فرار رو به جلو
علیپور که روزگاری با سکوت و تلاشش شناخته میشد، حالا در قامت یک طلبکار تمامعیار ظاهر شده است
انگار باخت به خیبر خرمآباد فقط ۳امتیاز را از پرسپولیس نگرفت، بلکه آرامش و خویشتنداری را هم از مهاجم شماره۹ این تیم ربود. علی علیپور که روزگاری با سکوت و تلاشش شناخته میشد، حالا در قامت یک طلبکار تمامعیار ظاهر شده است. بیایید بخشی از صحبتهای جنجالی آقای مهاجم را با هم مرور کنیم؛ اتفاقی که شاید طعم گس واقعیت را زیر زبان هواداران پرسپولیس بیاورد.
همهچیز از یک سؤال شروع شد؛ سؤالی که شاید تند بود، اما بیراه نبود. خبرنگاری از عذرخواهی پرسید و داستان شایعه تمدید ۱۰۰میلیاردی علیپور را وسط کشید. آقای مهاجم به جای آنکه با متانت یک بازیکن باسابقه، از عملکرد ضعیف تیمش پوزش بخواهد، راه تفتیش عقاید را پیش گرفت؛ «از کی خط میگیری؟ اسم و فامیلت چیست؟»
این نخستین پرده از نمایش فرار رو به جلو بود. در دنیای حرفهای، بازیکن پاسخگوی عملکرد فنیاش است، نه بازجوی هویت خبرنگار. علیپور جوری از جربزه حرف میزد که انگار در میدان نبرد است، درحالیکه میدان نبرد واقعی (مستطیل سبز) هفتههاست که شاهد درخشش او نبوده است.
شایعه پیشنهاد ۱۰۰میلیاردی برای تمدید قرارداد، چه درست باشد و چه غلط (که معمولا در فوتبال ایران هیچ دودی بدون آتش نیست)، نباید باعث شود بازیکن تمرکزش را از کف بدهد. اگر این خبر کذب است، یک تکذیبیه ساده کافی بود، نه متهمکردن خبرنگاران به خطگرفتن و نادانی.
نکته شگفتانگیز مصاحبه، جایی بود که علیپور با لحنی شاکی از قرارداد ۲۶میلیارد تومانیاش گفت و آن را پایینترین قرارداد تیم دانست. آقای علیپور! حافظه فوتبالدوستان آنقدرها هم ضعیف نیست. شما در حالی به پرسپولیس برگشتید که دوران ناموفقی را در پرتغال پشت سر گذاشته بودید و از نظر فرم بدنی و فنی، فرسنگها با دوران اوجتان فاصله داشتید. پرسپولیس همان تیمی بود که در آن شرایط به شما اعتماد کرد و دوباره فرش قرمز پهن کرد. حالا اینکه امروز رقم قراردادها در بازار آشفته فوتبال ایران بالا رفته، دلیلی نمیشود که قرارداد امضاشدهتان را چماق کنید و بر سر باشگاه بکوبید. ۲۶میلیارد تومان برای توده مردمی که سکوهای ورزشگاه را پر میکنند، رقمی نجومی است؛ رقمی که در ازای آن، انتظار گلزنی دارند، نه گلایه.
آمارها دروغ نمیگویند، اما حقیقت را هم کامل نمیگویند. علیپور در بخشی از صحبتهایش به آمار پاسگلهایش افتخار کرد و پرسید: «آقای پاسگل لیگ کیست؟» بله، ۶پاسگل در ۲۲بازی آمار بدی نیست، اما برای کسی که قرار است جانشین گلزنهای بزرگ تاریخ پرسپولیس باشد، یک شوخی تلخ است. یکگل در ۱۴بازی اخیر! آن هم از روی نقطه پنالتی و این یعنی فاجعه! مهاجم نوک را با متر گلزنی اندازه میگیرند. اگر قرار بود علیپور فقط پاس گل بدهد، احتمالا باید پستش را به هافبک طراح تغییر میداد. اینکه لیگ ایران در فقر پاسور به سر میبرد و شما با ۶پاسگل صدرنشین هستید، بیش از آنکه نشانه قدرت شما باشد، نشانه ضعف مفرط سطح کیفی لیگ است. پز دادن با این آمار، مثل این است که در یک امتحان سخت، نمره۱۰ بگیرید و چون بقیه ۲ شدهاند، ادعای نبوغ کنید!
علیپور از بغض و اشک حرف میزند؛ از اینکه با کوچکترین تلنگری گریه میکند چون عاشق پرسپولیس است. اما هوادار پرسپولیس امروز به جای اشکهای شما، به دقت در ضربات آخر نیاز دارد. عشق به پیراهن، در میکسدزون و با درگیری لفظی ثابت نمیشود؛ عشق واقعی یعنی وقتی تیم در بحران است، وزنه باشی، نه حاشیه.
آقای علیپور، شما 8سال در این تیم بودهاید و بهتر از هر کسی میدانید که در پرسپولیس، «دیروز» به سرعت فراموش میشود. هوادار به آمار گلهای سالهای گذشته یا قرارداد ۲۶میلیاردی کمارزششده از نظر شما، اهمیتی نمیدهد. آنها از مهاجمشان گل میخواهند. به جای اینکه در میکسدزون دنبال نام و نشان خبرنگاران بگردید، در تمرینات دنبال راهی برای بازکردن دروازه حریفان باشید. فرار از واقعیت با چاشنی مظلومنمایی، شاید چند صباحی شما را از تیغ نقد دور کند، اما در نهایت، این تور دروازه است که درباره ماندن یا رفتن شما قضاوت خواهد کرد.