یک چله غم، یک چله اشک و بیقراری
یک چله داغ روی داغ و سوگواری
جغرافیا، آب و هوا هم داغدارند
رفتی، زمستانی شد ایام بهاری
از اینکه بعد رفتن تو زنده هستم
چیزی ندارم غیرحس شرمساری
نقش تو تا روز قیامت بر دل ماست
تو یک شهیدی، زنده هستی، ماندگاری
آقا! خیالت جمع! این مردم که گفتی:
مبعوث هستند از پی انجام کاری
مأیوس میسازند امید دشمنان را
با اتحاد و همدلی و هوشیاری
این انقلاب و خاک پاک و پرچمش را
داری بهدست خوب قومی میسپاری!
نامش بلندآوازهتر خواهد شد ایران
تاریخ خواهد گفت از این مردم، آری
آن مردمی که در خیابان، بمبباران...
تا پای جان ماندند روزی روزگاری...
ریحانه کرامتی
چهار شنبه 26 فروردین 1405
کد مطلب :
274510
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/voYVn
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved