جایزهای به نام ساموئل
علیرضا محمودی
اگر انجمن کارگردانان ایران بخواهد جایزهای طراحی کند و هر سال به یک کارگردان ایرانی که در توسعه این حرفه قدمی برداشته است، بدهد، بهترین پیشنهاد برای نام این جایزه ساموئل خاچیکیان است. بدون شک از بیمعرفتی تاریخی ماست که نام و یاد خاچیکیان را زنده نگه نمیداریم. هیچکسی در تاریخ سینمای ایران به اندازه کارگردان چهارراه حوادث برگردن حرفه کارگردانی سینمای ایران حق ندارد؛ حقی که هرگز ادا نشده است. کافی است راهی فیلمخانه ملی ایران شوید و روی میز مویلا تعدادی از فهرست نه چندان پرتعداد فیلمهای ایرانی موجود ساخته شده بین سالهای1327تا 1333را تماشا کنید. این فیلمها بیش از هر توصیفی تئاترهای فیلمشدهای هستند که به جای صحنه تماشاخانههای تهران در محیطهای داخلی و خارجی شهر فیلمبرداری شدهاند. مهمترین ویژگی این فیلمها که زیباییشناسی تئاتری درباره آنها را مستتر میکند، نداشتن نگرش سینمایی به موضوع است. طبیعی بود که سینمای ایران در سالهای ابتدای حیات خود از هنرمندان تئاتر استفاده کند و طبیعیتر این بود که محصول کار کارگردانان تئاتر در سینما فیلم تئاتری شود. اما درباره ساموئل خاچیکیان با اینکه نویسنده و کارگردان کلوب تئاتر ارامنه بود، به شکل دیگری رقم خورد. کارنامه ساموئل خاچیکیان کارنامه همه اولینهای کارگردانی در سینمای ایران است. هر چیزی که در صنعت سینمای ایران باعث مباهات کارگردانان فارسی است ابتدا با ساموئل رقم خورده است. این میزان اهمیت در هر حرفهای و هر شغلی اگر به فراموشی منتهی شود، بدون شک نماد و نشانهای از بیپشتوانهبودن نسلهای پی در پی یک حرفه است. وقتی 14سال بعد از درگذشت مهمترین و مؤثرترین چهره آن حرفه هیچکس به هیچ بهانهای یادی از او نمیکند. خواربارفروشان تهرانی همه سعی میکنند در تابلوی مغازه خود اتصالشان به نخستین خواربارفروش تهران را یادآوری کنند. کارگردانان ایرانی هرگز به روی خود نمیآورند که میراثی که امروز در دست آنهاست، زمانی اسمی بود بالای همه اسمها. او نخستین نامی بود که به این حرفه برازندگی داد. یک جایزه به نامش کمترین کار است.