• سه شنبه 26 خرداد 1405
  • ٣٠ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 Jun 16
سه شنبه 25 اردیبهشت 1397
کد مطلب : 16202
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/koj6
+
-

«موسیو نوز» ناخواسته آتش نهضت مشروطیت را برافروخت

مهمانی‌ سرنوشت‌ساز

مهمانی‌ سرنوشت‌ساز

معصومه اصغری‌| خبرنگار:

آزادی خواهان دوره مشروطه هیچ‌گاه به فکرشان هم خطور نمی‌کرد یک مهمانی بالماسکه سرآغاز جنبشی بزرگ برای ایجاد مجلس شورای ملی شود. سال 1278 بود که مظفرالدین‌شاه تصمیم گرفت چند کارشناس بلژیکی را برای انجام امور گمرکی به ایران بیاورد. «ژوزف نوز» بلژیکی به همراه چند کارشناس دیگر به ایران آمدند.

او طی چند ماه تعرفه‌ها را چند برابر کرد و در مرزها به مسلمانان سخت می‌گرفت و جانب‌دار یهودیان بود. بعد از رفتن شاه و عین‌الدوله به فرنگ موسیو نوز به سمت وزارت کل گمرکات ایران رسید و مستشاران خارجی بیشتری را وارد ایران کرد. روایت است که او از تحقیر مسلمانان و روحانیون لذت می‌برد. به همین دلیل یکبار در بازار مقابل حجره‌ای به یک روحانی مشروب تعارف کرد.

بازاریان از این رفتار او خشمگین شدند و حجره‌هایشان را بستند و در بازار غوغایی به پا شد. کمی بعد موسیو نوز در پاسخ به این رفتار بازاری‌ها یک مهمانی بالماسکه‌ترتیب داد و در آن از مستشاران خارجی خواست لباس رعیت‌ها و ارباب‌ها و دهاتی‌ها را به تن کنند. از زنان هم خواست لچک به سر مقابل دوربین حاضر شوند و خودش نیز برای تحقیر روحانیون به همراه «پریم» دوست نزدیکش لباس روحانیون را پوشید و در حال قلیان کشیدن دستور داد از او و پریم عکس بگیرند.

با انتشار این عکس خشم مردم از او بیشتر شد. میرزا مصطفی آشتیانی دستور داد این عکس تکثیر شود و در اختیار بازاریان قرار بگیرد. آیت‌الله ‌بهبهانی و آیت‌الله ‌طباطبایی در منبر مساجد و مدرسه‌های علمیه خواستار برکناری موسیو نوز و اخراج او شدند. عین‌الدوله به این خواسته‌ها بی‌توجه بود و گفت: «چون ملاها خواستار برکناری نوز هستند او را اخراج نمی‌کنم.»اعتراض‌ها بالا گرفت و طلبه جوانی به نام «عبدالحمید» در بازار کشته شد.

بازاری‌ها حجره‌ها را بستند و در مسجدجامع بازار تحصن کردند. مظفرالدین شاه بعد از مهاجرت صغری که بست‌نشینی علما در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) بود به وعده‌هایش عمل نکرد. با گران شدن ناگهانی قیمت قند در بازار عین‌الدوله دو تاجر در بازار تهران را به فلک بست. همین ماجرا باعث اعتراض علما و مهاجرتشان به قم شد که از آن با نام مهاجرت کبری یاد می‌شود.

روحانیون و بازاریان برای بازگرداندن علما در سفارت انگلستان تحصن کردند و به این‌ترتیب شاه مجبور به برکنار کردن مستر نوز بلژیکی و امضای فرمان مشروطیت شد.  


عکسی که 150 سال پیش دست به دست چرخید

هوشیاری میرزا مصطفی آشتیانی بود که باعث شد مردم از ماجرای مهمانی بالماسکه مستر نوز بلژیکی باخبر شوند. میرزا مصطفی پسر میرزا حسن آشتیانی از علمای بنام دوره مشروطه بود. بعد از انتشار عکس نوز یکی از ملازمانی که در مهمانی حضور داشت عکس را به منزل میرزا مصطفی فرستاد و ماجرا را برای او شرح داد.

میرزا مصطفی از مردم خواست این عکس منتشر و در اختیار بازاری‌ها قراردهند. بعد از تحصن علما در حرم عبدالعظیم(ع) این میرزا مصطفی بود که برای هم صحبتی با عین‌الدوله انتخاب شد. در همین ملاقات بود که از عین‌الدوله خواسته شد مستر نوز از دربار اخراج شود تا خشم مردم فروکش کند. عین‌الدوله می‌دید که میرزا مصطفی کلام آتشین و نافذی دارد.

از طرفی می‌دانست که طرفداران و مقلدان او روزبه‌روز در بازار تهران بیشتر می‌شوند. بعد از ختم غائله شبی که میرزا مصطفی در حرم عبدالعظیم(ع) مجاور بود چند نفر ناشناس در شب دوم اردیبهشت سال 1288 به محل سکونتش وارد شدند و او را به‌طور وحشیانه‌ای به قتل رساندند. جسد میرزا مصطفی در جوار حرم عبدالعظیم(ع) به خاک سپرده شد و آتش آزادیخواهان را برای رسیدن به مقاصد‌شان تندتر کرد.

این خبر را به اشتراک بگذارید