انشای آخر
اثری موسیقایی برای بچههای میناب
هنر، زبانی بیبدیل دارد که همه مردم جهان به آن مسلطند؛ زبانی گویا که روح آدمیان را مینوازد و عمق جان را آگاه میکند. در روزهای جنگ تحمیلی سوم و در پی حملات بیرحمانه دشمن آمریکایی-صهیونیستی، هنرمندان سراسر کشور نیز به تولید آثار هنری پرداختند و تلاش کردند تا با زبان هنر و در قالب تولید آثار تجسمی و موسیقایی، ظلم ظالمان را در مقابل چشم و گوش جهانیان قرار دهند.
از جمله آخرین آثار موسیقایی که این روزها به مناسبت چهلمین روز شهادت فرشتگان دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب منتشر شده، اثری به نام «انشای آخر» است که بنیاد رودکی آن را منتشر کرده است. انشای آخر روایتی دردناک و عمیق است در قالب گفتوگوی پدری داغدار با دختر شهیدش؛ روایتی که در میان آوارهای یک مدرسه در میناب شکل میگیرد و با زبانی هنری و ساده، مخاطب را به همدلی عمیق با این سوژه انسانی دعوت میکند.
آهنگسازی این اثر را حسام صدفینژاد برعهده دارد، منصوره محمدی شعرش را سروده و سیدمحسن حسینی بهعنوان خواننده، اجرای آن را انجام داده است. بهرهگیری از سازبندی متناسب با حالوهوای اثر، استفاده از صدای روایتگر و خلق ملودیهایی ماندگار، ازجمله ویژگیهایی است که برای این اثر درنظر گرفته شده تا بتواند ارتباطی مؤثر و ماندگار با مخاطب برقرار کند.
دردانه قشنگم در چندمین کلاسی
بابا اشارهای کن تا باز هم بگردم
در سنگهای بیرحم در لابهلای آوار
بابا بگو کجا را گلدخترم بگردم؟
فرصت دهید مردم، جان من است اینجا
باید خودم بگردم، باید خودم بگردم
این جمله حرف سرخ انشای آخرت بود:
ای کاش دور میهن... دور وطن بگردم