• شنبه 2 مهر 1401
  • السَّبْت 27 صفر 1444
  • 2022 Sep 24
یکشنبه 5 بهمن 1399
کد مطلب : 122595
+
-

آه از آن رفتگان

در این سال نزدیک به ۹۰ نفر از چهره‌های ادبی و هنری درگذشتند


 1386سال رفتن بود. از آغاز تا پایان این سال، نزدیک به 90نفر از مشاهیر ایران درگذشتند؛ از بزرگان فرهنگ و ادب و هنر تا ورزشکاران و دانشمندان و سیاسیون. سال کم و سر و صدایی که صدای رفتن‎‌‎هایش بلند‎‌‎تر بود؛ از اکبر رادی و قیصر امین‎‌‎پور تا مارکو گریگوریان و ژازه طباطبایی. در اینجا به زندگی 6نفر از این رفتگان بی‎‌‎برگشت، نگاه مختصری می‎‌‎اندازیم.

اکبر رادی
نمایشنامه‎‌‎نویس و داستان‎‌‎نویس

10مهر 1318/ 5دی 1386

68سال از آمدنش می‎‌‎گذشت که رفت. بعد از گذر از مراحل نخست تحصیل، سال1338وارد دانشگاه تهران شد. پس از دانشگاه؛ کار معلمی را از سال1341آغاز کرد. روز مرگش با سالروز تولد بهرام بیضایی همزمان شده بود و بیضایی در نوشته‎‌‎ای، او را به «سرچشمه» تشبیه کرد. رادی نخستین نمایشنامه خود را در همان نخستین سال ورود به دانشگاه نوشت. نام کارش «روزنه آبی» بود و گفته شده که بسیار مورد توجه احمد شاملو واقع شده بود. رادی تدریس را تا سال1374ادامه داد و در طول عمرش 23نمایشنامه نیز نوشت.
 
ژازه طباطبایی
نقاش و مجسمه‎‌‎ساز
 1305/ 20بهمن 1386

 متولد1309بود و روزهای جوانی را در عالم سینما و تئاتر سپری کرده بود. ژازه تباتبایی (سیدعلی طباطبایی)، در سال1336گالری «هنر جدید» را در خانه قدیمی محل تولدش در خیابان بهار تاسیس کرد. ژازه از هنرمندان منصوب به مکتب سقاخانه بود. او را امروز برای مجسمه‎‌‎های خلاقانه فلزی که با قطعه‎‌‎های ماشین‎‌‎آلات صنعتی و اتومبیل‎‌‎ها ساخته ‎‌‎است، می‎‌‎شناسند. بیش از یک دهه از رفتنش گذشته، اما کارهایش در گالری‎‌‎ها و حراجی‎‌‎ها، با قیمت‎‌‎های قابل‎‌‎توجهی خرید و فروش می‎‌‎شود. آثارش در موزه‎‌‎های لوور پاریس، متروپولیتن نیویورک و بسیاری دیگر از موزه‎‌‎ها و مجموعه‎‌‎ها نگه‎‌‎داری می‎‌‎شود.
 
ثمین باغچه‎‌‎بان 
آهنگساز و شاعر
 1304/ 29 اسفند 1386

چند دهه حضور مؤثر در بطن موسیقی ایران، از او نام پُرآوازه‎‌‎ای ساخته است. یکی از کارهایش در مراسم بازگشایی تالار رودکی اجرا شد، «زال و رودابه» که با الهام از داستان‎‌‎های شاهنامه آفریده شده بود. دیگر کار شاخص او یا بهتر است بگوییم مشهورترین اثرش «رنگین کمون» - که با همکاری نوازندگان ارکستر سمفونیک رادیو وین ضبط و منتشر شده بود - در سال‎‌‎های نزدیک به انقلاب منتشر شد. او 6سال پس از انقلاب به ترکیه مهاجرت کرد و تا پایان عمر در آنجا ماند. سال1386درگذشت و پیکر او در گورستان ایرانیان استانبول به خاک سپرده شد.
 
مارکو گریگوریان 
نقاش و هنرپیشه
 14آذر 1304/ 5شهریور 1386

مارکو در کراسنودار روسیه متولد شده بود و سال1309همراه با خانواده به ایران مهاجرت کرده بود. «گالری استتیک» سومین گالری هنری رسمی در ایران را، سال1333در جنوب شرقی میدان فردوسی تاسیس کرد. یکی از مهم‎‌‎ترین فعالیت‎‌‎های این هنرمند، گردآوری آثار سنتی هنر ایران بود، نقاشی‎‌‎های قهوه‎‌‎خانه‎‌‎ای در این بین اهمیت بیشتری داشتند. مارکو تحصیل‎‌‎کرده رم بود. او در زمان اقامت در ایتالیا، به عضویت هیأت داوری دوسالانه ونیز درآمده بود و پس از بازگشت به تهران، با گرته‎‌‎برداری از آن، بینال‎‌‎های پنج‎‌‎گانه نقاشی تهران را راه انداخت. مشارکت در تاسیس «گروه آزاد نقاشان و مجسمه‎‌‎سازان» از دیگر کارهای مؤثر او بود. مارکو 82سال عمر کرد.

محمود بهزاد
مترجم و زیست‎‌‎شناس
22اسفند 1292/ 8شهریور 1386

پیش از تالیف نخستین کتابش، به واسطه زندگی و تحصیل و سربازی، فضای گیلان، کرمانشاه و رشت را تجربه کرده بود. فرانسوی را خوب می‎‌‎دانست و نخستین کتابش «داروین چه می‎‌‎گوید؟» را در 30‎‌‎سالگی تالیف کرد. یک سال بعد نیز کاری از «ژان روستان» را ترجمه کرد؛ دقیقا 3سال پس از آغاز حکومت پهلوی دوم. بهزاد علاقه زیادی به زیست‎‌‎شناسی داشت. بیش از نیم‎‌‎قرن در زمینه‎‌‎های مختلف این رشته تدریس کرد و به‎‌‎عنوان «پدر زیست‎‌‎شناسی نوین ایران» شهره شد. او 98جلد کتاب از خود به‎‌‎جا گذاشت، یکی از شاخص‎‌‎ترین‎‌‎ آنها «داروینیسم و تکامل» بود. کتاب‎‌‎های او را با لوگوهای ناشران معتبری به یاد می‎‌‎آوریم. از بنگاه ترجمه و نشر کتاب تا انتشارات فرانکلین، امیرکبیر، خوارزمی، نیل و... محمود بهزاد در 94سالگی بار سفر بست.
 
احمد حیدربیگی
شاعر و نویسنده
29اسفند 1318/ 19شهریور 1386

از اعضای کانون نویسندگان ایران بود. کار شاعری را کمی دیر جدی گرفت و 2سال پس از انقلاب بود که از زاویه‎‌‎ای جدید به اوزان شعر فارسی نگاه کرد. نخستین شعرش، سال1369- در 51سالگی - در نشریه آدینه چاپ شد. رفته‎‌‎رفته نام، قلم و شعر او، در نشریه‎‌‎های معتبری مانند گردون، دنیای سخن، کلک و بخارا دیده شد. از او 3کتاب شعر به نام‎‌‎های «لابیرنت» و «تنهاییت را به دوش من بگذار» (شعر نو) و «یک شاخه شعر سرخ» (مجموعه غزل‎‌‎ها، چند دوبیتی، چند رباعی و یک مثنوی) به یادگار مانده ‎‌‎است. برخی از نوشته‎‌‎ها و شعرهای او ترجمه نیز شده است. میانه‎‌‎های سال1386بود که هوس رفتن به سرش زد.
 

این خبر را به اشتراک بگذارید