صیادی که آشپز رزمندگان شد
قصه حاج احمد ایزدی که از آغاز جنگ تحمیلی سوم در بندر جاسک برای رزمندگان آشپزی میکند
راحله عبدالحسینی| روزنامه نگار
صیادی شغل آبا و اجدادی حاج احمد ایزدی است. او ۳دهه است که روزیاش را از دریا میگیرد و با زیر و بم ماهیگیری خو گرفته است. جنگ تحمیلی سوم که شروع شد، صیادی را کنار گذاشت، پای دیگهای غذا ایستاد و برای نیروهایی که در خط پشتیبانی بودند، آشپزی کرد. او از روزهایی میگوید که تصمیم گرفت هر کاری از دستش برمیآید برای رزمندگان و نیروهای حاضر در میدان انجام دهد؛ روزهایی که بوی دریا جای خود را به عطر غذاهایی داد که برای نیروهای مستقر در منطقه پخته میشد.
بندر را رها نکردم
حاج احمد ایزدی، زاده شهرستان بشاگرد استان هرمزگان و بزرگشده بندر جاسک، از همان نوجوانی صیادی را پیشهخود کرد. او ۵ فرزند بزرگ کرده و فقط یکی از پسرانش راه صیادی را در پیش گرفته است. ایزدی به همشهری میگوید: «با شروع جنگ ۴۰روزه در اسفند ۱۴۰۴، نخستین کاری که به ذهنم رسید، دور کردن خانوادهام از بندر جاسک بود. آنان را به بشاگرد فرستادم. صیادی هم تعطیل شد، اما بندر را رها نکردم. ماندم و در گروه جهادی مشغول آشپزی برای رزمندگان شدم.» آشپزی برای حاج احمد کار تازهای نیست. از سالها قبل از جنگ هم پای دیگهای هیئت بوده است. او میگوید: «در ایام محرم در هیئت حسینیه امام رضا(ع) در محل خودمان کنار دست سرآشپز بودم. علاقه داشتم و یاد گرفتم. هنوز هم در دهه محرم آشپزی میکنم. گاهی هم که مراسم عروسی یا ولیمه دوستان و بستگان باشد، آشپزی را من انجام میدهم.»

طعم غذای محلی برای رزمندگان
یکی از غذاهایی که حاج احمد برای نیروها آماده کرده، غذای محلی هرمزگان بوده است: برنج هواری با ماهی. او میگوید: «یک غذایی داریم به نام برنج هواری با ماهی. پیشنهاد خودم بود که در کنار غذاهای معمول، یک غذای محلی هم درست کنیم. رزمندگان استقبال کردند و همین غذای محلی که با سبزیها، چاشنیها و ادویههای مخصوص درست میشود، برای بعضی از نیروهای رزمنده که هرمزگانی نیستند، به خاطرهای از جاسک تبدیل شده است.» حاج احمد از ارزش همین لحظههای کوچک میگوید: «در این گرمای جاسک، ارزش تشکر یک رزمنده برای غذایی که درست کردهام، از هر چیز دیگری در دنیا بالاتر است.»

خودم را خدمتگزار میدانم
وقتی از حاج احمد میپرسیم دوست دارد مردم او را چگونه به یاد بیاورند؛ یک ماهیگیر یا آشپزی که در روزهای جنگ پای کار بود، پاسخ میدهد: «دوست دارم خدمتگزار باشم. دوباره دریا هم میروم، اما امروز حضورم پای دیگ واجبتر است.» دریا هم برای او فقط محل کار و کسب نیست؛ صیادی برای حاج احمد خود زندگی است. میگوید: «دریا سختی، توفان و گرفتاری دارد، اما خوبیهای خودش را هم دارد؛ درست مثل زندگی. خیلی دلم برای دریا و قایق صیادی تنگ شده است. بیش از ۵ماه است که دریا نرفتهام. اما راضیام که برای سربازان وطن کاری انجام میدهم. خون من از خون شهدا، بهخصوص شهدای میناب، رنگینتر نیست.»
برنج هواری با ماهی، با سبزی، چاشنی و ادویه مخصوص، برای رزمندگانی که هرمزگانی نیستند، به خاطرهای از جاسک تبدیل شد
بیش از ۵ماه است که دریا نرفتهام. دوست دارم خدمتگزار باشم. دوباره دریا هم میروم، اما امروز حضورم پای دیگ واجبتر است