• پنج شنبه 18 دی 1404
  • الْخَمِيس 19 رجب 1447
  • 2026 Jan 08
چهار شنبه 17 دی 1404
کد مطلب : 270447
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/l57wg
+
-

گل از خوشه افتاد

مسعود میر | روزنامه‌نگار

  57 سال است که یک راز، پشت در شماره23 ملافه را کشیده روی خودش و آرام آرام خوابیده.... 17دی‌ماه است و بهانه همیشه و هنوز تقویم، خون‌شدن دل شیر و افتادن گل از خوشه است. پهلوان مُرد و آقا تختی نمرد که نمرد و همین روزها هم که نمایشگاهی در موزه ملک، مسلک غلامرضا را به هنرمندی بر در و دیوار و سقف و کف به دام تماشا کشانده، باز می‌توان بغض کرد و آه کشید و انار‌ شد از قصه «آقا تختی، پسر ایران».

وداع در آتلانتیک
خبر بد زود می‌پیچد. همین هم شد؛ وقتی آقا تختی قید زندگی را زد، تهران در انفجار شایعه می‌سوخت و ایران در بهت مرگ، تب کرده ‌بود. مطبوعات کم نگذاشتند؛ از ماجرای کشتن تختی با آمپول هوا تا سند شهادت تختی در سپید ‌و ‌سیاه. تیتر صدرالدین الهی در کیهان ‌ورزشی دل همه را خون کرده ‌بود و احمد شاملو در جنگ ادبی و هنری خاصی که سردبیری می‌کرد تختی را شهید خواند و بعد از تذکر ساواک، چاپ دوم مجله‌اش را بدون عکس به چاپخانه سپرد. توفیق هم از قول آقاتختی که مثل فرشته‌ها بال درآورده بود، نوشت: واسه من نمی‌خواد گریه کنین... واسه خودتون گریه کنین.

حق سفره، خرج تحصیل
آقا تختی 3دوره پیاپی قهرمان کشتی پهلوانی ایران شد. به پهلوان ایران بازوبند اهدا می‌شد و برایش مقرری سالانه در نظر می‌گرفتند که به آن «حق سفره» می‌گفتند. تختی حق سفره‌اش را صرف تحصیل نوجوانی کرمانی می‌کرد....

شهلا خانم؛ ‌ رازدار
شهلا خانم سال‌ها سکوت کرد؛ جهان پهلوان که در اتاق شماره23 هتل آتلانتیک لیوان مرگ را سرکشید همه توقع داشتند تا او میدان‌‌دار شود و برای مردمانی که تشنه شنیدن بودند حرف‌هایی را نقل کند. شهلا خانم اما سکوت کرد، نه یک روز و یک سال که تا لحظه مرگ... او مادر تنها فرزند غلامرضا تختی بود و در تمام سال‌های بی‌پهلوانی، با آن چشم‌های خوش‌رنگ، نگاهش را دوخت به بازی روزگار.

این خبر را به اشتراک بگذارید