جنگ با ایران چگونه اقتصاد آمریکا را لرزاند؟
از والاستریت تا پمپبنزینهای تگزاس؛ صورتحساب سنگین جنگ با ایران برای آمریکا
سینا احدیان| روزنامهنگار
درحالیکه تنشها در خاورمیانه به نقطه جوش رسیده، شعلههای جنگ تحمیلی سوم بسیار فراتر از مرزهای جغرافیایی منطقه زبانه میکشد و امواج آن به والاستریت، پمپبنزینهای تگزاس، کارخانههای دیترویت و سفره خانوادههای آمریکایی رسیده است.به گزارش همشهری، تحلیلهای رویترز، الجزیره، جیپی مورگان و اندیشکدههای تجاری مانند تریدمکس نشان میدهد که آمریکا با خطرات جدی اقتصادی ازجمله تورم لجامگسیخته، کندی رشد و حتی کابوس رکود تورمی روبهروست.

جهش قیمت نفت و شوک انرژی
نخستین ضربه جنگ به نبض اقتصاد مدرن یعنی نفت وارد شد و قیمت نفت خام به بالاترین سطح از بحران انرژی ۲۰۲۲ رسید. گزارشهای رویترز نشان میدهد که بهرغم آزادسازی ذخایر استراتژیک بازار همچنان در بیم و امید آتشبس لحظهشماری میکند و این نوسان صعودی، هزینه حملونقل، تولید و گرمایش در سراسر آمریکا را به طرز چشمگیری افزایش داده است. برای مصرفکننده آمریکایی، این بهمعنای پرداخت تا ۴ دلار و حتی بیشتر برای هر گالن بنزین است؛ افزایشی که مستقیما قدرت خرید را میکاهد و مانند مالیاتی پنهان عمل میکند.
تورم؛ آتشی که دوباره شعله کشید
در ماههای پس از آغاز جنگ شاخص قیمت مصرفکننده در آمریکا نهتنها کاهش نیافت، بلکه روند صعودی جدیدی را آغاز کرد. افزایش هزینه سوخت، حملونقل و مواداولیه، قیمت مواد غذایی، کودهای شیمیایی و کالاهای اساسی را بالا برد. الجزیره هشدار داد که تورم ناشی از جنگ شبیه یک شوک عرضه است که همزمان با کاهش تولید و افزایش هزینه اقتصاد را دچار بیماری رخوت تورمی میکند. در چنین فضایی خانوارهای آمریکایی ناچارند سهم بیشتری از درآمد خود را صرف مایحتاج ضروری کنند و هزینههای تفریحی و غیرضروری را کاهش دهند.
زنجیره تأمین در آستانه فروپاشی
بهدلیل وقوع جنگ در خاورمیانه زیرساختهای لجستیک جهانی نیز از ضربه مصون نماندهاند. مسیرهای کشتیرانی در خلیجفارس و دریای سرخ ناامن شده و هزینه بیمه کشتیها و کانتینرها سر به فلک کشیده است. براساس گزارش اندیشکده تجاری تریدمکس، نرخ حمل بار میان آسیا و آمریکا تا ۳۵درصد رشد کرده و زمان تحویل کالاها بهطور متوسط ۱۰تا۱۴ روز افزایش یافته است. این اختلال تنها محدود به کالاهای نفتی نیست. قطعات الکترونیک، خودرو، پوشاک و حتی تجهیزات پزشکی نیز با تأخیر و هزینه گزافتر به بنادر لسآنجلس و نیویورک میرسند.
ریسک ژئوپلیتیک پایدار و ابهام در افق برنامهریزی
عمق و طول مدت درگیری بزرگترین علامت سؤال است. هیچکس نمیداند این جنگ چه زمانی و با چه نتیجهای پایان مییابد. همین عدمقطعیت به یک عامل منفی برای اقتصاد تبدیل شده است. برنامههای بلندمدت سرمایهگذاری، استخدام یا توسعه محصول عملا فلج میشود. ریسک اختلال کامل در تنگه هرمز کابوسی است که صنعت بیمه و بازارهای مالی آمریکا را بیخواب کرده است.