناه را به قتل رساندید؟
ماشین نداشتیم. فقط می‌خواستیم یک مسیر را طی کنیم. چند ساعت قبل‌از سرقت، از شهرک استقلال، ماشین405 را به‌صورت دربست گرفتیم. بین راه با تهدید اسلحه و قمه، دست و پا و دهان راننده را بستیم و روی  صندلی عقب گذاشتیم؛ اصلاً فکر نمی‌کردیم بمیرد؛ قصد کشتن او را نداشتیم.
سابقه دارید؟
نه. این نخستین بار است که مرتکب خلاف شده‌ایم.
وقتی تیراندازی می‌کردی، فکر نمی‌کردی نقشه به درستی پیش نخواهد رفت؟
تیرها را به دوربین زدیم تا تصویرمان ثبت نشود. فکر می‌کردیم مثل فیلم‌ها همه‌‌چیز دقیق پیش می‌رود و بعد از سرقت به‌سرعت دور می‌شویم، اما در عمل همه‌‌چیز خراب شد. گیرکردن تیر داخل اسلحه، کار دستمان داد.
الان که دستگیر شده‌اید، چه احساسی دارید؟
پشیمانی، فقط پشیمانی. زندگی خودم و خانواده‌ام نابود شد. فکر می‌کردیم برای سرقت آماده‌ایم، اما فقط یک پیرمرد بی‌گناه را به کشتن دادیم؛ هیچ‌چیز ارزشش را نداشت.




 

این خبر را به اشتراک بگذارید