سیدجواد هاشمی
کارگردان
در طول تاریخ، هیچگاه ما ایرانیها جنگطلب نبودیم، نیستیم و نخواهیم بود، ولی همان تاریخ ثابت کرده که در مقابل دشمن و هر وقت به شرایط جنگی و تقابل با زورگو رسیدهایم، همیشه ایستادگی کردهایم. زیباترین لحظه از فرایند تولید «کوکی» برای من، لحظهای بود که دشمن به نقطهای در نزدیکی لوکیشن فیلمبرداری ما حمله کرد و بچهها دقیقا در همان لحظه مشغول نقشآفرینی در مقابل دوربین بودند. از خاطرم محو نمیشود وقتی که پدافند مشغول بود و صداهای انفجارهای پیاپی شنیده میشدکات ندادیم و بچهها هم با همان روحیه، پلان را به پایان رساندند.
یوسف حاتمیکیا
کارگردان
«برادر و خواهر امدادگرم، اگر من زنده نبودم و این یادداشت را خواندید، بدانید که بدونشک و با یاری خداوند ایران پیروز است»؛ این یادداشت چند روزی است که روی تخته اتاق کارم جا خوش کرده. دیدم شاید بد نباشد یک نسخه بکآپ ازش اینجا داشته باشم که اگر دوباره به روزهای پرسروصدا برگشتیم و آن اتفاق افتاد و تخته و یادداشتش از بین رفت، به شکل دیگری به گوش برادران و خواهران امدادگرم برسد. اگر هم نشد، یادآوری همیشگی خوبی است برایم که ایران، وطنم، خاکم، ارزشمندترین دارایی زندگیام است.
پرویز پرستویی
بازیگر
خطاب به پرستار بیمارستان خاتمالانبیا: درود بر شما فرشته مهربان... قهرمان و پهلوان واقعی... برخی چهرهها، پیش از آنکه کلمهای بگویند، تمام میشوند؛ تمام یک معنا، تمام یک سرزمین... صورت ندا سلیمی عزیز را نگاه کنید؛ این تصویر، شناسنامه پنهان ماست... در آن چشمها، نه ترس از فروریختن سقف هست و نه هراس از غرش بمب؛ فقط یک تصمیم غریزی و بزرگ موج میزند: «تو بمان، حتی اگر من تمام شوم.» او در میانه بمباران و آوار احتمالی، بازوهایش را برای ساختن یک پناهگاه انسانی دور 3لبخند کوچک گره زد... ندا، آن لحظه خود ایران بود...
برشهای کوتاه
در همینه زمینه :