عزم جدی آشوبگران برای تخریب اموال
پروانه بهرام نژاد؛ روزنامهنگار
نشست سوم «مواجهه مدیریت شهری با آشوبهای دی۱۴۰۴» که در مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران برگزار شد، فرصتی بود تا کارشناسان و صاحبنظران از زوایای مختلف به واکنشهای مدیریت شهری در برابر این حوادث بپردازند و درباره چالشها و راهکارهای مؤثر در زمینه سیاستگذاری و حکمرانی شهری تبادل نظر کنند. در این نشست که با حضور عبدالمطهر محمدخانی، سخنگوی شهرداری تهران برگزار شد، وی توضیحاتی درباره فعالیت های شهرداری ارائه کرد.
شهرداری در جنگ 12روزه 3همت خسارت دید
بررسی چندجانبه حوادث اخیر از زوایای مختلف ضرورت دارد. بهعنوان کسی که از سال ۸۸ تا امروز درگیر پوشش روایتهای این دست اتفاقات بودهام و همزمان ارتباط مستقیم با مسئولیت شهری داشتهام معتقدم اعتراضات اخیر تفاوتهای زیادی با دفعات قبلی دارد و صرفا با نگاه جامعهشناسی نمیتوان به آن پاسخ داد. در این حوادث با نوعی مسخشدگی و اثر شدید عملیاتهای شناختی در میان بخشی از معترضان مواجه بودیم و باید همه ابعاد این مسئله را تحلیل کنیم. بهعنوان سخنگوی شهرداری تهران تأکید میکنم که برنامهریزی جدی و اصرار بالایی برای تخریب اموال شهری و عمومی وجود داشت و این مسئله از جنسی متفاوت با دورههای قبل بود.
حمله به پایانهها و زیرساختهای شهری
از سال۷۸ به بعد آتش زدن اتوبوس در صحنه درگیری موضوع عجیبی نبود و معمولا در همان نقطه درگیری با نیروهای امنیتی رخ میداد تا فرصت فرار فراهم شود، اما در این دوره افراد به سراغ ترمینالها و پایانههای اتوبوس رفتند و آنها را به آتش کشیدند. حمله به پایانههای اتوبوسرانی از اتفاقات جدید این دوره بود. میزان خشونت در این ناآرامیها بالا بود و مواردی مانند آتشزدن انسانها و حتی سربریدن گزارش شد. تخریبها سازماندهی شده بود و سطوح گستردهای از خشونت در جامعه مشاهده شد. این تصور شکل گرفته که گروهی آموزشدیده در بروز این اتفاقات نقش داشته و احتمالا باید بازه سنی مشخصی را برای برخی از این افراد درنظر گرفت. تصاویر دوربینها نشان میدهد حضور خانوادگی در میان معترضان وجود داشت و برخی خانوادهها با سطح بالایی از خشونت در صحنه حاضر بودند. این تناقض بارها میتواند مورد بحث و ریشهیابی قرار گیرد. تخریب و خشونت بالا در کنار ترکیب سنی و حضور خانوادگی افراد موضوع مهمی است.
یک نبرد نابرابر
عملیات شناختی دشمن و جریانهای رسانهای در یک دهه اخیر با قدرت ادامه داشته و بر افکار بخشی از جامعه اثر گذاشته است. باید درباره همه جوانب این موضوع صحبت کرد. جامعه دچار استرس و افسردگی شده و اگر این وضعیت بدون راهکار باقی بماند به خشم تبدیل میشود. با یک روند مداوم رسانهای بخشی از جامعه به سمت خشم و افسردگی جمعی سوق داده شد و در یک نقطه زمانی فعال شد. ابزارهای رسانهای در یک دهه اخیر توسط یک جریان غالب مورد استفاده قرار گرفت. این نقد به همه ما وارد است و کمکاریهای مجموعههای مختلف در شکلگیری این وضعیت سهم داشته است. در عین حال با یک نبرد نابرابر روبهرو هستیم و اگر همه ابعاد را درنظر بگیریم ابزارهای قویتر و رسانههای گستردهتری در اختیار طرف مقابل قرار دارد و ما در انتقال پیام به بخشی از جامعه با محدودیت مواجه هستیم.
کاهش پیامدهای منفی اغتشاشات در شهر
ماجرا فراتر از مدیریت شهری است و با یک فرایند پیچیده مواجه هستیم. در جنگ تحمیلی 12روزه از سوی دشمن خارجی ضربه میخوردیم و در این اتفاقات علاوه بر فشارهای بیرونی از داخل نیز آسیب دیدیم. این شرایط ابعاد مسئله را پیچیدهتر میکند. در این رویارویی داخلی خودمان به یکی از نقاط هدف تبدیل شدیم و بخشی از ابزارهای خود را از دست دادیم. البته میتوانستیم بهتر عمل کنیم اما دستورالعمل مشخصی برای مواجهه با چنین شرایطی در اختیار نداشتیم. شهرداری تهران در اغتشاشات اخیر 3همت خسارت دید و این آسیبها بخشی از ابزارهای ما را از چرخه خدمت خارج کرده است. در حوزه زیباسازی نیز با کاهش شدید تبلیغات روبهرو شدیم که کاهش درآمد شهرداری را بهدنبال دارد و معمولا در فهرست رسمی خسارات ثبت نمیشود. بر خلاف جنگهای کلاسیک که از مرزها آغاز میشود این بحران از تهران شروع شد و در تهران پایان یافت، در اغتشاشات نیز خسارات قابل توجهی به اموال شهرداری وارد شد و تعداد نقاط آشوب و تخریب از همه ادوار گذشته بیشتر بود. در شب نخست بیش از 100نقطه تنش در تهران شکل گرفت که تبعات گستردهای به همراه داشت. ما با بخشی از جامعه ارتباط مؤثر نداریم. پیش از این از طریق ظرفیتهای فضای شهری با این بخش ارتباط برقرار میکردیم اما همان بسترها نیز در جریان ناآرامیها آسیب دید و تخریب شد.