• دو شنبه 20 بهمن 1404
  • الإثْنَيْن 21 شعبان 1447
  • 2026 Feb 09
یکشنبه 19 بهمن 1404
کد مطلب : 272211
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/wmkNz
+
-

بیداری در پیچ‌شمیران

بیداری در پیچ‌شمیران

زهرا بلندی؛ روزنامه‌نگار

زمستان ۱۳۵۷، تهران به شهری تبدیل شده بود که حکومت نظامی هم نمی‌توانست خاموشش کند. قرار بر این بود که از ساعت ۹ شب تا ۶ صبح خیابان‌ها خالی از هرگونه تردد باشد، اما مردم از اول شب در گوشه و کنار خیابان‌ها می‌نشستند تا در نخستین دقیقه‌های پایان محدودیت، راه بیفتند. کانون این بیداری جمعی، پیچ شمیران بود؛ در خیابان تنکابن و مقابل منزل آیت‌الله طالقانی؛ جایی که هزاران نفر، شب را به صبح رساندند تا تاریخ را با قدم‌هایشان ورق بزنند.

مردم از حکومت نظامی نمی‌ترسیدند
نصرالله حدادی، تهران‌شناس که خودش در راهپیمایی‌های روزهای پایانی انقلاب حضور فعال داشته می‌گوید: «3راهپیمایی ۱۹ آذر (تاسوعا)، ۲۰ آذر (عاشورا) و ۳۰ دی (اربعین) ۱۳۵۷، شتاب‌دهنده‌ترین مقاطع انقلاب بودند. هرسه از جلوی منزل آیت‌الله طالقانی در پیچ شمیران آغاز شد؛ جایی که مردم از شب قبل در خیابان می‌نشستند تا با پایان حکومت نظامی حرکت کنند. من سال ۵۷، ۲۵ ساله بودم. خوب یادم هست ما همراه بچه‌محل‌هایمان قبل از ساعت ۵ صبح به آنجا رسیدیم. خیابان کوروش آن زمان، یعنی شریعتی امروز، مملو از جمعیتی بود که نشسته انتظار می‌کشیدند. برآورد می‌کردیم بالای یک میلیون نفر همان‌جا باشند و حکومت نظامی عملاً کاری از دستش برنمی‌آمد.»
حدادی توضیح می‌دهد: «‌فضای عجیبی بود. نه ترس غالب بود و نه عقب‌نشینی. مردم می‌دانستند اگر پیش از ساعت ۶ دیده شوند، امکان تیراندازی هست، اما مانده بودند. جالب است که هوا آنچنان سرد نبود و در چنین شرایطی یکی از شعارها این بود: به کوری چشم شاه، زمستونم بهاره. از پیچ شمیران که حرکت آغاز می‌شد، سیل جمعیت درخیابان  شریعتی و بعد در خیابان پهلویِ آن زمان، یعنی ولیعصر(عج) امروز، جاری می‌شد و به سمت دانشگاه تهران و میدان انقلاب می‌رفت. می‌گفتند آیت‌الله طالقانی، سیدمحمد بهشتی، اعضای شورای انقلاب و دیگر بزرگان ساعت 7 صبح جلوی صف بودند.»

اربعین سرنوشت‌ساز سال۱۳۵۷
راهپیمایی اربعین از نظر حجم جمعیت بی‌سابقه بود. این موضوع مهمی است که حدادی با اشاره به آن می‌گوید: «آن زمان تهران حدود 3میلیون و 700هزار نفر جمعیت داشت، اما تخمین می‌زدند بین ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تا ۳ میلیون نفر در راهپیمایی حضور داشته‌اند. از خیابان نواب تا میدان آزادی چنان فشرده بود که حرکت به کندی انجام می‌شد. بلندگوهای دستی بین مردم می‌چرخید تا قطعنامه خوانده شود؛ قطعنامه‌ای که مضمونش روشن بود: مردم دیگر رژیم شاه را نمی‌خواهند.»
این تهران‌شناس از راهپیمایی روز اربعین می‌گوید: «اربعین 3تفاوت اساسی با تاسوعا و عاشورا داشت؛ شاه از ایران رفته بود، حکومت نظامی دیگر آن رعب پیشین را نداشت و تعداد زیادی از سربازان به مردم پیوسته بودند.» او ادامه می‌دهد: «محله ولی‌آباد که امروز کتابخانه آیت‌الله طالقانی در آن قرار دارد، آن روزها موج جمعیت را در خود می‌دید. با حرکت این چهره برجسته، لحظه به لحظه بر جمعیت افزوده می‌شد. حضور او قوت قلب عجیبی به مردم می‌داد.»

صدای اراده مردم 
تعطیلی روزنامه‌ها و قطعی برق دیگر موضوعاتی هستند که حدادی با اشاره به آنها می‌گوید: «عصرها برق می‌رفت. بازار چراغ‌های لامپا و گردسوز داغ بود. در این میان نفت هم کم بود، اما مردم خودشان آن را بین خانه‌ها توزیع می‌کردند.» 
حدادی با بیان اینکه خیلی‌ها معتقد بودند شمال‌شهرنشین‌ها با انقلاب همراه نیستند، اما راهپیمایی اربعین این ادعا را باطل کرد، می‌گوید: «تراکم جمعیت در شمال شهر معمولاً کم بود، آن محدوده‌ها بیشتر باغ بود تا ساختمان، اما در آن روزها همان باغ‌ها مسیر عبور جمعیتی شد که می‌خواست به انقلاب بپیوندد. سیل جمعیت از خیابان‌های بالای شهر از شریعتی، ولیعصر (عج) و حتی ونک سرازیر می‌شد.»
او با اعلام اینکه عمده درگیری‌ها جلوی دانشگاه تهران و محدوده چهارراه ولیعصر(عج) تا میدان انقلاب رخ می‌داد و تیراندازی‌ها همان‌جا بود، ادامه می‌دهد: «در این راهپیمایی‌ها همه اقشار از پیر و جوان، مذهبی و غیرمذهبی گرفته تا چپ و راست حضور داشتند. پلاکاردهایی در دست داشتیم که رویشان نوشته بود: خواهان بازگشت امام‌خمینی(ره) هستیم و نظام جمهوری اسلامی می‌خواهیم.»
این تهران‌شناس توضیح می‌دهد: «برخی هموطنان آذری‌زبان هنگام راهپیمایی پای چپشان را ستون کرده و پای راست را محکم به زمین می‌کوبیدند و اینگونه خواستار بازگشت امام‌خمینی(ره) بودند. یکی از شعارهایی که خوب یادم مانده این بود: «وای به حالت بختیار، اگر امام فردا نیاد، مسلسل‌ها بیرون میاد.» همین شعار برای خیلی‌ها سؤال ایجاد کرده بود که آیا اسلحه در دست مردم است؟ اما واقعیت این بود که آنچه شهر را به حرکت درآورده بود، اراده‌ای بود که دیگر مهارشدنی نبود. خیابان‌های بهبودی، زنجان و حبیب‌الله آن روزها بیشتر بیابان بودند. ساختمان‌های نیمه‌کاره‌ای که مردم رویشان ایستاده بودند، هر لحظه ممکن بود فرو بریزد، اما کسی به این خطرها توجهی نداشت. تهران از تاریکیِ بی‌برقی و سکوتِ رسانه‌ها عبور کرد و با صدای قدم‌های مردم روشن ماند.»

 

این خبر را به اشتراک بگذارید