
درسهای دیدار دیوانهوار
4نکته در مورد دوئل تماشایی استقلال و ذوبآهن

در شبی پر ماجرا، استقلال با گل دیرهنگام رامین رضاییان از شکست دربرابر ذوبآهن گریخت. این گل دقایق پایانی و عوض کردن باخت با مساوی، باعث شد آبیها در مجموع حس و حال مثبتی در مورد تیمشان داشته باشند و همچنان به پروژه پرهزینه ریکاردو ساپینتو امیدوار بمانند. بازی اما از نظر فنی نکاتی داشت که نمیشود بیتفاوت از کنارشان عبور کرد.
بیگمان مهمترین نقطهضعف استقلال در این بازی مربوط به ساختار دفاعی این تیم میشد. نشانههای این تزلزل، در 2مسابقه قبلی مقابل تراکتور هم آشکار شده بود. استقلال در سوپرجام خیلی به تیم تبریزی موقعیت داد و در نهایت بازنده شد، حتی در هفته اول لیگ هم معدود اقدام به هجومهای تراکتور، تن و بدن استقلالیها را میلرزاند. در این بازی اما همه عمق فاجعه را دیدند. استقلال در حالی 3گل از ذوبآهن خورد که آنتونیو آدان هم حداقل در یکی، دو نوبت ناجی دروازه تیمش شد. خبر بد برای استقلال این است که برخلاف فاز هجومی، اتفاق خارقالعادهای قرار نیست در بخش دفاعی رخ بدهد. نهایتش اضافه شدن رستم آشورماتوف ازبک است. شاید گویاترین نماد این ساختار برای استقلال، آرمین سهرابیان باشد؛ مدافعی که پتانسیل جا ماندن روی تکتک حملات رقبا را دارد.
خود آدان هم زیاد قضاوت میشود. طبیعی است؛ او به جای حسین حسینی آمده که 10سال گلر استقلال بود و جداییاش کلی ماجرا داشت، بنابراین دروازهبان اسپانیایی به شکل مضاعفی زیر ذرهبین قرار دارد. روشن است که این گلر ۳۸ساله، تجارب حضور در بالاترین سطح فوتبال اروپا را با خودش به ایران آورده. واکنشهای او روی توپهای نزدیک، به وضوح نشان از همین پختگی دارد. شاید تنها بخش نگرانکننده ماجرا فقدان چالاکی نزد آقای دروازهبان باشد. به هر حال او دیگر جوان نیست و طراوت یک گلر ۲۲ساله را ندارد. اینکه دست آدان به بعضی توپهای دورتر نمیرسد، میتواند نگرانکننده باشد. برخی پیشکسوتان استقلال هم طی روزهای گذشته به همین موضوع اشاره کردند. با این حال برای قضاوت روشنتر، همچنان باید بردبار بود.
بزرگترین قمار استقلال اما در فاز هجومی است؛ جایی که بیشترین هزینهها شده و بزرگترین امیدواریها شکل گرفته. اگر خریدهای استقلال در این بخش موفق باشند، کار برای این تیم در آمده، در غیراین صورت موضوع پیچیده خواهد شد. فعلا برای داوری کردن خیلی زود است، اما از داکنز نازون انتظار بیشتری میرود. او کمی کند و سنگین نشان میدهد. موسی جنپو هم اگرچه با کارنامهای خوب استقلالی شده، اما در 3-2فصل اخیر رو به افول بوده؛ طوری که رسانههای بلژیکی فروش او را نوعی رهایی و آزادی برای استاندارد لیژ ارزیابی کردند! یاسر آسانی اما در گام اول امیدوارکنندهتر ظاهر شد. او به سمت راست استقلال تحرک بیشتری بخشید و شاید ترکیبش با رامین رضاییان، برای رقبا ترسناک باشد.
طبیعتا قضاوت فنی در مورد قاسم حدادیفر هنوز خیلی زود است. با این حال عملکرد او دستکم در این 2هفته آغازین قابل تامل بوده است. ذوبآهن اگرچه بازی اولش را در خانه با یک گل به پیکان باخت، اما در مجموع فوتبال بدی بازی نکرد و کمی هم بداقبال بود. مقابل استقلال هم که همه ایران فوتبال آبرومندانه این تیم را دیدند؛ منظم، هدفدار و تماشایی. هیچ تماشاگر منصفی نمیتوانست این نمایش روان را ستایش نکند؛ آن هم مقابل تیمی که با خریدهای پرشمار و گرانقیمتش مدعی اول کسب عنوان قهرمانی در لیگ برتر لقب گرفته است.