قربانی برای لنجهای در امان مانده از جنگ
فقط ۳ روز از حمله هوایی به کشور گذشته بود که بیش از ۱۰۰ لنج در اسکله بندر جاسک استان هرمزگان در آتش دشمن سوخت. بعد از آن هم ۱۶ لنج باری در اسکله تجاری بندر مورد حمله قرار گرفت و آتش به اسکلههای جفره، جلالی و صلحآباد استان بوشهر هم رسید. عمار ماهینی ۳۰ سال است که روی لنج کار میکند. مهارت ساخت لنج با چوب ساج را هم از نیاکان خود یاد گرفتهاست. او به همشهری میگوید: «لنج برای ما عزیز است. برخی میگویند مثل فرزند جگرگوشه است. ولی ما میگوییم مثل مادر است. هر آسیبی به لنج برسد، برای ما تحمل کردنی نیست. هیچکس نمیتواند ببیند مادرش بدحال است، مریض یا زخمی است یا آتش به جانش افتاده. وقتی بعد از صدای انفجار و حمله دشمن در این جنگ، دود و آتش از لنجهای کنار اسکله به هوا رفت به ما لنجداران چنین حالتی دست داد؛ وضعیتی فراتر از مشکل مالی یا تامین معاش.»
ماهینی با لهجه شیرین بوشهری تأکید میکند که صنعت لنجسازی یا همان گلافی برای مردم ساحلنشین بوشهر که نسل در نسل، برکت سفره زندگیشان را از خوان پرنعمت دریا طلب کردهاند، مانند شناسنامهای هویت بخش و سرشار از زندگی است. کمتر ساحلنشینی پیدا میشود که از لنج و گلافی بهرهای نبرده باشد. پیشینه و قدمت دریانوردی ایرانی منجر به ثبت دانش دریانوردی با لنج سنتی خلیجفارس در سال ۱۳۸۸ شد. بعد از آن هم به یونسکو راه یافت و ثبت جهانی شد. عمار ماهینی میگوید: «قدیمیها رسم داشتند که وقتی به لنج آسیبی میرسید، مراسم عزاداری میگرفتند. این رسم تقریبا از بین رفته، اما هنوز هم رسم داریم و برای لنج قربانی میکنیم. خون قربانی را بر سینه لنج میکشیم. قربانی برای لنج هم در روزگار آسیب و بلا رواج دارد و هم وقتی روزی خوبی کسب میکنیم.» او میگوید برخی از لنجداران به شکرانه اینکه در حمله دشمن به لنجهایشان آسیب نرسیده هم قربانی دادهاند.