حقیقت روشن است
فرناز ایزدبین؛ خبرنگار
روزهای اول جنگ، ویدئویی دستبهدست شد که در آن زنی با حیرت میگفت: «چرا خانهها را میزند؟» آن روزها شاید چنین سوالی برای بعضیها قابلفهم بود؛ برای کسانی که سالها ذهنشان را به رسانههای جهتدار، فضای مجازی و روایتسازیهای مسموم سپرده بودند. اما امروز، بعد از توقف جنگ تحمیلی سوم، دیگر وقت تردید و توجیه نیست. حقیقت روشن است: دشمن در تهران، مردم را هدف گرفته است؛ مستقیم و غیرمستقیم. برای او فرقی نمیکند تو چه فکر میکنی، چه میگویی، یا طرفدار کدام جریان هستی. اگر ایرانی باشی، از نگاه او مجازاتشدنی هستی.
مردم تهران، حالا بیش از هر زمان دیگری فهمیدهاند که اصل ماجرا چیست. این جنگ، جنگ بر سر ایران است؛ بر سر جان ایرانی. نه آزادی ادعایی، نه بهانههای هستهای، نه هیچ توجیه آبدوغخیاری دیگری نمیتواند این واقعیت را پنهان کند. در روزهایی که زن و مرد و کودک در خانه و خیابان و محل کار زیر حمله بودند، وقتی شمار منازل تخریبشده از هزار مورد گذشته، دیگر جای بازی با واژهها باقی نمیماند. این عددها، برای مخاطبان شبکههایی مثل اینترنشنال و امثال آن شاید تازه باشد؛ برای مردم تهران اما، زخمِ هر روزه است.
و با این همه، هنوز هم عدهای پیدا میشدند که بعد از هر انفجار، بهجای محکومکردن جنایت، شروع میکردند به شستن صورتِ قاتل. میگفتند هدف نظامی بوده، میگفتند حتماً نزدیک پایگاه بوده، میگفتند لابد کسی آنجا پنهان شده بوده. انگار سفیدشویی جنایت، برایشان از خود جنایت طبیعیتر شده بود. انگار معتاد سفیدشویی دشمن شده بودند.
این دیگر تحلیل نیست؛ این انکار واقعیت است. این دیگر سؤال نیست؛ این توهین به خون عزیزانمان است.
حالا وقت آن است که مسیر باز شود؛ برای فهم، برای همدلی، برای دیدن هموطن.