• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
چهار شنبه 26 فروردین 1405
کد مطلب : 274499
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/wmEWz
+
-

بانویی گچ‌کار داوطلب بود

خاطره
بانویی گچ‌کار داوطلب بود

در این اردوهای جهادی علاوه بر اقدامات عمرانی، دیدار با مردم و گفت‌وگو با آنها درباره آنچه بر سر خانه و زندگی‌شان آمده هم نوعی همدلی است. این موضوع مهمی‌ است که محمد خسروشاهی با بیان آن، می‌گوید: «مردم فارغ از اینکه چه پوشش و اعتقادی دارند برای ما محترم هستند و بدون هیچ‌توقعی به آنها خدمت می‌کنیم. گاهی پای صحبت‌های مردم می‌نشینیم و باهم گفت‌وگو می‌کنیم. دوستی‌هایی هم طی همین اردوها بین ما شکل گرفته است.» او خاطرات این روزها را اینگونه بازگو می‌کند: «هر روز برای ما خاطره جدیدی شکل می‌گیرد. نیروهای جهادی در کنار هم بدون توجه به وضعیت جنگی در موشک‌باران و حمله تنها دغدغه‌شان این است که کار را به بهترین شکل انجام دهند. نمونه‌اش اینکه ضربه اساسی به یک پنجره خورده بود، پنجره تاب برداشته بود، هرکس آمد و دید نظرش این بود که باید پنجره عوض شود اما تعویض آن هم نیازمند زمانی زیاد بود و هم هزینه بالا. بچه‌های گروه همفکری کردند و یکی از آنها که جوشکار است خیلی زحمت کشید و پنجره را درآورد. خیلی سخت بود اما با همفکری همگی از پسش برآمدند و درستش کردند.»
او در ادامه به خاطره‌ای از اهالی محله اشاره می‌کند و می‌گوید: «دیدن حال خوب مردم و پذیرایی‌هایشان از ما ‌ در این میان دلگرمی بزرگی است. مردم ما خیلی مهربانند. مثلاً یک روز برای کار وارد خانه‌ای شدیم. جالب است که صاحبخانه هنرمند بود و با یک دنیا دردی که در دل داشت همزمان حین کار برای بچه‌ها با‌ ساز سنتور می‌نواخت. خاطره دیگرم از یکی از بانوان ساکن محله شهرک ولیعصر(عج) است که گچ‌کاری بلد بود و چند روزی در اردوی جهادی همراه با گروه کار کرد.»


 

این خبر را به اشتراک بگذارید