• دو شنبه 20 مهر 1405
  • ١ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 12
دو شنبه 20 مهر 1405
کد مطلب : 283045
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/jq6nz
+
-

روایت خبر

چین کی قوی شد؟ 
پایان 100سال تحقیر چین با تأسیس جمهوری خلق چین به سال۱۹۴۹ برمی‌گردد، اما مذاکره با آمریکا در سال۱۹۷۲ اتفاق افتاد، یعنی ۲۳سال بعد. اما چرا با این فاصله زمانی؟‌چین ابتدا در سال۱۹۶۴ بمب اتم و سپس در سال۱۹۶۷ بمب هیدروژنی ساخت، یعنی قدرت بازدارندگی خودش را تثبیت کرد و ۸سال بعد پای میز مذاکره با آمریکا نشست.‌البته علت اصلی مذاکره چین با آمریکا نیز آن زمان اختلافاتش با شوروی بود. یعنی مائو از اختلاف 2قدرت جهانی برای منافع کشورش استفاده کرد، نه اینکه بخواهد استقلال و اقتدار نظامی چین را قربانی لبخند آمریکایی‌ها کند.‌از همه جالب‌تر اینکه جهش اقتصادی چین با اصلاحات سال۱۹۷۸، یعنی 6سال بعد از دیدار نیکسون و 2سال بعد از مرگ مائو شروع شد؛ و البته چین هیچ‌وقت هم به نسخه‌های اقتصاد لیبرالی آمریکایی تن نداد. یعنی چین اول قدرت نظامی و اقتصادی خودش را حفظ کرد و بعد وارد مذاکره شد.‌برخی با تحریف تاریخ می‌خواهند بگویند چین هم به واسطه آویزان شدن به آمریکا رشد کرد و قوی شد؛ چین هم اقتصاد را جای امنیت نشاند تا قوی شد. این تحریف تاریخ است. چین قدرت نظامی امنیتی خود را تثبیت کرد و وقتی آنقدر قوی شد که آمریکا نتواند به او زور بگوید، وارد تعامل با آمریکا شد و البته مسیر خود را رفت، مسیری متفاوت با نسخه آمریکایی و غربی. ایران هم البته مسیر خود را می‌رود، هم با توان نظامی‌اش، هم با ارتباطات راهبردی‌اش و هم البته از مسیر اقتصادی‌اش که هنوز بر پایه هویت ایرانی و اقتصاد مقاومتی است و کاملا ویرایش نشده. اما اینکه از این ضعف استفاده کنیم و منشأ اصلی گرفتاری‌مان یعنی کپی‌برداری از غرب را دوباره توصیه کنیم حرفی بی‌منطق و بی‌دلیل است.

روسیه و ایران در حال بازی شطرنج چهاربعدی
روزنامه واشنگتن ‌پست نوشت: جنگ با ایران به باتلاقی برای آمریکا بدل شده است.‌چرا چنین تحلیلی در آمریکا شکل گرفته؟ معنای باتلاق روشن است، یعنی هرچه بیشتر دست و پا بزنی، بیشتر فرومی‌روی.‌داگلاس مک‌گرگو، تحلیلگر نظامی و مشاور سابق وزیر دفاع آمریکا نوشته: «این جنگ جواب نمی‌دهد و من هیچ نشانه‌ای نمی‌بینم که نشان دهد قرار است جواب بدهد. در واقع فکر می‌کنم این جنگ قدرت‌ بزرگی را که مدت‌ها در خواب فرورفته بودند، دوباره بیدار کرده است: پارسیان.» ‌دست و پا زدن آمریکا فقط نظامی نیست، بلکه اقتصادی هم هست. محاصره ایران برای جلوگیری از فروش سوخت را که حتما خبر دارید. شنیده‌اید که ایران جلوی خروج سوخت از منطقه را گرفته و ریسک عبور را بالا برده و قیمت سوخت را در همه دنیا، خصوصا در آمریکا بالا برده. این را که ترامپ و جمهوری‌خواهان به‌دلیل همین فشار قدرتمند ایران در معرض شکست در انتخابات کنگره هستند هم حتما می‌دانید. این نکته را که ترامپ از روسیه درخواست فروش سوخت کرده و به اوکراین فشار آورده که منابع سوخت روسیه را نزند هم شنیده‌اید لابد. این یعنی یک چرخش راهبردی بزرگ در آمریکا و نفله کردن اروپا به‌خاطر نبرد با ایران تا ولو اندکی فشار افزایش قیمت سوخت را جبران کند. اما چیزی که احتمالا نشنیده‌اید حرف‌های ویل شرایور، تحلیلگر ژئوپلیتیک و نظامی آمریکایی است که نوشته: «شایعه شده است که روسیه و ایران برای دور زدن تحریم‌های آمریکا با یکدیگر همکاری می‌کنند، به این صورت که ایران گازوئیل به روسیه ارسال می‌کند و بنابراین، ممکن است بخشی از افزایش عرضه در بازارهای جهانی در واقع ناشی از صادرات ایران باشد.» ‌او درست می‌گوید. گازوئیل ایران در روسیه یافته شده. این واقعه شبیه اتفاقی است که ایران در تنگه پی گرفته و هر مقدار سوخت از تنگه عبور داده می‌شود ایران یا نفت خود را هم با آن خارج می‌کند یا پول و عوارضی می‌گیرد.‌حالا هم در مورد قیمت سوخت همین اتفاق افتاده. به قول ایتن لوینز، خبرنگار آمریکایی، «روسیه و ایران در حال بازی شطرنج چهاربعدی هستند.»

جناب وزیر، زمان اغتشاشات یادتان هست؟!
‌وزیر خارجه فرانسه از انتشار تصاویر برخورد پلیس این کشور با دانش‌آموزان معترض در حساب‌های ایرانی شبکه‌های اجتماعی و مقایسه آن با جنبش «زن، زندگی، آزادی» ناراضی است و می‌گوید هر کسی روایت خودش را از اعتراضات ارائه می‌کند و این مسئله داخلی فرانسه است.‌اما در سال ۱۴۰۱، مقام‌های فرانسوی برخورد حکومت ایران با معترضان را محکوم کردند. کاترین کولونا، وزیر خارجه وقت، از تحریم مسئولان ایرانی حمایت کرد و امانوئل مکرون در دیدار با مسیح علی‌نژاد، از زنان معترض حمایت کرد و تحولات ایران را «انقلاب» خواند.‌اعتراضات ایران با نارضایتی‌های واقعی آغاز شد، اما تخریب اموال عمومی، حملات مسلحانه و اقدامات خشونت‌آمیز، ماهیت آن را تغییر داد. گزارش کمیته ویژه بررسی ناآرامی‌ها نیز از نقش عوامل خارجی و گروه‌های سازمان‌یافته سخن گفت.‌شماری از هنرمندان فرانسوی، از جمله ژولیت بینوش و ایزابل آجانی، موهای خود را در حمایت از زنان ایرانی کوتاه کردند و رسانه‌های فرانسوی برخورد نیروهای امنیتی ایران را «سرکوب خشونت‌آمیز» نامیدند.‌امروز، رسانه‌های فرانسه از بازداشت دانش‌آموزان معترض، آسیب‌دیدن آن‌ها و انتقادها از برخورد پلیس گزارش می‌دهند.‌اگر دولت فرانسه حق دارد درباره ایران موضع بگیرد، از واژه «انقلاب» استفاده کند و خواستار تحریم مقام‌های ایرانی شود، چرا کاربران ایرانی حق ندارند درباره برخورد پلیس فرانسه اظهارنظر کنند و تناقض این رویکرد را نشان دهند؟

این خبر را به اشتراک بگذارید