تبریک و تسلیت
علیرضا محمودی؛ روزنامهنگار

در سالهای جنگ تحمیلی به خانواده شهدا پس از خبر شهادت عزیزان، هم تسلیت میگفتند و هم تبریک. بهعبارتی از دست رفتن یک عزیز را در برابر بهدست آوردن یک موقعیت انسانی ویژه بهعنوان خانواده شهید قرار میدادند.
در فیلم«مهمان داریم» (1392) ساخته محمد مهدی عسگرپور، ابراهیم (پرویز پرستویی) و فخری (آهو خردمند)، والدین 3 شهید و یک جانباز قطع نخاعی هستند. به حرف و سخن ساده است که والدی 3 بار عزادار مولود خود باشد. باید میزان درک و فهم یک آدمی را از مفهوم طاقت و صبر کاوید تا بهدست آورد که چگونه پدر و مادری 3 بار در زندگی تجربه از دست رفتن فرزندان خود را تاب آوردهاند. جنگها چنین روایتهایی از رویارویی انسان با مصیبت و ادامه دادن را در برابر ما قرار میدهند. همان داستان تبریک و تسلیت. همان قصه عمیق غصهای که غوص را ممکن میکند. فیلم احوالات درونی و بیرونی این زوج را به همراه پسران شهید و جانبازشان بهگونهای از واقعیت و خیال روایت میکند.
پرستویی و خردمند در برابر یکی از سختترین آزمونهای بازیگری خود قرار میگیرند.
از پرستویی ستایش فراوان شده اما اینجا بگذارید از آهو خردمند بنویسم. او 2 بار در سینمای جنگ ایران درخشیده؛ یکبار در «مهمان داریم»که نقش فخریخانم را بهکاملترین شکل ممکن مجسم میکند و یکبار در«زخم شانه حوا» (1386) در نقش ننهحسین، مادری که بهدنبال فرزندش راهی جبهه میشود.
هرگز صحنه چادر کشیدنش روی پسر جانبازش در آخرین نمای فیلم را نمیتوان فراموش کرد.
تبرک و تسلا. شایسته مادری در میانه هور.