• سه شنبه 21 بهمن 1404
  • الثُّلاثَاء 22 شعبان 1447
  • 2026 Feb 10
سه شنبه 21 بهمن 1404
کد مطلب : 272377
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/ZVWMg
+
-

فریب‌های تاریخی بزرگ

تدفین حقایق در دوران پهلوی در حوزه‌های مختلف ازجمله کتاب و سینما

فریب‌های تاریخی بزرگ

فعالیت احزاب و حوزه‌های اجتماعی با چه اهدافی صورت می‌گرفت؟
نمونه‌های گوناگونی از خفقان و تحدید آزادی بیان در دوران پهلوی می‌توان سراغ گرفت که شاید بسیاری از مردم امروز از جزئیات آن خبردار نباشند. به‌عبارت دیگر، وظیفه ساواک در رژیم پهلوی فقط بگیروببند نبود. این سازمان در سانسور سیاسی و از آن مهم‌تر در سانسور آثار هنری و ادبی با وزارتخانه اطلاعات و فرهنگ و هنر رژیم همکاری تنگاتنگی داشت و ممنوع‌کردن نمایش برخی فیلم‌ها و جلوگیری از چاپ نوشته‌ها و کتاب‌ها از دیگر وظایف ساواک محسوب می‌شد. وحشت رژیم‌پهلوی از گرایش جوانان به مطالعه کتاب، زمینه‌ساز رویکرد افراطی حکومت پهلوی به سانسور کتاب شد، تا جایی که یکی از فرماندهان نظامی در جلسه‌ای دانشجویی گفته بود: «آقایان، مواظب باشید! هرچه مطالعه کتاب‌های خارج درسی کمتر، بهتر. شما مسئولیت بزرگی دارید و باید مراقب باشید. هرچه بر سر این مملکت آمده از کتاب آمده.» سانسور کتاب، اختناق و ساختار سیاسی استبدادگونه رژیم پهلوی در دهه‌های40‌و50 به اوج خود رسید و نتیجه آن سوق پیداکردن فرهنگ سیاسی به سمت طعنه‌گویی، کنایه‌زدن و نمادگرایی بود. رواج همین نمادگرایی‌ها باعث شد دستگاه سانسور پهلوی، علاوه بر ممیزی مستقیم کلمه‌هایی مرتبط با مبانی اسلامی، نسبت به واژه‌هایی چون سیاهی، فقر، تباهی، طاغوت و نابرابری حساس شود و این واژه‌ها را حمله به نظام شاهنشاهی تلقی کند.

مورد عجیب جلدسفیدها
سانسور کتاب در رژیم پهلوی به‌ویژه در دهه‌های40و50 آنقدر گسترده بود که ماجرای جالب کتاب‌های جلدسفید شکل‌گرفت. رواج انتشار کتاب‌های جلدسفید، همانطور که از نام‌شان پیداست، یکی از نمادین‌ترین نشانه‌های سانسور کتاب و خفقان در حکومت پهلوی بود. این کتاب‌ها جلد رسمی و اطلاعات کامل از نویسنده و ناشر نداشتند و در چاپخانه‌های متعدد چاپ می‌شدند، اما فقط نام نویسنده روی این کتاب‌ها درج می‌شد که آن هم نام مستعار بود. یکی از معروف‌ترین کتاب‌های جلدسفید، کتاب ولایت‌فقیه امام‌خمینی(ره) بود که در روزهای خفقان و استبداد با چند اسم مستعار چاپ می‌شد. کتاب‌های دکتر شریعتی هم با نام‌های مختلفی ازجمله علی سبزواری به‌صورت جلدسفید چاپ می‌شد. با وجود این، این کتاب‌ها و اسم‌های مستعار هم بعد از مدتی شناسایی می‌شدند و در زمره کتاب‌های قاچاق قرار می‌گرفتند.

همراه‌داشتن این کتاب جرم است!
داستان کتاب و رژیم پهلوی سر دراز دارد. نظام خفقان و سلطه فقط به سانسور کتاب و ممنوع‌القلم‌کردن نویسنده‌ها راضی نمی‌شد. اینجا هم ردپای ساواک دیده می‌شود. مأموران ساواک اگر کسی را با کتابی می‌گرفتند، یک انگ سیاسی به او می‌چسباندند و بازداشتش می‌کردند. حتی پیروی‌کردن از یک سیر مطالعاتی خاص هم جرم بود. اگر کسی به جرم مطالعه کتاب‌هایی خاص دستگیر می‌شد، اول از همه باید جواب می‌داد که این کتاب را چرا و از کجا آورده است. جریمه به‌همراه‌داشتن این کتاب‌ها هم سنگین بود و گاهی حبس‌های طولانی‌مدت و حتی شکنجه‌های وحشتناک نتیجه پیروی از سیر مطالعاتی خاص بود. کتاب‌هایی مثل تحریر‌الوسیله امام‌خمینی(ره) یکی از آن کتاب‌های ممنوعه بود که رژیم پهلوی به‌همراه‌داشتن آن را جرم تلقی می‌کرد.

داستان ممیزی «گاو» 
رژیم پهلوی در سانسور و توقیف فیلم‌ هم ید ‌طولایی داشت؛ البته نه سانسور سکانس‌های غیراخلاقی بلکه سانسور و در موارد بسیاری توقیف‌ در مورد فیلم‌هایی اتفاق می‌افتاد که نگاه نقادانه به وضعیت سیاسی داشتند یا هدفشان انعکاس واقعیت‌های جامعه ازجمله مشکلات معیشتی و اقتصادی بود. فیلم «گاو» اثر داریوش مهرجویی یکی از همان فیلم‌ها بود که مسئولان وزارت فرهنگ و هنر رژیم پهلوی آن را برای نمایش عمومی مناسب نمی‌دیدند. مسئولان وزارت فرهنگ و هنر، گاو را نمایش عقب‌افتادگی روستا و فقر می‌دیدند. چنین نمایشی از فقر و فلاکت برای سرزمینی که متولیانش مدعی حرکت در مسیر پیشرفت و تمدن بودند، مناسب نبود؛ اما ازآنجاکه فیلم گاو در فستیوال ونیز توسط منتقدان تحسین شد، مسئولان وزارت فرهنگ و هنر راضی شدند با اضافه‌کردن جمله‌ای با این مضمون به ابتدای تیتراژ که «وقایع این فیلم در ۴۰سال قبل می‌گذرد»، به فیلم گاو پروانه نمایش بدهند.

«قیصر» توقیف شد
فیلم «قیصر» هم ازجمله فیلم‌هایی بود که از قیچی سانسور و توقیف رژیم پهلوی در امان نماند. هیأت‌نظارت تم اصلی فیلم کیمیایی را زیانبخش و بدآموز برای جامعه دانست و آن را توقیف کرد. هرچند قیصر پس از توقیف با اعتراض عباس شباویز مجددا بازبینی شد، اما کیمیایی بعدها درباره دلیل اصلی توقیف فیلمش گفت: «می‌خواهید بدانید قیصر چرا مدتی در توقیف ماند؟... آنها نمی‌گفتند قیصر چه اضافاتی دارد. می‌گفتند چرا کم دارد؟ رقص و آواز.
چرا قاتلش زبان‌درازی می‌کند؟ چرا پاشنه کفشش ‌را ور‌می‌کشد و دنبال متجاوز می‌گردد؟ چرا به دادگستری نمی‌رود؟ چرا اصلا تا به‌آخر می‌رود؟... این‌جوری بود که قیصر را سیاسی دیدند و خب حق با آنها بود. فقط این نبود که قیصر، قاتل خواهر و برادرش را از میان بردارد. او با آن نظم ساختگی درافتاد و این به مذاق خیلی‌ها که حتی مسئول دولتی هم نبودند اما تابع نظم بودند، خوش نیامد. من محکوم شدم که از مملکت قانون، شهر هرت ساخته‌ام. من ساختم؟ نبود؟» (یک اتفاق ساده/ احمد طالبی‌نژاد/ مؤسسه فرهنگی‌هنری شیدا، بهار۷۳) البته قیصر پس از کوتاه‌شدن چند تکه از 

این خبر را به اشتراک بگذارید