دکتر رامونا میرحاجیانمقدم؛ نویسنده
جنگ در هر دوره میدان نبردی همه جانبه است. نبرد نظامی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و در سالهای اخیر میدان نبرد علمی است، جنگ عرصه مواجهه ذهنها، روایتها و آگاهیها بوده است؛ جایی که ستیز تنها محدود به میدان نبرد نمیشود و در ذهنها، روایتها و حافظه تاریخی جامعه نیز ادامه دارد. در چنین شرایطی کتاب و فرهنگ مطالعه نقشی فراتر از یک ابزار فرهنگی معمول پیدا میکنند؛ نقشی که رد آن را بارها میتوان در تاریخ معاصر دید. کتاب در هنگام بحران جنگ، حافظهساز و راهنماست و همزمان میتواند پناهگاه روانی و بستری برای ثبت حقیقت باشد.
نقش تاریخی نویسندگان؛ رشادت در سنگر کلمات
اگرچه واژه «رشادت» غالباً با میدان جنگ نظامی پیوند دارد، اما در تاریخ ایران و جهان نویسندگان بسیاری بودند که با قلم خود در برابر تحریف واقعیت ایستادند. آنها خطر حضور در خط مقدم، کمبود امکانات و حتی تهدیدهای مستقیم را به جان خریدند تا روایتهایی دقیق، انسانی و مستند ثبت کنند. این شجاعت فرهنگی، بخشی از سرمایه معنوی ملتهاست؛ زیرا هر جنگی 2 چهره دارد؛ صحنه نبرد و روایتی که از آن باقی میماند. نمونههای متعدد از نویسندگانی که در دل جنگ یادداشتنویسی کردند، خاطرات رزمندگان را گرد آوردند یا آثار ادبی خلق کردند، نشان میدهد کتاب چگونه میتواند حافظه تاریخی جامعه را از فراموشی نجات دهد. ثبت تجربه و انتقال آن، نوعی مقاومت فرهنگی است.
کتاب؛ ابزار روشنگری ذهنی
در دوره بحران، جامعه بیش از هر زمان دیگری در معرض ترس، شایعه، قطبیسازی و حجم عظیم اطلاعات گمراهکننده قرار میگیرد؛ آن هم در زمانی که تصاویر، ویدئوها و حتی نقلقولهای تاریخی جعلی با کمک هوش مصنوعی بهسادگی تولید میشوند. در این شرایط، کتاب نقشی آرام اما عمیق ایفا میکند:
1-امکان فهم ریشههای بحران و کاهش هیجانزدگی عمومی
2-انتقال تجربههای تاریخی و تقویت توان تصمیمگیری جمعی
3-ارتقای سواد رسانهای و مصونیت در برابر روایتهای دروغین
4-افزایش تابآوری روانی جامعه از طریق ادبیات امیدبخش
5-فراهمکردن مرجعی پایدار در میان اطلاعات گذرا، نادرست یا دستکاریشده
از سنگر قلم تا رسالت روایت در عصر هوش مصنوعی
در همینه زمینه :