سرعت شهرداری در پذیرش ما غافلگیرمان کرد
مریم سادات ابراهیمی
یکی از اسکانیافتگان در هتلهای تهران
روی صندلی رستوران نشسته و در حال لقمهگرفتن برای فاطمهحورای پنجساله است. او ناچار شده هتل را برای زندگی بهجای خانه انتخاب کند. مریمسادات ابراهیمی، مادر فاطمهحورا میگوید: «بعد از تخریب خانهمان چند روزی منزل برادرم بودیم و بعد به شهرداری برای اسکان درخواست دادیم. خودمان را برای چند روز معطلی تا رفتن به هتل آماده کرده بودیم، اما در کمال ناباوری یک ساعت بعد از ثبت درخواستمان گفتند به هتل بیاییم. باورمان نمیشد اینقدر سریع کارهایمان ردیف شده است. همان روزها همسرم برای جمعکردن وسایلی که سالم مانده بود به خانه رفت و با کمک عوامل شهرداری وسایل باقیمانده را جمعآوری کردیم و به انبار خانه برادرم بردیم.
بهترین سفر عمرم را از شهرداری گرفتم
سمانه آقایی
ساکن در هتلهای پایتخت
سمانه آقایی یکی دیگر از افراد جنگزده و اسکانیافته در هتلهایی است که شهرداری تهران تدراک دیده است. او که بهتازگی از سفر زیارت امام رضا(ع) برگشته درباره شرایط فعلی میگوید: همان روز که به هتل آمدیم پوستری را دیدم که رویش نوشته بود میتوانیم برای سفر به مشهد ثبتنام کنیم. بهخاطر شرایط جنگی و وضعیت خانهمان دلم گرفته بود که با دیدن عکس گنبد و بارگاه مقدس امام رضا(ع) دلم هوایی شد، بلافاصله ثبتنام کردم و خیلی زود پیام دادند که بهزودی به زیارت امام رضاجانمان میرویم. هنوز هم باورم نمیشود که 4روز مشهد بودم، انگار خواب میدیدم. با وجود شوک سنگینی که بعد از ازبینرفتن خانه و زندگیمان به ما وارد شده بود، این سفری که شهرداری برایمان تدارک دید، از بهترین روزهای زندگیام بود. چشمم که به گنبد طلایی ضامن آهو افتاد انگار دنیا را به من دادند.