نوجوانی سردار دلها
گفتوگو با مهدی مطهر، مستندساز و تهیهکننده «کوچ»
فهیمه پناه آذر
شاید بتوان گفت «کوچ» محصول یککارگردان فیلماولی و یکمستندساز حرفهای در مقام تهیهکننده است.محمد اسفندیاری جزو فیلماولیهای جشنواره است؛ اما در کارنامه خود ساخت چند فیلم کوتاه را دارد. فیلم سینمایی «کوچ» با تمرکز بر روابط میان نسلها مسیر رشد و تکامل انسان را در قالب روایتی آرام و انسانی به تصویر میکشد. «کوچ» با محوریت زندگی سردار شهید حاجقاسم سلیمانی ازجمله آثار حاضر در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر است. کوچ بازیگر چهره ندارد و یکبازیگر کودک نقش کودکیهای حاجقاسم سلیمانی را بازی میکند. این فیلم در اطراف امامزاده موسی(ع) در روستای هیو در کرمان فیلمبرداری شده است.

در «کوچ» نخواستید قهرمان را در اوج نشان دهید. قهرمان شما در «کوچ» دستیافتنی است؟
برایم همیشه این سؤال وجود داشته که قهرمان دقیقا از کجا شروع میشود. آیا قهرمان از لحظهای که ما او را میشناسیم قهرمان بوده، یا مجموعهای از انتخابهای ساده و روزمره او را به آن نقطه رسانده است؟ در «کوچ» ما آگاهانه تصمیم گرفتیم بهجای نمایش نتیجه، به فرایند نزدیک شویم.
نمایش نقطه «بودن» معمولا قهرمان را دستنیافتنی میکند؛ او را در جایگاهی قرار میدهد که مخاطب فقط میتواند تحسینش کند، اما هدف ما درک قهرمان بود. وقتی مسیر «شدن» را نشان میدهید، قهرمان از یک اسطوره دوردست به انسانی شبیه خود مخاطب تبدیل میشود. این برای ما مهم بود؛ اینکه مخاطب حس کند این آدم در ابتدا هیچ تفاوتی با او نداشته، جز اینکه در بزنگاهها تصمیم گرفته مسئولیتپذیر باشد.
فیلم شما بهجای حادثهسازی و درامهای پرتنش روی جزئیات زندگی مکث میکند. آیا این انتخاب، واکنشی به سینمای پرهیجان امروز نیست؟
امروز با سینمایی مواجهیم که اغلب تصور میکند برای درگیرکردن مخاطب باید مدام حجم هیجان را بالا ببرد؛ تصویر شلوغ، موسیقی سنگین، ریتم تند. اما بهنظر من همه تأثیرگذاری از دل هیجان بیرون نمیآید. گاهی یک مکث، یک سکوت یا یک تصویر ساده از طبیعت ماندگارتر از 10صحنه پرزرقوبرق است.
در «کوچ» سعی کردیم این جسارت را داشته باشیم که عجله نکنیم. جزئیات زندگی، رفاقتها، مسیرها و حتی سکوتها برای ما بخشی از روایت بودند. ما به مخاطب اعتماد کردیم که حوصله دیدن این جزئیات را دارد و اتفاقا فکر میکنم همین اعتماد، فیلم را صادقتر کرده است.
جغرافیا و اقلیم در فیلم شما نقش پررنگی دارد. آیا لوکیشن در «کوچ» بخشی از شخصیت است؟
ما جغرافیا را صرفا بهعنوان محل وقوع داستان نمیبینیم. در «کوچ» اقلیم، مسیرها و فاصلهها تصمیمساز هستند. این قهرمان در خلأ شکل نگرفته؛ او محصول یک زیست خاص، یک آبوهوا، یک نوع معیشت و یک فرهنگ است.
وقتی از روستا به شهر، از یک محیط بسته به یک افق بازتر حرکت میکند، این جابهجایی فقط فیزیکی نیست؛ ذهن او هم در حال تغییر است. به همین دلیل لوکیشنها در فیلم معنا دارند و هر تغییر مکان، بخشی از تغییر شخصیت را روایت میکند.
در فیلم نگران سوءبرداشت یا واکنشها نبودید؟
نگرانی طبیعی است، اما ما ترجیح دادیم صادق باشیم. قهرمان ملی اگر برپایه واقعیت زیستی روایت شود، آسیبی نمیبیند. اتفاقا این صداقت است که او را ماندگار میکند. تصویر رسمی معمولا فاصله میسازد، اما تصویر انسانی پل ارتباطی ایجاد میکند. ما فکر کردیم اگر فیلم بدون اغراق و بدون بزک ساخته شود، مخاطب خودش مسیر همذاتپنداری را پیدا میکند. بهجای اینکه چیزی را تحمیل کنیم، اجازه دادیم مخاطب کشف کند.
شما سراغ لحظههایی رفتهاید که کمتر دربارهشان صحبت شده. این انتخاب چه تأثیری روی مخاطب دارد؟
این انتخاب باعث میشود مخاطب احساس کند با یک روایت تازه مواجه است، نه با تکرار دانستهها. اطلاعات رسمی همیشه در دسترس است، اما آنچه کمتر گفته میشود، تجربه زیسته است؛ اینکه یک آدم چطور زندگی کرده، با چه دغدغههایی روبهرو بوده و چه تصمیمهایی گرفته است. این جزئیات، قهرمان را از قاب تاریخ بیرون میآورد و وارد زندگی میکند. مخاطب دیگر فقط شاهد یک روایت تاریخی نیست، بلکه وارد یک تجربه انسانی میشود.
چرا نام فیلم را «کوچ» گذاشتید؟
«کوچ» یک مفهوم است. در ادبیات تاریخی ما نیز هجرت پیامبر اسلام نوعی نقطه عطف است. برای همین ما میخواستیم قبل از هرچیز، مخاطب با ایده حرکت، تغییر و جابهجایی مواجه شود. در زندگی این قهرمان، کوچ یک اتفاق تکرارشونده است؛ هر بار که جابهجا میشود، افق تازهای پیش رویش باز میشود.
این عنوان به مخاطب اجازه میدهد بدون پیشداوری وارد فیلم شود و بعد، در طول روایت، معنای آن را کشف کند.
برای یک فیلمساز و تهیهکننده پرداختن به قهرمانان تاریخ معاصر میتواند چه سختیهایی بهدنبال داشته باشد؟
قهرمانان معاصر هنوز در حافظه جمعی زندهاند. مردم آنها را دیدهاند، دربارهشان شنیدهاند و تصویر ذهنی دارند. همین باعث میشود هر روایت زیر ذرهبین قرار بگیرد. کوچکترین اغراق یا خطا میتواند واکنش ایجاد کند. برای همین ما سعی کردیم فاصله زمانی بگیریم و به سالهای اولیه زندگی قهرمان برویم؛ جایی که هنوز تصویر رسمی شکل نگرفته و روایت انسانیتر است.