
مُردن
خیانت به حقیقت

زوجی جوان به نامهای ماری و فلیکس در عصر یک روز بهاری ماه مه1890 در پارک همدیگر را ملاقات میکنند. حین قدم زدن در باغ رستوران، فلیکس به ماری میگوید که به بیماری لاعلاجی مبتلا شده است و یک سال بیشتر فرصت زنده ماندن ندارد و دارد میمیرد.
ماری نامطمئن و ناباورانه تصمیم میگیرد که تا پایان در کنار او باشد. در این مدت ما شاهد نوساناتی در رابطه و ذهنیات هر دو هستیم. فلیکس درون خود امید مرموزی احساس میکند که شاید از آن آدمهای خوششانس باشد و با وجود همه شواهد زنده بماند. ماری با وجود عشقی که به فلیکس دارد همچنان میخواهد زندگی کند و خوشیها و لذتهای جهان را پیش روی خود میبیند. برای فلیکس این تمایلات طبیعی و سرزندگیشان بهتدریج نوعی حس خیانت به حقیقت در او ایجاد میکند.او میخواهد با ماری بماند و به گونهای عشقشان را جاودانه نگاه دارد و سرنوشت را با ماری به اشتراک بگذارد... «مردن» یک اثر روانشناختی است و ایدههایی شگفتانگیز در این حوزه دارد. نثر آرتور شنیتسلر، نویسنده این رمان کوتاه و خواندنی شاعرانه و هوشمندانه است؛ جزئیات در آن حیاتیاند و هیچ کلمهای هدر نمیرود.آرتور شنیتسلر (۱۸۶۲ ـ ۱۹۳۱) رماننویس و نمایشنامهنویس اتریشی بود که تحصیلات خود را در رشته پزشکی به پایان رساند، ولی خیلی زود از طبابت رویگردان شد و به نویسندگی و ادبیات علاقهمند شد. شنیتسلر نهتنها نویسندهای برجسته به شمار میرفت، بلکه روانشناس متبحری نیز بود که در بیشتر آثار خویش به تجزیه و تحلیل روانی مهمی دست زده و سعی کرده است چنانکه باید روحیات حقیقی بشر را درک کند. اولین اثر خوبش را در ۲۴سالگی نوشت و پس از آن آثار باارزشی منتشر کرد که او را مشهور کرد. شنیتسلر جزو معدود نویسندگانی است که توانسته آنطور که باید فروید را بشناسد و او را به دیگران بشناساند. رمان کمحجم «مردن» نوشته آرتور شنیتسلر را علیاصغر حداد به فارسی برگردانده و نشر ماهی چاپ دهم آن را به بهای 100هزار تومان منتشر کرده است.