ورود بلدیه به عصر مدیریت چندبعدی شهر
مجید باقری؛معاون برنامهریزی، توسعه سرمایه انسانی و امور شورای شهرداری تهران
در ارزیابی عملکرد یک نهاد عمومی یکی از خطاهای رایج و آلوده به ناآگاهی یا اغراض خاص، تقلیل مأموریتهای آن به مجموعهای از وظایف روزمره و غفلت از ابعاد گستردهتر مسئولیتهایش در قبال شهروندان است. شهرداری تهران، بهعنوان نهادی که هر روز با طیفهای متنوع و بزرگی از زندگی شهروندان سروکار دارد، نمیتواند در چارچوب تعریفی محدود از خدمات شهری باقی بماند. اداره پایتخت علاوه بر توسعه زیرساختها، نگهداشت شهر و ارائه خدمات عمومی، مستلزم توجه به مسائل اجتماعی، ارتقای کیفیت زندگی، تقویت سرمایه انسانی و ایفای مسئولیتهای گستردهتر در برابر جامعه شهری است و این همان دغدغه اصیل رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران درباره شهرداریها بهویژه شهرداری تهران است؛ یعنی تبدیل شهرداری از یک نهاد صرفا خدمات شهری به یک نهاد مؤثر اجتماعی و فرهنگی.
از همین منظر، طرح موضوعاتی مانند «تورم صفر» و «چشمروشنی» در شهرداری تهران را باید در چارچوبی وسیعتر از یک اقدام مقطعی یا رفاهی بررسیکرد. پرسش اصلی این نیست که آیا شهرداری باید به این مسائل توجه کند یا خیر، بلکه پرسش این است که چگونه میتوان ضمن انجام دقیق و بهموقع وظایف اصلی، ظرفیتهای مدیریتی و اجرایی شهرداری را برای پاسخگویی به «نیازهای واقعی شهروندان» بهکار گرفت.
تهران بر مدار برنامه
نخستین معیار برای سنجش عملکرد مدیریت شهری، میزان پایبندی آن به برنامههای مصوب و تحقق اهداف تعیینشده است. تحقق ۸1درصدی برنامه چهارم پیشرفت و تحول شهر تهران، بهعنوان برنامه مصوب شورای اسلامی شهر تهران، در کنار تحقق 98درصدی پروژههای شهری و تحقق 183همتی منابع بودجه 322همتی 1405طی 6ماه، از شاخصهایی است که باید در ارزیابی عملکرد موفق مجموعه مدیریت شهری مورد توجه قرار گیرد.
اداره یک کلانشهر با گستردگی مأموریتها (849خدمت متنوع)، تعدد سازمانها و شرکتها و تنوع نیازهای شهروندان، بدون برنامهریزی منسجم، تقسیم مسئولیت روشن و نظام نظارت مؤثر امکانپذیر نیست. در شهرداری تهران برنامهمحوری و استفاده از سازوکارهای کنترلی و نظارتی ازجمله کنترلهای ماتریسی برای آن است که فعالیت واحدهای مختلف در مسیر اهداف تعیینشده قرار گیرد و پیشبرد یک مأموریت بهمعنای متوقفشدن مأموریت دیگر نباشد، بنابراین برای قضاوت درباره اولویتهای شهرداری باید به مجموع عملکردهای آن نگاه کرد، نه صرفا به یک طرح یا اقدام مشخص.
توان واقعی یک سازمان عمومی تنها در شرایط عادی و در جریان اجرای برنامههای روزمره آشکار نمیشود، بلکه در بزنگاههای بحرانی است که ظرفیت سازمانی، سرعت تصمیمگیری، هماهنگی میان بخشها و توان عملیاتی آن محک میخورد.
عملکرد درخشان و الگوساز شهرداری تهران در جنگهای تحمیلی دوم و سوم و اغتشاشات دیماه، از منظر استمرار خدمات شهری، مدیریت شرایط اضطراری و بسیج ظرفیتهای اجرایی، نمونههایی هستند که میتوانند در ارزیابی قدرت برنامهریزی، آمادگی و توان خدمترسانی این مجموعه مورد توجه قرار گیرند. حفظ جریان خدمت در شرایط دشوار نیازمند برخورداری از برنامهریزی دقیق، ساختارهای عملیاتی، نیروی انسانی آماده، هماهنگی سازمانی و سازوکارهای تصمیمگیری متناسب با بحران است. این تجربهها یک نکته مهم را یادآوری میکنند: سازمانی که برای استمرار خدمت در شرایط پیچیده برنامهریزی میکند باید بتواند در کنار مأموریتهای اصلی خود به نیازهای نوظهور و مسائل اجتماعی نیز پاسخ دهد.
مسئولیت اجتماعی و ضرورت مدیریت یکپارچه شهری
بخش دیگری از انتقادها به این پرسش بازمیگردد که آیا ورود شهرداری به مسائل فراتر از خدمات متعارف شهری، بهمعنای فاصلهگرفتن از مأموریتهای اصلی آن است؟ پاسخ به این پرسش مستلزم توجه به ماهیت مدیریت شهری در جهان امروز است.
در کلانشهرها، مسائل شهروندان در مرزهای اداری سازمانها متوقف نمیشود. معیشت، حملونقل، محیطزیست، ایمنی، سلامت اجتماعی، کیفیت زندگی و دسترسی به خدمات، موضوعاتی بههم پیوستهاند که حل مؤثر آنها به هماهنگی میان نهادهای مختلف نیاز دارد. از همین رو، یکپارچگی در سیاستگذاری و مدیریت شهری در کنار روشنبودن حدود اختیارات و مسئولیتها، از مباحث مهم حکمرانی کلانشهری در جهان بهشمار میرود. شهرداری تهران در مسیر تلاش برای تحقق مدیریت یکپارچه شهری مصمم است با فاصله گرفتن از مدیریت سنتی و تکبعدی شهر به سمت مدیریت چندبعدی و نوین شهری حرکت کند، از این منظر طرحهایی مانند «تورم صفر» و «چشمروشنی» را میتوان در نسبت با مسئولیت اجتماعی مدیریت شهری و تلاش برای پاسخ به بخشی از دغدغههای اساسی شهروندان بررسی کرد.
شهرداری؛ نهادی برای زیست بهتر، نه صرفا اداره کالبد شهر
نگاه به شهرداری بهعنوان نهادی صرفا متولی امور کالبدی و خدمات زیستمحیطی با پیچیدگیهای زندگی شهری امروز سازگار نیست. در همین چارچوب، تأکید رهبر شهید بر ارتقای نقش اجتماعی و فرهنگی شهرداریها را باید دعوتی به بازتعریف مسئولیت مدیریت شهری دانست؛ بازتعریفی که در آن خدمات عمومی و توسعه زیرساختها همچنان جایگاه محوری دارد اما در کنار آنها توجه به سرمایه اجتماعی، فرهنگ شهروندی، همبستگی اجتماعی و کیفیت زندگی نیز اهمیت پیدا میکند. تهران بهعنوان پایتخت و بزرگترین مجموعه مدیریت شهری کشور ظرفیت دارد که در طراحی و اجرای الگوهای نوین مدیریت شهری پیشگام باشد.
اولویتی به نام سرمایه انسانی
در کنار شهروندان، کارکنان شهرداری تهران نیز بخش جداییناپذیر منظومه برنامهریزی مدیریتی شهرداری تهران هستند. اصلاح احکام کارکنان ثابت، طراحی و توسعه بستههای تسهیلاتی و رفاهی ازجمله «بسته خرسندساز»، اختصاص شارژ ثابت رفاهی ماهانه، توسعه گردشگری سازمانی و پایهگذاری سنت پرداخت حقوق در 25ام هر ماه ازجمله اقداماتی است که در این مسیر دنبال شدهاند. اهمیت این اقدامات فقط در ارائه یک خدمت یا تسهیلات خلاصه نمیشود، بلکه در پیامی است که به کارکنان منتقل میکند: نیروی انسانی ابزار اجرای برنامهها نیست، بلکه شریک اصلی تحقق اهداف سازمانی است. درعینحال، دفاع از حقوق و رفاه کارکنان نباید بهمعنای نادیدهگرفتن مطالبات شهروندان یا کاهش کیفیت خدمات عمومی تلقی شود.
مسئله، انتخاب میان خدمترسانی شهری و توجه به انسانها نیست، زیرا شهر بدون انسان و زندگی بهتر شهروندان معنایی ندارد. مسئله، چگونگی جمعکردن این مسئولیتها در یک نظام مدیریتی منسجم، قانونمدار و پاسخگوست. شهرداری تهران باید بتواند با نگرش و رویکردی چندبعدی همزمان شهر را اداره کند، در برابر بحرانها آماده باشد، از سرمایه انسانی خود صیانت کند و در مسیر ارتقای کیفیت زندگی شهروندان گام بردارد. مدیریت شهری تکبعدی در عصر چالشهای چندبعدی، تضییع حقوق شهر و شهروندان است.