سخنی با وزیر محترم آموزش و پرورش
محسن مهدیان؛ مدیرمسئول
آمار اجمالیای که از دستگیرشدگان اغتشاشات اخیر منتشر شد، نشان میداد حدود یکسوم بازداشتشدگان زیر ۱۸سال سن داشتهاند. اینکه طراحی این آشوبها آمریکایی- صهیونیستی بود، محل تردید نیست و اینکه میداندارها هستههای سخت و آموزشدیده بودند نیز روشن است؛ اما واقعیت مهمتر این است که این پروژه، «سیاهیلشکری» داشت که بخش قابلتوجهی از آن از میان نوجوانان یارگیری شده بود.
جالب آنکه رهبر انقلاب نیز در همان ایام، دستکم 2بار به نقش نوجوانان در این حوادث اشاره کردند؛ هشداری که نشان میدهد موضوع، صرفا یک خطای موردی نیست بلکه یک مسئله ساختاری است. پرسش جدی اینجاست: آموزش و پرورش ما تا چه اندازه نسبت به این پدیده احساس خطر کرده و چه تدبیر مشخصی اندیشیده است؟
در اعترافات پخششده از برخی نوجوانان بازداشتشده، بارها از «شبکههای اجتماعی» بهعنوان عامل اثرگذار یاد شد. این گزاره را نباید ساده گرفت. نوجوان امروز در پلتفرم زندگی میکند؛ آنجا رشد میکند، دوست پیدا میکند، میخندد، خشمگین میشود، هیجان تجربه میکند، هویت میسازد و حتی قهرمانهایش را انتخاب میکند. شبکه برای او ابزار نیست؛ «محیطزیست» است.
در چنین وضعیتی، واکنش آموزش و پرورش چه بوده است؟ ما در ساختار رسمی، درسی با عنوان «سواد رسانه» داریم اما واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید. این درس غالبا به ضعیفترین نیروها سپرده میشود، محتوای آن با تحولات پلتفرمی همگام نیست و چون اختیاری است، در بسیاری از مدارس با نخستین کمبود زمان حذف میشود؛ یعنی دقیقا همان درسی که باید سپر شناختی نوجوان در برابر توفان پلتفرم باشد، خود به حاشیه رانده شده است.
مسئله فقط آگاهی از خبر جعلی نیست. مسئله فهم سازوکار پلتفرم، شناخت الگوریتم، تشخیص موج مصنوعی، مدیریت هیجان، بازسازی مرجعیت و حفظ خط قرمزهای اخلاقی و اجتماعی است. اگر نوجوان ما آموزش نبیند که چگونه در فضای شبکه فکر کند، چگونه مکث کند و چگونه هیجان را از تحلیل جدا سازد، طبیعی است که در بزنگاههای اجتماعی، تحتتأثیر موجها قرار گیرد.
وزیر محترم، پرسش روشن است: برنامه مشخص شما برای واکسینهکردن نسل نوجوان در برابر زیست پلتفرمی چیست؟ آیا سواد شبکهای به یک اولویت راهبردی تبدیل شده است یا همچنان در حاشیه تقویم درسی باقی خواهد ماند؟