آتشنشان هم در امان نبود
روایت آتشنشانان از حمله آشوبگران به تجهیزات نجات
گروه شهری
یکی از تلخترین وقایعی که در آشوبهای اخیر رخ داد حمله به خودروهای آتشنشانی و آتش زدن خودروهایی بود که برای نجات جان مردم و اطفای حریق به مأموریت اعزام شده بودند. بنا به اعلام سازمان آتشنشانی، در آشوبهای اخیر 53خودروی آتشنشانی آسیب دیده و 8خودرو کامل سوخته و لاشه آنها به جاده بهشت زهرا و محدوده صالح آباد شرقی منتقل شده است. سری به گورستان ماشینهای سوخته آتشنشانی زدیم و با برخی از آتشنشانانی که خودرویشان به آتش کشیده شد حوادث و اتفاقهای آن شبها را مرور کردیم.
روایت اول
تجهیزات ماشین را سرقت کردند
باورش سخت است، اما ماشینهای آتشنشانی که هر کدام هزاران بار آتش زندگی شهروندان را خاموش کرده بودند خودشان در آتش اغتشاش سوخته و تبدیل به آهن قراضههایی دودگرفته شدهاند. مهدی رجبی، یکی از آتشنشانان ایستگاه3 درحالیکه با حسرت به ماشینهای سوخته نگاه میکند، ماجرا را اینطور روایت میکند: «حدود ساعت9 شب بود که اعلام کردند بانک شهر میدان خراسان آتش گرفته و چند نفر در طبقه بالای آن که مسکونی است، محبوس شدهاند. بلافاصله با 2ماشین سنگین و یک سواری اعزام شدیم و چون حریق سنگین بود، از ایستگاه4 هم تیم نجات و چند خودرو به کمک آمد. ساختمان کاملا شعلهور بود. خوشبختانه در دقایق اول محبوسان را که 3نفر بودند، نجات دادیم و آتش را خاموش کردیم. اما معترضان که تعدادشان هم زیاد بود، ما را از ماشین پیاده کردند و بعد از سرقت تجهیزاتش آن را به آتش کشیدند. چیزی که من را خیلی اذیت کرد این بود که بعد از 18سال سابقه که تا به حال جز محبت و ارادت از مردم ندیده بودم و هیچ وقت به ما بیاحترامی نشده بود، آن شب تجربه تلخ و متفاوتی داشتیم.» بعد از چند لحظه سکوت، صحبتهایش را اینطور تکمیل میکند: «البته اغلب مردم وقتی میدیدند ما ناراحت ماشینهای سازمان بودیم، دلداری میدادند و برایمان آب میآوردند و حتی آخر شب چند نفر ما را با موتور تا ایستگاه رساندند.»
روایت دوم
میگفتند حق ندارید آتش را خاموش کنید
فرهاد دوانیقی راننده بنز دوکابینه مخزنداری است که پس از اعزام برای اطفای حریق به دست آشوبگران افتاد و حالا از آن یک لاشه سوخته به جا مانده است. با ناراحتی به لاشه سوخته اشاره میکند و میگوید: «این ماشین پرکارترین ماشین ایستگاه3 بود که هر روز به چند مأموریت اعزام میشد. حدود 100میلیارد تومان قیمت ماشین و 30میلیارد تومان هم هزینه تجهیزات تخصصی داخل آن بود که متأسفانه همه از بین رفت.» دوانیقی ماجرای شب حادثه را اینطور شرح میدهد: «حریق ساختمان 3طبقه حدود یک ساعت طول کشید. بعد از کار جلوی ساختمان نشسته بودم که دیدم به من سنگ خورد. متوجه شدم که از اطراف سنگپرانی میکنند. آمدم کنار ماشین که سنگ به من نخورد، اما متوجه شدم جمعیت به طرف ما میآید. امیدوار بودیم که از ما عبور کنند و به ما و ماشینهایمان کار نداشته باشند، اما متأسفانه چند نفر از آنها در کسری از ثانیه ابزارها و تجهیزاتمان را از ماشین سرقت کردند و ماشین را به آتش کشیدند.» با تأسف سرش را تکان میدهد و میگوید: «هر قدر به آنها گفتیم که این ماشین برای شماست و اگر خانهتان آتش بگیرد، ما وسیلهای نداریم که آن را خاموش کنیم، توجهی نکردند و گفتند ما اینجا را آتش زدیم و شما حق ندارید خاموش کنید.» از تلخترین بخش ماجرا که میپرسیم، با ناراحتی ادامه میدهد: «برایم خیلی سخت بود که به ماسک و دستگاه تنفسی ما هم رحم نکردند. حتی چند نفر از آنها میخواستند ما را کتک بزنند که بقیه مانعشان شدند و اجازه ندادند.»
روایت پایانی
سارقان لوازم آتشنشانی مردم عادی نبودند
داود عسگری، فرمانده ایستگاه4 در خیابان مولوی هم که پابهپای نیروهایش در شبهای پرآشوب شهر در عملیات اطفای حریق حضور داشت، میگوید: «ایستگاه ما تقریبا در جنوب شهر است. ما بیشتر با قشر ضعیف سروکار داریم، ولی تا به حال پیش نیامده بود کسی از خودروی آتشنشانی سرقت کند. حتی ما حین عملیات درهای ماشین را قفل نمیکردیم. مطمئنم این افرادی که به ماشینهای آتشنشانی آسیب زدند از مردم نبودند. البته در آن شب هم 99درصد جمعیت مراقب وسایل ما بودند، به بچههای ما که حالشان بد شده بود، پناه دادند و با آنها همدردی کردند، اما یک درصد که معلوم نبود از چه قشری هستند دنبال خشونت بودند.»
