نظرات کموبیش مشترک مدیران فرهنگی، از رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی گرفته تا گفتههای دبیر یکهسوار جشنواره، منوچهر شاهسواری یا حتی مهدی شفیعی، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در ستایش از حضور استعدادهای جوان یا فیلمسازان اول در این دوره جشنواره را میتوان واکنشهایی نسبت به عدمحضور چهرههای مشهور و بنام در چهلوچهارمین دوره جشنواره «ملی» فیلم فجر تعبیر کرد؛ عدمحضور نامهایی که بهانه کافی در اختیار جمعی از منتقدان جشنواره قرار داد تا به جشنواره و برگزارکنندگانش بتازند.
از این جنبه که بگذریم، جشنواره فیلم فجر چه در نخستین سالهای فعالیت، چه در دوره تفکیک بخش «ملی» و «بینالمللی»، چه در دورانی که جایزه ویژه فیلم اول یا فیلم اول و دوم اهدا میکرد و چه دوران متأخرتر که به «ارگانی» بودن متهم شد، گهگاه استعدادهایی را به سینمای ایران معرفی کرده است که تعدادی به موفقیتهای قابلملاحظهای دست یافتند و عده بیشتری در روزگاران بعدی فراموش شدند. اما اگر از همه اینها بگذریم میتوان اینچنین فرض کرد که جشنواره در برابر تغییر و تحولات بیرونی یا دیر واکنش نشان داد یا اساسا از تغییر مسیر یا رویکرد احتراز کرد و همچون همین دوره با تأکید بر واژگانی چون «فیلمسازان اول» یا «استعدادهای جوان» نسبت به آنچه رخ داده بود، موضعی منفعلانه گرفت تا این گمان را تشدید کند که احتمالا برگزارکنندگان تا پیش از روزهای میانی جشنواره سیاستگذاری مشخصی برای برگزاری این رویداد نداشتهاند و صرفا به انتظار نشستهاند و در قِبَل فیلمهایی که در جشنواره حضور یافتهاند، واکنش نشان دادهاند و حضور فیلمسازان اول و استعدادهای جوان را ستایش کردهاند.
شاید اگر سیاست جستوجو برای یافتن استعدادهای جدید و فیلمسازان اول از یکی از ادوار جشنواره به سیاست غالب جشنواره «ملی» فیلم فجر تبدیل میشد، جشنواره موضع فعالتری میگرفت و لااقل نشان میداد که برگزارکنندگانش از سیاستی مشخص تبعیت میکنند. ادوار مختلفی از جشنواره فجر با شعارهای بیمعنایی که جشنواره را «ویترین سینمای ایران» تعبیر میکرد، گذشت. شاید میشد خیلی ساده استعدادهای جوان و فیلمسازان نوظهور را شناسایی و معرفی کرد؛ شاید آنگاه آنچه
حاصل میآمد، مؤثرتر از شعارهای بیمعنی میبود.
استعدادهای پشت ویترین
چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر و استعدادهای جوان
در همینه زمینه :