داوود منظور؛ رئیس سازمان برنامه دولت سیزدهم
مجموعه خبرها از سفر ترامپ به چین، بحران تنگه هرمز و ابتکار امنیتی عربستان تصویر منسجمی میدهد: بحران ایران و آمریکا به نقطه تلاقی 3روند بزرگ تبدیل شده است، یعنی فرسایش توان آمریکا برای تحمیل اراده خود، افزایش نقش چین در مدیریت بحرانهای انرژی و تلاش منطقه برای بازتعریف امنیت خلیجفارس بدون واشنگتن.
ترامپ تلاش کرد سفر به پکن را به صحنهای برای بازسازی موقعیت خود در بحران ایران تبدیل کند. پیام واشنگتن روشن بود: چین بهعنوان بزرگترین خریدار نفت ایران بر تهران فشار بیاورد و گاردین هم نوشت که ترامپ مدعی همسویی با چین شد، اما هیچ سازوکار اجراییای ارائه نکرد.
رویترز به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش کرد که چین خواهان باز شدن تنگه هرمز بدون محدودیتهایی مانند عوارض یا کنترل نظامی است و این موضوع در گفتوگوهای ترامپ و شی جینپینگ مطرح شده است، اما همینجا باید میان «همنظری لفظی» و «تعهد راهبردی» تفاوت گذاشت. طبیعی است که چین خواهان باز ماندن هرمز باشد؛ بخش مهمی از انرژی وارداتی چین از خلیجفارس میآید و اختلال در این مسیر برای پکن پرهزینه است، اما این بهمعنای پیوستن چین به راهبرد فشار حداکثری آمریکا علیه ایران نیست.
ترامپ از پکن «بیانیه» گرفت، نه «اهرم». چین از بحران هرمز آسیب میبیند، اما همین بحران برایش فرصت ژئوپلیتیک ایجاد کرده است: آمریکا درگیر بحرانی پرهزینه شده، درحالیکه چین میتواند خود را بازیگری باثبات برای حل بحران معرفی کند. در تحریم شرکتهای چینی نیز واشنگتن ناچار به انعطاف است که نشانه پایان توهم همراهی یکسویه چین است.
در پرونده هستهای، نشانههایی از ورود چین به نقش ضامن یا میانجی دیده میشود. اگر چین ضامن توافق هستهای شود، معماری پرونده ایران از انحصار غرب خارج میشود. همزمان، ترامپ نشانههایی از تعدیل مطالبات نشان داده و بهتدریج از موضع «همهچیز فورا گرفته شود» به موضعی قابل چانهزنی حرکت میکند، بیآنکه این عقبنشینی را صریحا بپذیرد.
یکشنبه 27 اردیبهشت 1405
کد مطلب :
276236
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/32Y8Q
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved