مردم ایران در جهان بیبدیلند
ایوب آقاخانی از غم شهدای میناب و شکست ابرقدرتها به همشهری میگوید
گروه 24
ایوب آقاخانی را بیشتر بهعنوان کارگردان تئاتر و نمایشنامهنویس میشناسیم، اما چهره او در قامت بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون هم آشناست، خصوصا که این شبها سریال «گذرگاه» با بازی او از شبکه یک در حال پخش است. آقاخانی واهمهای از بازگویی احساساتش در مورد تلخ و شیرین جنگ ندارد، چراکه معتقد است «وقتی باور داشته باشیم این سرزمین باید سربلند بماند، دیگر مسیر مشخص است». حرفهای او درباره جنگ در گفتوگو با همشهری در ادامه آمده است.
جنگی که به جنگ تحمیلی سوم معروف شد، بهنظر من برای تمام ایرانیهای اصیل، تمام کسانی که ریشه اجدادیشان در این خاک است سرشار از اضطراب، هیجان، نگرانی، شادی، التهاب، دعا و توسل بود، مجموعهای از احساسات که در کنار هم معنای انسان را تجسم میبخشد. من هم جدا از این ایرانیان نبودم. آرزو میکنم جزو همان اصیلهایی باشم که از این قضیه ناراحت بودند که عدهای فکر کردند میتوانند به خاکشان دستدرازی کنند و آرامش مردمان سرزمین نازنین و تاریخدارم را در آستانه نوروز باستانی بر هم بزنند که متأسفانه زدند و البته پاسخ خود را هم دریافت کردند.
در معنای خاص کلمه، شهادت این بچهها- کودکان میناب- حقانیت، همدلی و وحدتی به ایران بخشید که نمیشود نادیده گرفت. انگار آنها وظیفه خود را در قبال وطنشان انجام دادند. اما این واقعیت چیزی از درد دلتنگی والدینشان کم نمیکند. برایشان صبر جزیل آرزو دارم و امیدوارم روزی برسد که ایران، آنگونه که باید سربلند بایستد، به گونهای که باور کنیم این طفل معصومها با خونشان ریشههای این سرزمین را استوارتر کردهاند.
حضور مردم در خیابانها برای من فوقالعاده ارزشمند و بیبدیل بود. به نظر من، چنین مردمی در جهان کمنظیرند، مردمی که تا امروز هم ایستادهاند و از کیان سرزمینشان دفاع میکنند. همچنین، تصویر شگفتانگیز و الهامبخش زنجیرههای انسانی در کنار نیروگاهها و روی پلها در روزهای پایانی جنگ هنوز هم مرا به وجد میآورد. با این حال، با وجود تمام این فراز و فرودها، هنوز هم قلبم به درد میآید وقتی به آن بچهها فکر میکنم. برایشان واژهای کافی نیست. صادقانه بگویم، کنترل بغضم سخت است، چون میتوانم تصور کنم پدر و مادرهایشان چه میکشند.
وقتی تهدید ترامپ به از بین بردن تمدن ایران را شنیدم، یادم هست که در کنار خانواده بودم. با صدای بلند خندیدم و بقیه از من پرسیدند چه شده است. آنها تهدیدها را جدی گرفته بودند، اما من بیشتر به ادبیات و نوع بیان طرف مقابل فکر میکردم؛ اینکه چگونه کشوری با چنین پیشینه کوتاهی درباره تمدنی چون ایران سخن میگوید. فراموش نکنیم که ایران از کهنترین کشورهای جهان است، با تاریخی که تنها بخشی از آن در ادبیات کهن ما و در شاهنامه فردوسی بازتاب یافته است. این تمدن با چند حمله و چند سلاح از بین نمیرود. در طول تاریخ، بارها تلاش شده ایران را نابود کنند، اما موفق نشدهاند.
امیدوارم مردم ایران هیچگاه ارزش خونهایی را که ریخته شده فراموش نکنند و بدانند پشت این لحظهای که امروز در آن نفس میکشیم چه ایثارها و جانفشانیهایی بوده است
وقتی باور داشته باشیم این سرزمین باید سربلند بماند، دیگر مسیر مشخص است. آرزو میکنم این روزها آغازگر برکات بزرگ، رشد، شکوفایی و سربلندی برای ایران باشد