بازی نمادها در دورسوم مذاکرات
محسن مهدیان؛ مدیرمسئول
مسقط از همان ابتدا صحنه «بازی نشانهها» شد؛ نشانههایی که قرار بود پیش از کلمات، روی اراده طرف مقابل اثر بگذارند.
در مانور پهپادی همزمان با فضای مذاکره، مسیر پرواز پهپادهای ایرانی طوری طراحی شد که شکل «ذوالفقار» را بسازد. در همان مقطع، در بازنماییهای رسانهای غربی، مسیر پروازی پهپاد آمریکایی به شکل «ساعت شنی» تصویر شد؛ یعنی نماد ضربه قاطع و پرقدرت در برابر نماد فشار تدریجی و زمانکشی تهدید. یک تقابل راهبردی: ذوالفقار در برابر ساعت شنی. پیام روشن است؛ منطق ایران «پایاندادن» است، نه «کشدادن».
نماد دوم، خط پرواز وزیر خارجه از طبس به عمان بود. طبس فقط یک مبدأ جغرافیایی نیست؛ حافظه شکست اراده نظامی آمریکاست. پیام بیکلامش هم روشن است: ما از نقطه شکست شما وارد گفتوگو میشویم.
نماد سوم، رونمایی از موشک خرمشهر ۴ (خیبر) بود؛ تصویری از «فردای پس از مذاکره»؛ یعنی اگر گفتوگو به نتیجه نرسد، خلئی ایجاد نمیشود و معادله سختتر آماده است.
این نمادها فقط نشانه نبودند؛ در میدان واقعی دیپلماسی هم همین اقتدار اعمال شد. ایران هم محل مذاکره را تعیین کرد (انتقال از استانبول به مسقط) و هم موضوع آن را محدود ساخت: فقط هستهای؛ نه موشکی و نه منطقهای.
جالب اینکه همین تصویر اقتدار در روایت رسانههای غربی هم دیده شد.
بیبیسی از «کنترل دستور کار» و جلوگیری ایران از چندموضوعیشدن مذاکرات نوشت.
گاردین از «موضع غافلگیرانه و محکم» ایران گفت و تأکید کرد تهران خطوط قرمز خود را حفظ کرده است. رویترز گزارش داد ایران با صبر و قاطعیت چارچوب هستهای را نگه داشت.
والاستریت ژورنال هم که معمولا نزدیک به روایت رسمی واشنگتن است، بهصراحت از مقاومت ایران در مذاکرات سخن گفت.
این تأیید بیرونی، ما را به تصویر بزرگتر میرساند: روایت مذاکرات ایران و آمریکا 3دوره روشن دارد.
دوره اول، دوره خوشبینی سادهانگارانه بود؛ دورانی که برخی میپنداشتند مسئله ایران اساسا «مسئله مذاکره» است و با نشستن پشت میز حل میشود. تجربه برجام نشان داد که این تصور، خطای راهبردی بود.
دوره دوم، آغاز دولت جدید است؛ و اینجا یک تصمیم آگاهانه گرفته شد. ایران با این هدف وارد مذاکره شد که آمریکا را نزد افکار عمومی داخلی و خارجی خلع سلاح کند؛ مذاکره بهمثابه اتمام حجت. میز مذاکره در این دوره بخشی از «میدان» بود. نتیجه هم روشن شد: آمریکا حین مذاکره زد زیر میز و وارد جنگ شد.
دوره سوم، مسقط است. آمریکا در جنگ 12روزه چیزی بهدست نیاورد. سراغ اغتشاش رفت؛ با حضور مردم ناکام ماند. جنگ روانی را تشدید کرد تا به فلج تصمیمگیری در داخل برسد؛ باز هم ناکام ماند، خصوصا وقتی رهبر انقلاب هشدار دادند که اشتباه بعدی، یعنی گسترش جنگ در ابعاد منطقهای. حالا مسقط محصول همین بنبست است؛ راهی برای بازگشت.
اما ایران اجازه نداد این بازگشت، تصویر قدرت بسازد.
با نماد، با میدان، با چارچوبگذاری و با روایتسازی، این پیام تثبیت شد: ما مذاکره میکنیم برای منافع مردم و رفع تحریمها اما چون میدانیم آمریکا از دشمنی با مردم ایران دست نمیکشد، همزمان اراده او را هم هدف گرفتهایم.