• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
یکشنبه 23 فروردین 1405
کد مطلب : 274380
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/32jN4
+
-

راه سومی برای آمریکا وجود ندارد!

یادداشت
راه سومی برای آمریکا وجود ندارد!

حنیف غفاری ؛ دکتری روابط بین‌الملل

واکاوی و تحلیل آنچه دیروز در اسلام‌آباد گذشت، سهل و ممتنع است. جنبه سهل موضوع معطوف به واقعیتی تحت عنوان «بدعهدی ذاتی آمریکا» در عمل به پیش‌شرط‌های پذیرفته‌شده در توافق آتش‌بس موقت است. حتی میزبان مذاکرات یعنی دولت پاکستان نسبت به این نقض عهد آشکار اذعان کرد. با این حال مقامات کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا با خلط عامدانه «پیش‌شرط» و «شرط» درصدد توجیه ‌عملیاتی‌نکردن مطالبات حداقلی ایران برای ورود به صحنه مذاکره بر‌آمدند. 
در این خصوص واشنگتن به تکنیک‌های نخ‌نمایی متوسل شد که بارزترین آنها تلاش برای دوگانه‌سازی‌ میان نتانیاهو-ترامپ  بود. مقامات آمریکایی درصدد بودند توپ «عدم‌آتش‌بس در لبنان» را در زمین تل‌آویو بیندازند و خود را در تحقق این پیش‌شرط ناتوان جلوه دهند! این در حالی است که پیوستگی و ادغام لابی آیپک در حوزه سیاست خارجی آمریکا (خصوصا در زمان حضور جمهوری‌خواهان در قدرت) جای هیچ‌گونه ابهامی ‌در این خصوص باقی نمی‌گذارد. درخصوص آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران نیز آمریکا تکنیک «پیچیده‌سازی‌ صحنه» را به‌کار گرفت؛ جایی که روند اجرایی این اقدام را چندلایه، سخت و مرهون رایزنی‌های دوجانبه میان هیأت‌های اقتصادی تهران و واشنگتن تلقی کرد. قدر متقین مذاکرات اسلام‌آباد تاکنون چیزی جز «اثبات مجدد بدعهدی آمریکا» در این خصوص نبوده است. این بدعهدی این‌بار به لایه نخست مذاکرات یعنی «پیش‌شرط‌ها» سرایت کرد و «شروط»، «تعهدات» و «تضمین‌ها» را که قاعدتا نتایج توافق هستند، در‌بر‌نگرفت.
اما جنبه «ممتنع» مذاکرات معطوف به اصرار خاص دولت آمریکا درخصوص «روایت‌سازی از مذاکرات» است. جی دی ونس، معاون ترامپ که در این برهه تلاش دارد در ظاهر نقش یک سیاستمدار منطقی و حتی ضد‌جنگ را ایفا کند، متعهد به «روایتگری معکوس» از صحنه مذاکره است: جایی که وی و همراهانش تلاش می‌کنند استیصال واقعی آمریکا در نبرد با ایران، لزوم امتیازدهی واشنگتن به تهران، موافقت اجباری کاخ سفید با شروط 10گانه تهران و...‌ را در روایتگری خود از صحنه مذاکره انکار کنند. ترامپ به ونس ماموریت داده است که واقعیت «شکست آمریکا در میدان» و «دستان بسته واشنگتن در مذاکرات» را به‌صورت معکوس روایت کند. این روایت‌سازی دروغین (که حتی از سوی رسانه‌های آمریکایی نیز بارها مورد تمسخر قرار گرفته است) منتج به خلق و بروز رفتارهای دوگانه و پارادوکسیکال تیم مذاکره‌کننده آمریکایی در اسلام‌آباد شده است.
ونس در بهترین حالت ممکن درصدد خلق یک «گزاره سوم» میان «تسلیم در برابر ایران» و «استمرار هزینه‌های شکست آمریکا در میدان» است. با این حال، به‌واسطه دست برتر جمهوری اسلامی ایران در «میدان»، «خیابان» و «دیپلماسی» اساسا چنین گزاره‌ای خلق نخواهد شد! واشنگتن ناچار است میان «امتیازدهی به تهران» از طریق پذیرش پیش‌شرط‌ها و شروط آن در مذاکرات یا ادامه «فاجعه شکست در جنگ مستقیم» یک گزینه را انتخاب کند. چنانچه تحلیلگران غربی نیز اذعان کرده‌اند، جمهوری اسلامی ایران از موضع بازیگر پیروز در جنگ وارد کارزار دیپلماسی شده و همین مسئله قدرت مانور کاذب کاخ سفید را سلب کرده است. واشنگتن فرصت اندکی برای پذیرش این واقعیت مطلق دارد و قطعا صبر تهران نیز بابت این مسئله محدود خواهد بود.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید