• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
پنج شنبه 27 فروردین 1405
کد مطلب : 274594
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/oQvwL
+
-

حماسه همبستگی مردم

حماسه همبستگی مردم

در دل ایستادگی‌های پایتخت در برابر جنگ تحمیلی سوم، شهرداری تهران به عنوان نهاد مسئولیت پذیر، از همان لحظه‌های نخستین حملات دشمن به یاری مردم شتافته و در کنار شهروندان در تلاش برای کاهش خسارات و بهبود شرایط زندگی آسیب‌دیدگان بوده است. مدیران شهری با مهر و محبت به مردم آسیب‌دیده کمک کرده و همدلی و همکاری آنها در این روزهای دشوار، نمایانگر قدرت اتحاد برای عبور از بحران‌هاست؛ زنان و مردانی که در گوشه و کنار تهران در روزهای جنگی، تصاویری متفاوت از همدلی و ایثار به یادگار گذاشته‌اند.

  مهدی رحیمی  
  رئیس اداره خدمات شهری منطقه 3  
بمب 700کیلویی زیر آوار
«چند روز بعد از شروع جنگ، حدود ساعت یک و نیم شب در بزرگراه حقانی گشتزنی می‌کردم که ناگهان انفجار شدیدی در محدوده میرداماد رخ داد. به سرعت خود را به محل حادثه رساندم. وقتی از خیابان ظفر وارد شدم، متوجه شدم که تمام خیابان پر از خاک و شیشه است. غبار به قدری زیاد بود که نمی‌توانستم جایی را ببینم. با زحمت ماشین را در گوشه‌ای پارک کردم و پیاده به سمت محل انفجار رفتم. اصابت در محدوده دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. بلافاصله بی‌سیم زدم تا بچه‌های شهرداری با تجهیزات و ماشین‌آلات برای پاکسازی معبر بیایند. از روی آوار رد شدم تا ببینم وضعیت چگونه است و چه امکاناتی باید بیاوریم برای باز کردن راه. مأموران امنیتی آمدند و گفتند: «اینجا چه کار می‌کنید؟» خودم را معرفی کردم و گفتم منتظرم بچه‌ها ماشین بیاورند برای آواربرداری. اما آنها هشدار دادند: «اصلاً دست نزنید! از اینجا دور شوید و... فردای آن روز که به محل برگشتم، متوجه شدم که یک بمب 700کیلویی درست زیر آوار و نزدیک جایی که راه می‌رفتم بوده و مأموران امنیتی بمب را خنثی و خارج کرده‌اند.»

  علیرضا گاپله  
  راننده تاکسی آسیب‌دیده جنگ  
تاکسی‌ام که هیچ، جانم فدای ایران
تقریبا 93تاکسی در جریان جنگ تحمیلی سوم آسیب دیده و خسارت‌هایی هم به خانه تعدادی از رانندگان تاکسی وارد شده است. علیرضا گاپله، یکی از رانندگان تاکسی که ماشین و خانه‌اش در جریان جنگ تخریب شده است، می‌گوید: «خانه ما سمت میدان آبک است. در خانه نشسته بودیم. حوالی ساعت۱۲ شب صدای انفجار شدیدی آمد و بعد باران سنگ بر سر ما بارید. خرده‌سنگ‌های یک تا 5کیلویی سقف خانه‌ها را سوراخ می‌کرد و به ماشین‌های مردم آسیب می‌زد. 2سنگ به تاکسی‌ام خورد و در و شیشه‌های عقب شکست. سنگ‌ها حتی پشت‌بام خانه ما را هم خراب کردند و گچ‌های خانه‌مان ریخت. انفجار در دامنه کوه حدود ۳۰۰متر آن‌طرف‌تر از خانه‌ها رخ داده بود. متأسفانه یک تکه سنگ هم به سر یک پیک موتوری که از آنجا عبور می‌کرد برخورد کرده بود و بنده خدا شهید شد.» تصویری از او این‌روزها منتشر شده که پشت تاکسی آسیب‌دیده‌اش نشسته و لبخندبه‌لب با دستانش علامت پیروزی نشان می‌دهد. گاپله دراین‌باره می‌گوید: «مگر می‌شود به مال آدم ضرر بخورد و آدم ناراحت نشود؟ اما وقتی پای مملکت وسط باشد می‌گویم فدای سر ایران. تاکسی‌ام که هیچ، برای ایران جانمان را هم می‌دهیم.»

  حسین بنار  
عضو ستاد مدیریت بحران منطقه11  
حضور خستگی‌ناپذیر مردم کنار امدادرسانان 
در یکی از اصابت‌ها چند ساختمان شامل یک مجتمع ۱۰واحدی به‌طور کامل تخریب شده بود. در ساعت‌ها و روزهای اول، تمام تلاش ما این بود که ساکنان را زنده از زیر آوار بیرون بیاوریم. شبانه‌روز در محل حادثه بودیم. در محدوده سکوت مطلق برقرار بود و با استفاده از سگ‌های زنده‌یاب امدادگر، تلاش می‌کردیم جان قربانیان بی‌گناه را نجات دهیم. بعد از چند روز امیدها برای نجات جان افراد کمتر می‌شود، اما نیروهای امدادرسان باز هم دست از تلاش برنمی‌دارند تا بتوانند پیکر قربانیان را به بستگانشان تحویل دهند. همسایه‌ها بعد از چند شب، گروه‌های جهادی خودجوش تشکیل دادند. ناراحت بودند که هنوز پیکر ۳نفر از همسایگان شهیدشان زیر آوار مانده است و درحالی‌که امدادگران لحظه‌ای دست از کار نمی‌کشیدند، همسایه‌ها برای امدادگران غذا و نوشیدنی می‌آوردند و خستگی‌ناپذیر کنار آنها می‌ماندند تا کار تعطیل نشود.»


 

این خبر را به اشتراک بگذارید