آرزوی دیپلماسی اتفاقی در راهروهای سازمان ملل
هر سال، با نزدیک شدن به روزهای برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل، یک تصویر قدیمی دوباره از بایگانی سیاست بیرون کشیده میشود؛ تصویر رئیسجمهور ایران و آمریکا که شاید در راهروهای ساختمان شیشهای نیویورک به هم برسند، دستی تکان دهند، لبخندی رد و بدل کنند و چند کلمهای با هم حرف بزنند؛ تصویری ساده اما با روایتی بزرگ.
سالهاست عدهای تلاش کردهاند همین چند ثانیه را به نشانهای از یک تغییر تاریخی تبدیل کنند؛ گویی اختلافات عمیق میان تهران و واشنگتن، پروندههای پیچیده سیاسی و دههها منازعه، پشت یک احوالپرسی کوتاه در راهروی سازمان ملل جا میماند.
اما سیاست، قصه عکسها نیست؛ قصه تصمیمهاست.
تجربه سالهای گذشته هم همین را نشان داده است. زمانی که گفتوگوها میان مقامهای ایرانی و آمریکایی به بالاترین سطح خود رسید، عکسها ثبت شد، لبخندها دیده شد و حتی قدمزدنهای دیپلماتیک ظریف و جان کری هم خبرساز شد؛ اما چند سال بعد، سرنوشت توافق هستهای نشان داد که یک قاب دوستانه نمیتواند جایگزین واقعیتهای سخت سیاست شود.
حالا دوباره همان داستان با یک کلمه آغاز شده است.
یک خبرنگار فاکسنیوز از دونالد ترامپ پرسید: آیا حاضر است در حاشیه نشست سازمان ملل با مسعود پزشکیان دیدار کند؟ پاسخ کوتاه بود:«احتمالا.»
همین یک کلمه، تبدیل به تیتر شد. یک احتمال، در برخی رسانههای داخلی به یک خبر قطعی تبدیل و دوباره بازار تحلیلها درباره «دیدار تاریخی» داغ شد.
اما پشت این هیاهو، یک واقعیت غیرقابل انکار وجود دارد؛ در دنیای سیاست، فاصله میان یک عکس و یک توافق، فاصلهای بسیار طولانی است.
آمریکا و ایران سالهاست با پروندههایی روبهرو هستند که نه با یک دست دادن حل میشود و نه با چند دقیقه گفتوگو در حاشیه یک اجلاس.
از تحریمها تا مسائل امنیتی، از اختلافات منطقهای تا بیاعتمادیهای انباشتهشده، همهچیز نیازمند تصمیمهایی واقعی است؛ تصمیمهایی که روی کاغذ بیایند و در عمل دیده شوند.