دروغی که از انسان هیولا میسازد
رمان «رقیب» اثر امانوئل کارر، یکی از تکاندهندهترین روایتهای ادبیات معاصر فرانسه است؛ کتابی که مرز میان رمان، گزارش جنایی، اعترافنامه و واکاوی روان انسان را درهم میشکند. این اثر که بر پایه ماجرایی واقعی نوشته شده، داستان مردی به نام ژان ـ کلود رومان را روایت میکند؛ کسی که نزدیک به 2دهه، زندگیای سراسر جعلی برای خانواده و دوستانش ساخت و وانمود کرد پزشک و پژوهشگر سازمان جهانی بهداشت است، درحالیکه تمام زندگیاش بر دروغ بنا شده بود، اما هنگامی که این بنای پوشالی در آستانه فروپاشی قرار گرفت، جنایتی هولناک رخ داد. کارر در «رقیب» صرفا به شرح یک پرونده جنایی بسنده نمیکند؛ او به تاریکترین لایههای هویت انسان نفوذ میکند و این پرسش هراسآور را پیش میکشد که آیا ممکن است انسانی سالها در نقش فردی دیگر زندگی کند و حتی خودش نیز مرز حقیقت و دروغ را فراموش کند؟ نویسنده با نثری سرد، دقیق و بیرحم، خواننده را وارد ذهن مردی میکند که بیش از آنکه یک قاتل باشد، تجسم خلأ، تنهایی و فروپاشی معنای زندگی مدرن است.
قدرت اصلی «رقیب» در همین لحن خونسرد و مستندگونه نهفته است. کارر بدون اغراق و احساساتگرایی، واقعیتی را روایت میکند که از هر داستان تخیلی هولناکتر است. او نه قضاوت میکند و نه تبرئه؛ فقط آرامآرام پرده را کنار میزند تا خواننده با این پرسش روبهرو شود که «دروغ» تا کجا میتواند شخصیت انسان را ببلعد.
برگردان فارسی این اثر با ترجمه احمد پرهیزی در نشر ماهی منتشر شده و در مدت کوتاهی توجه علاقهمندان ادبیات روانشناختی و رمانهای مستند را جلب کرده است. «رقیب» از آن کتابهایی است که پس از پایانش تا مدتها ذهن خواننده را رها نمیکند؛ روایتی هولناک از انسانی که بزرگترین دشمنش، خود او بود.