معجزه علاءالدین در تحریمها
چند روایت تاریخی از فعالیت یک بازاری سرشناس تهرانی؛ میر مصطفی عالی نسب
زهرا بلندی | روزنامهنگار
تحریم در تاریخ معاصرایران موضوع جدیدی نیست وکشورمان به شیوههای مختلف آن را تجربه کرده و با تدبیر و چارهاندیشی درست، بحرانها را پشت سر گذاشته است. نمونهاش اتفاقی است که اواخر سال 1329پس از ملی شدن صنعت نفت و روی کار آمدن دولت دکتر محمد مصدق افتاد. در آن دوران خرید نفت ایران از سوی اروپا تحریم شد و فردی به نام میرمصطفی عالینسب که واردکننده چراغهای والور اروپایی بود توانست راهحلی کارساز بیابد.
راهاندازی کارخانه توسط حجرهدار معروف
میرمصطفی عالینسب اصالتاٌ تبریزی بود و در سال 1298در شهر کاظمین به دنیا آمد. او سال1316به تنهایی راهی تهران شده بود و نخستین آموزشهای علمی خود را در «مرکز وابسته بازرگانی آلمان» در زمینه اقتصاد، حسابداری و بازرگانی گذرانده بود و در عین حال دائماً مطالعات خود را در زمینههای اقتصادی، اسلامی و سایر بخشها تعمیم میداد. او وارد فضای کسبوکار شده بود و در تجارت ظروف چینی و بلور چنان پیشرفت داشت که در بازار تهران حجره بزرگ او در تیمچه حاجبالدوله یکی از پر رفتو آمدترین حجرهها بود و هنوز هم آن محدوده از بازار بین بازاریان قدیمی به نام ساختمان عالینسب شناخته میشود. اما ورود عالینسب در چرخه تولید چراغهای علاءالدین ماجرایی دارد که از زبان عـلیرضا زمـانـی، تهرانپژوه شنیدنـی است: «با روی کار آمدن دکتر مصدق بهعنوان نخستوزیر و ملی شدن صنعت نفت، مملکت دچار مشکلات عدیدهای ازجمله تحریم فروش نفت شد.» زمانی با یادآوری مشکلات آن روزها ازجمله کمبود ارزاق میگوید: «در آن روزها بخشی از درآمد کشور از راه کشاورزی و بخش زیادی هم از طریق فروش نفت تأمین میشد و روشن است که تحریم نفتی ایران، در بودجه عمومی کشور و متقابلاً در زندگی مردم تأثیر قابل توجه داشت. در این میان مصدق در پی چاره بود تا با استفاده از فراوردههای نفتی که پیش از این به خارج از کشور صادر میشد و تولید وسایلنفتسوزداخلی به مقابله تحریم برود و بخشی از این کار را به عالینسب سپرد.»
تعطیلی کارخانه در اعتراض به کودتا
این تهرانپژوه با بیان اینکه تا دهه 20و 30سوخت اصلی خانهها چوب و زغال بود و مردم برای گرم شدن کرسی میگذاشتند، میگوید: «تا اواخر سال1329مصرف نفت عمومیت نداشت. تنها در خانههای اعیان نمونههایی از والورهای انگلیسی وجود داشت. درحالیکه مصدق برای عبور از تحریم، بحث تولید داخلی چراغهای خوراکپزی والور را مطرح کرده بود، عالینسب بهعنوان یک بخش خصوصی، شرکتی به نام شرکت تولیدی صنایع نفت و گاز را با هدف تولید چراغهای علاءالدین، سماور، بخاریهای نفتسوز و... راهاندازی کرد تا از سویی همه اقشار از بخاریهای نفتی تولید کشور بهرهمند شوند و از سوی دیگر بتوانند بخش مالی حوزه مورد تحریم را از این طریق تأمین کنند.»
زمانی با اشاره به اینکه از این شرکت بهعنوان نماد تولید ملی آن دورهها یاد میشود، ادامه میدهد: «با کودتای 28مرداد در شرایطی که تقاضای زیادی برای خرید محصولات این کارخانه وجود داشت، عالینسب هم در اعتراض به کودتاچیان به فعالیت تولیدی صنایع عالینسب را متوقف کرد. او در حال برآورد شرایط و مشورت با اطرافیان برای راهاندازی کسبوکار جدید بود که با درخواست مرحوم آیتالله سیدرضا زنجانی و مرحوم آیتالله سیدمحمود طالقانی مجدداً کارخانه سماورسازی عالینسب راهاندازی شد و با آزادسازی قابل توجه واردات پس از کودتا، تلاش جدیدی برای رقابت با کمپانیهای بینالمللی توسط کارخانه عالینسب شدت گرفت.»

مکث
کارخانهاش سوخت
علیرضا زمانی میگوید: «یکی از ویژگیهای مهم میرمصطفی عالینسب علماندوزی و حضور مستمر در جلسات علامه محمدتقی جعفری، از فیلسوفان برجسته بود. از قضا در روزهای جنگ دفاعمقدس بر اثر سقوط یک هواپیمای جنگی روی کارخانه تولیدی صنایع نفت و گاز عالینسب دچار آتشسوزی شد. وقتی خبر سوختن کارخانه را به او دادند سرکلاس علامه جعفری بود. بدون اینکه توجهی کند به درسش ادامه داد. مال دنیا برایش اهمیتی نداشت.»