صحنه به کام گیشه
عامهپسند یا فاخر؛ گزینه دیگری نیست؟
شقایق عرفی نژاد | روزنامهنگار
تئاتر ایران دربرهه ای که در آن هستیم به 3بخش تقسیم شده است. بخشی که حالا پررنگتر شده شامل کمدیهایی است که سخیفتر از گذشته روی صحنه میروند و به اسم خنداندن مخاطب با تئاتر آن میکنند که اسکندر با تخت جمشید کرد. شوخیهای فراوان جنسی، رقص و خنده گرفتن به نازلترین شکل، ویژگی اصلی تمام این نمایشهاست. منظور البته نمایشهایی نیستند که آنها را با نام تئاتر آزاد میشناسیم؛ صحبت از نمایشهایی است که در سالنهای دولتی و خصوصی روی صحنه میروند و همین است که ماجرا را نگرانکننده میکند: سرایت لحن و شکل تئاترهای آزاد به تئاتر رسمی که قرار است چه به شکل کمدی و چه غیرکمدی طرح مسئله کند، اندیشه بیافریند و مخاطب را به تعمق وادارد. بخش دیگر تئاتر امروز شامل آن چیزی است که تئاتر فاخر و کنسرتتئاتر نام گرفته و با بلیتهای گرانقیمت و بازیگران مطرح سعی در جذب مخاطب دارد. در این میان هم البته نمایشهایی هستند که نفسنفسزنان در این هیاهو همچنان سعی دارند شریف بمانند و به تولید فکر کنند. درباره وضعیت این روزهای تئاتر با رحمت امینی، مدرس و کارگردان تئاتر گفتوگو کردیم.

به نظرتان امروز تئاتر مستقل چه جایگاهی دارد؟ تئاتری که نمیخواهد با لودهبازی و ترفندهای مختلف تماشاگر جلب کند.
اگر بخواهیم بعد از انقلاب را مرور کنیم تا به این سؤال جواب بدهیم که چرا اصلا تئاتر مستقل به این روز افتاده، چون حال و روز خوشی ندارد، دلایل مختلفی برای آن پیدا میشود. قبلش البته باید توضیح بدهم که من معتقد به حضور انواع سلایق، تفکرات، گونهها و مدلهای تئاتر هستم. در ایران از سالهای پیش نمایشهایی داشتیم که به آنها لالهزاری میگفتند و مربوط به لالهزار بعد از سال1332 بود. بعدتر اسم بیهویتی به نام آزاد روی آنها گذاشتند که در گلریز و سینما دماوند و غیره اجرا میشد که من اسم کمدی شبانه را روی آن گذاشتهام، چون این کمدیها معمولا از ساعت 9شب شروع میشوند و تا نیمهشب ادامه دارند. این نوع تئاتر تکلیفش خیلی معلوم است. گروه صرفا آمده بخنداند و تمام سازوکارهای مالیاش هم، از اجاره سالن گرفته تا بازیگران و تبلیغات پای خودش است. گردش مالی قابل توجهی هم دارد. مدل دیگر تئاتر زمانی اتفاق افتاد که تئاترهای خصوصی شکل گرفتند. این نمایشها از نظر ساختار اقتصادی به کمدی شبانه شبیه اند، ولی الزاما کمدی نیستند. مدل سومی هم از نظر من وجود دارد. تا ۲۰سال پیش حمایتکننده و تهیهکننده تئاتر خود دولت بوده که در سالنهای دولتی مثل تئاترشهر و مولوی اجرا میشده. اینها قرارداد میبستند و پول کارگردان و گروه را میدادند. از حدود 2دهه پیش کمکم این نوع تئاتر از بین رفت؛ یعنی تئاتری که کارگردان و گروه اجرایی دغدغه گیشه نداشتند. متأسفانه این تئاتر در تهران دیگر نابود شده. الان تنها سایهای که از این تئاتر مانده این است که مثلا کارگردان در تئاترشهر اجرا میکند و دیگر هزینه کرایه سالن نمیدهد، ولی باید خودش فکری برای تماشاگر و دکورش بکند. این وضعیتی که پیش آمده باعث شده تئاتر اندیشهورز به حاشیه برود.
مسئله نگرانکننده این است که الان در تئاترهای رسمی هم نمایشهایی روی صحنه میرود که دقیقا شبیه کمدیهای شبانه است.
بله، به نظرم پای این کمدی شبانه به تئاترهای رسمی هم باز شده. دلیلش هم این است که خود مدیر سالن میپرسد میتوانی بفروشی، میتوانی این تعداد صندلی را پر کنی یا نه.
اگه بخواهید مقایسهای بین تئاتر دهه های70 و 80 و امروز انجام بدهید، چه میگویید؟
حتی آدمهای آنموقع هم نسبت به الان فرق کرده اند . آنموقع بیضایی کار میکرد و امثال رحمانیان را داشتیم که هر اجرایش یک اتفاق بود. البته باز هم خیلی مشکل داشتیم، ولی باز از آنجا که کارگردان دغدغه کمتری داشت، میتوانست کار خوب بکند. بعدا خود آقای رحمانیان مجبور شد کارهایی روی صحنه ببرد که بتواند پول در بیاورد. یکچیزی را هم واقعا از ته دل میگویم. با همه این آسیبها و ویژگیهایی که برشمردم بچههای جوان و دانشگاهی تئاتر تمام تلاششان این است که از این نابسامانیها همواره مسیرهایی را برای تئاتر هنرمندانه پیدا کنند.