پیروزیهایی که با اصل آتشبس ایجاد شد
اصل آتشبس به نفع کیست؟ ایران یا آمریکا؟
قاعده کلیدی جنگ
آتشبس برای کسی مفید است که «اهداف راهبردیاش را گرفته باشد»
نه برای کسی که هنوز دنبال نتیجه است.
ایران چه چیزهایی را قبل از آتشبس گرفت؟
یکم:
کنترل و تهدید تنگه (اهرم جهانی انرژی)
ضربه به پایگاههای دشمن
خنثیسازی عملیات زمینی در مرزها (جنوب، غرب، شرق)
نمایش آمادگی برای جنگ تمامعیار
اثبات اینکه هر تهدید یعنی اقدام واقعی
یعنی «قدرت بازدارندگی» عملا تثبیت شد.
دوم:
تغییر محاسبات منطقهای
کشورهای عربی وارد فاز تردید شدند.
ائتلافسازی علیه ایران مختل شد.
هزینه همراهی با آمریکا بالا رفت.
یعنی «موازنه منطقهای» به نفع ایران تغییر کرد.
سوم:
فشار داخلی در آمریکا
افزایش مخالفت با ادامه جنگ
فشار برای رهاکردن اسرائیل
بالارفتن هزینه سیاسی جنگ برای دولت آمریکا
یعنی «جبهه داخلی دشمن» تحت فشار قرار گرفت.
چرا توقف جنگ برای ایران منطقی است؟
ایران از ادامه جنگ چه میخواست؟
تخریب بیشتر؟ نه
دستاورد راهبردی جدید؟ تقریبا گرفته شده
پس آتشبس یعنی:
حفظ و تثبیت دستاوردها
جلوگیری از آسیب بیشتر به زیرساختها
پس ادامه جنگ بیشتر به نفع دشمن است، نه ایران.
سؤال تعیینکننده
الان مهمترین معیار این است:
زمان به ضرر چهکسی است؟
تلاش آمریکا برای تغییر بازی زمان
ابزار اصلی: «محاصره دریایی»
هدف چه بود؟
▪️ فرسایش اقتصادی ایران
▪️ ایجاد فشار داخلی
▪️ کشدادن زمان به ضرر ایران
یعنی تبدیل «زمان» به سلاح علیه ایران.
چرا این راهبرد شکست خورد؟
1. تابآوری ایران
2. درگیری آمریکا با چین
3. تنگه هرمز ناامنتر شد
4. رد شدن حداقل 13کشتی باری از تنگه برخلاف محاصره
نتیجه: زمان دوباره علیه آمریکا برگشت.
الان چه اتفاقی افتاده؟
▪️ هرچه زمان میگذرد، فشار روی آمریکا بیشتر میشود.
یعنی «زمان» تبدیل شده به اهرم فشار ایران.
اسرائیل چرا به لبنان حمله کرد؟
چون فهمید:
روند کلی به نفع ایران است.
زمان علیه او در حال حرکت است.
پس چه کرد؟
تلاش برای گسترش جنگ
کشاندن ایران به درگیری مستقیم
برهم زدن این روند زمانی
یعنی یک «اقدام پیشدستانه برای فرار از شکست در زمان»
چرا اسرائیل لحظه اول آتشبس لبنان را بمباران کرد؟
هدف پنهان
حجم بالای حمله در همان ساعت اول، اتفاقی نبود؛
هدف: کشاندن ایران به جنگ مستقیم
جنگی که برای اسرائیل «سودمندتر» بود.
نتیجه چه شد؟
ایران وارد تله نشد، اما فشار را حفظ کرد:
مرحله اول
محدود کردن درگیری به مرزها
مرحله دوم
ایجاد فضای «آتشبس کامل»
یعنی اسرائیل از هدفش نتیجه نگرفت و تحت فشار قرار گرفت.
نقش آتشبس در این بازی
آتشبس این تضاد را «فعالتر» کرد:
آمریکا بیشتر دنبال توقف
اسرائیل بیشتر دنبال ادامه
شکاف عمیقتر شد
«گسل آمریکا–اسرائیل»؛ نقطه بازی ایران
کشف یک شکاف کلیدی
اسرائیل نیازمند «ادامه جنگ»
آمریکا نیازمند «پایان آبرومند»
یک تضاد راهبردی جدی
نتیجه راهبردی
افزایش اختلاف بین دو متحد
سختتر شدن تصمیمگیری مشترک
تضعیف هماهنگی در میدان
جمعبندی
ایـــران بهجای فقـط جنگیدن، «شکافسازی» کرد:فشاری دوطرفه که همزمان آمریکا و اسرائیل را مقابل هم قرار داد.
هنر ایران در مدیریت این شکاف
استفاده از نیاز آمریکا
فشار برای مهار اسرائیل و پایان جنگ
استفاده از نیاز اسرائیل
افزایش هزینه ادامه جنگ برای آمریکا
هرکدام تبدیل شد به اهرم علیه دیگری
هیچ شهروندی نباید برای آسیبدیدن خانهاش هزینه پرداخت کند
علیرضا زاکانی، شهرداری تهران: تجربه جنگ ۱۲روزه برای مدیریت شهری تهران یک تجربه ارزشمند در عرصه مدیریت بحران شد. در جنگ تحمیلی سوم نیز از همان روز نخست، کار و وظیفه ما کاملا مشخص بود. نکته مهم اینکه شرایط جنگی به هیچوجه منجر به تعطیلی امور جاری شهر نشد و نیروهای شهرداری در ایام جنگ کارهای معمولشان را تعطیل نکردند.
از جنگ ۱۲روزه این مسئولیت را پذیرفتیم که خانوادههای آسیبدیده، غیراز آسیب ناشی از جنگ، نباید هیچ رنج و دغدغه دیگری داشته باشند. در جنگ اخیر دولت ابلاغیهای صادر کرد که در کلانشهرهای بالای یک میلیون نفر از تجربه شهرداری تهران بهرهگیری شود. از دولت میخواهم اقتضائات امر را برای این شهرها فراهم کند تا هیچ شهروندی در هیچ نقطهای از کشور بابت آسیبدیدن خانهاش هزینهای پرداخت نکند. یکی از مهمترین اقدامات در این رابطه، قبول مسئولیت بازسازی بود. در این جنگ ۶۲۴ نقطه تهران مورد هجوم بود که ۴۰هزار و ۳۰۰واحد مسکونی را در بر میگیرد. ما بدهکار مردمیم و مدیون آنان هستیم.