رمزگشایی از استیصال غرب در برابر ایران مقتدر
محمد مهدی ایمانی پور؛ رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
اخیرا رهبر حکیم انقلاب اسلامی در پاسخ به تهدیدهای رئیسجمهور آمریکا در جمع مردم آذربایجان، تأکید فرمودند: «رئیسجمهور آمریکا در یکی از صحبتهای اخیرش گفته که 47سال است آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد؛ شکایت کرده به مردم خودش. 47سال است که آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد. این اعتراف خوبی است. بنده میگویم: تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی.»
فرمایشات معظمله، حاکی از قدرت ذاتی و اکتسابی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران است؛ قدرتی که منبعث از اراده الهی، پشتیبانی مردم غیور ایران و همت جوانان این مرز و بوم است. در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
نخستین رکن قدرت جمهوری اسلامی، قدرت ذاتی انقلاب اسلامی است؛ قدرتی که از جنس سلاح، ثروت یا فناوری صرف نیست، بلکه ریشه در باورمندی و تکیه بر وعدههای الهی دارد؛ قدرتی که مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی است. این گفتمان بر پایه استقلالطلبی، نفی سلطه، عدالتخواهی، مردمباوری و معنویت شکل گرفته و توانسته طی دههها، خود را بازتولید و بهروز کند. برخلاف تصور اولیه سیاستمداران غربی، جمهوری اسلامی یک «پروژه سیاسی موقت» یا یک «دولت فرسوده» نبود که با فشار اقتصادی یا تهدید نظامی فروبپاشد.
انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، یک منظومه فکری زنده است که توان پاسخگویی به چالشها و تولید معنا در شرایط پیچیده را دارد. همین ویژگی باعث شده است که تمام راهبردهای آمریکا، از فشار حداکثری گرفته تا جنگ شناختی و تحریمهای هدفمند، در رسیدن به مقصد نهایی خود، ناکام بمانند.
ناتوانی غرب در درک این قدرت ذاتی، به خطای محاسباتی مزمن آنها در قبال ایران انجامیده؛ خطایی که رهبر انقلاب با آرامش و اطمینان، آن را به رخ طرف مقابل میکشند.
دومین رکن، قدرت اکتسابی انقلاب اسلامی است؛ قدرتی که مهمترین جلوه آن، مردمیبودن انقلاب و نظام و پیوند عمیق میان مردم و رهبری است. برخلاف بسیاری از نظامهای سیاسی که مشروعیت خود را صرفا از سازوکارهای حقوقی یا قوانین و ضوابط برگرفته از دستهای پنهان قدرت میگیرند، جمهوری اسلامی از سرمایه اجتماعی برخاسته از ایمان، هویت ملی و مشارکت مردمی برخوردار است. حضور مستمر مردم در بزنگاههای تاریخی، از دفاعمقدس گرفته تا مقابله با فتنهها و جنگهای ترکیبی اخیر، نشان داده که این پیوند، یک پیوند تصنعی یا تبلیغاتی نیست. همین واقعیت است که پروژههای براندازی نرم و سخت را با شکست مواجه کرده است.
بسیاری از تئوریسینها و اتاقهای فکر غربی، جامعه ایران را از دریچه لیبرالیسم فردگرایانه تحلیل میکنند و از درک نقش هویت دینی، ملی و رهبری الهامبخش، ناتوانند. نتیجه این ناتوانی، طراحی راهبردهایی است که در ذهن طراحان غربی «قطعی» بهنظر میرسد، اما در میدان واقعیت، یکی پس از دیگری فرو میریزد.
سومین مؤلفه قدرت، در توانمندیهای فناورانه ازجمله توان دفاعی و نظامی جمهوری اسلامی ایران است که بهعنوان بخشی از قدرت اکتسابی نظام، نقش بازدارنده و تعیینکنندهای ایفا میکند. این توانمندیها نه برای تهدید، بلکه برای ممانعت از تحمیل اراده دشمن طراحی شدهاند. عمق راهبردی و قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در کنار قدرت موشکی، توان پهپادی و تجربههای میدانی، باعث شده که حتی تندروترین جریانهای سیاسی در آمریکا نیز از عبور از خطوط قرمز ایران پرهیز کنند. تهدیدهای لفظی، دقیقا از همین نقطه ناشی میشود؛ جایی که دشمن، توان اقدام مؤثر را ندارد و به جنگ روانی پناه میبرد. فرمایش رهبرمعظم انقلاب، در واقع جمعبندی هوشمندانهای از همین واقعیت است: دشمنی که ۴۷سال نتوانسته به هدف خود برسد، نهتنها ضعیف شده، بلکه خود به شکستش اعتراف میکند.
درنهایت اینکه فرمایشهای اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، نه یک شعار، بلکه بیان یک واقعیت راهبردی است: جمهوری اسلامی ایران بر پایه ترکیبی از قدرت ذاتی گفتمانی، قدرت اکتسابی مردمی و توان بازدارنده دفاعی، مقتدرانه ایستاده است؛ ترکیبی که از دید بسیاری از استراتژیستهای غربی پنهان مانده و همین نادیدهانگاری، رمز شکست مداوم آنها در مواجهه با ایران اسلامی است. به همین دلیل است که اعتراف رئیسجمهور آمریکا، بیش از آنکه بیان یک شکایت باشد، سندی از ناتوانی ساختاری آمریکا در برابر انقلابی است که بر فهم، ایمان و ایستادگی مردم تکیه دارد و همانگونه که رهبر انقلاب تصریح فرمودند، این ناتوانی همچنان ادامه خواهد داشت.