• پنج شنبه 25 دی 1399
  • الْخَمِيس 30 جمادی الاول 1442
  • 2021 Jan 14
شنبه 8 آذر 1399
کد مطلب : 117007
+
-

تسخیر سفارت آمریکا، تاریخ ایران بعد از انقلاب را وارد فصل تازه‎‌‎ای کرد

انقلاب دوم

گزارش یک
انقلاب دوم


دومان احمدی 

سقوط دودمان پهلوی در بهمن1357، سیاست خارجی ایالات‌متحده را در قبال ایران درگیر ابهام و سردرگمی کرد؛ آمریکایی‎‌‎ها از یک‎‌‎سو خود را از بازندگان بزرگ انقلاب اسلامی می‎‌‎دیدند که فروپاشی سلطنت، ارتش و ساواک، سه راه اصلی نفوذ سنتی آنان در ساختارهای حاکمیتی ایران را سد کرده‎‌‎است و ازسوی دیگر لزوم تأمین امنیت جریان نفت و انرژی از خلیج‎‌‎فارس و مرزهای استراتژیک با اتحاد جماهیر شوروی، حفظ جایگاه راهبردی ایران در معادلات منطقه‎‌‎ای ایالات‌متحده را ضروری می‎‌‎ساخت. این پیچیدگی سبب شد آمریکا که بابت از دست‌دادن ایران نگران به‎‌‎نظر می‎‌‎رسید، از اتخاذ سیاست یکپارچه و واحدی درقبال حکومت نوپای جمهوری اسلامی ناتوان باشد.
اقدامات خصمانه دولتمردان آمریکا مانند انجام فعالیت‎‌‎های مخفیانه اطلاعاتی در کشور (که به اعتقاد مارک گازیوروسکی با هدف جمع‎‌‎آوری اطلاعات انجام می‎‌‎شد، نه سرنگونی جمهوری اسلامی)، تحویل‌ندادن قطعات یدکی نظامی به ایران که قبلا پول آنها پرداخت شده بود، حمایت از شاه و همچنین تهیه طرحی در سنا برای مسدود‌کردن دارایی‎‌‎های ایران در آمریکا از تحرکاتی بود که در آتش تنور آمریکاستیزی دمید و دولت موقت را هم که به‎‌‎دنبال راهی برای برقراری روابط مبتنی بر احترام متقابل بود، در برابر منتقدان در حالت تدافعی قرار داد که در رأس آنها حزب توده و به‎‌‎طورکلی چپ‎‌‎ها و مجاهدین و اسلام‎‌‎گرایان رادیکال قرارداشتند. چپ‎‌‎گرایان که حتی یک‎‌‎بار به سفارت آمریکا حمله کردند و عده‎‌‎ای را گروگان گرفتند (که با دخالت دولت موقت ماجرا فیصله یافت)، خواستار تعلیق همه معاملات نظامی، پیمان‎‌‎های دوجانبه و اخراج مستشاران نظامی بودند و می‎‌‎گفتند «شما باید به امپریالیست‎‌‎های یانکی حمله‎‌‎ور شوید؛ چراکه تنها زبانی که آنها می‎‌‎فهمند همین است»، درحالی‎‌‎که دولت بازرگان موافق چنین برخوردی نبود.
در این میان سرنوشت شاه در تبعید به پاشنه‎‌‎آشیل روابط دوکشور بدل شد؛ در آمریکا اختلاف‎‌‎نظر زیادی درباره پذیرش شاه به این کشور وجود داشت. ازیک‎‌‎سو سایروس ونس، وزیر امورخارجه نگران تبعات این اتفاق بود و ازسوی دیگر زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت‎‌‎ملی کارتر با همراهی افرادی مانند کیسینجر و راکفلر بر «نمایش وفاداری به دوستان قدیمی» تأکید می‎‌‎کردند. تصمیم دولت کارتر برای پذیرش شاه در آمریکا بدون توجه به هشدارهای دولت موقت که «شما دارید با آتش بازی می‎‌‎کنید»، خاطرات تلخ کودتای 28مرداد1332و سازماندهی آن از سوی آمریکایی‎‌‎ها را در افکارعمومی ایران زنده کرد و توطئه‎‌‎ای علیه جمهوری اسلامی نامیده شد.
سلسله رویدادهای به‎‌‎وقوع پیوسته در روابط ایران و آمریکا با چاشنی دیدار مسئولان دولت موقت با برژینسکی در الجزایر، سیل ضدامپریالیستی مردم را در روز 13آبان 1358 به پشت دیوارهای بلند سفارت آمریکا کشاند و این‎‌‎بار بچه مسلمان‎‌‎ها گوی سبقت را از چپ‎‌‎ها ربودند و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره) به رهبری موسوی‎‌‎خوئینی‎‌‎ها و بدون اطلاع مسئولان ارشد کشور، لانه جاسوسی را تسخیر کردند و در ادامه به انتشار اسناد موجود در سفارت به‎‌‎عنوان سندی برای خیانت‎‌‎های ایالات‎‌‎متحده پرداختند. نخستین قربانی این اقدام که امام‎‌‎خمینی(ره) هم با تأیید آن «انقلاب دوم» نامگذاری‎‌‎اش کردند، بازرگان بود که 2روز بعد استعفا کرد. قربانی دیگر این گروگانگیری 444روزه (که در 30دی1359و با پذیرش قرارداد الجزایر ازسوی دولت‎‌‎های ایران و ایالات‌متحده آمریکا پایان یافت) جیمی کارتر بود که این بحران بین‎‌‎المللی، سبب واگذاری کارزار انتخابی وی به دونالد ریگان شد.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید